مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 257 100 1

vaccine

تلفظ vaccine
تلفظ vaccine به آمریکاییUs : /ˌvækˈsiːn/   تلفظ vaccine به انگلیسیUk : /ˈvæksiːn/

معنی: مایه، واکسن، مایه ابله

معنی vaccine به فارسی

مایه ابله گاو
سوزن ابله کوبی
ابله کوبی
ابله کوب
واکسن پولیو

مترادف vaccine

- اسم -
مایه
stock , principal , reason , ferment , amount , tonality , source , capital , funds , vaccine , whey , yeast , key , leaven
واکسن
vaccine
مایه ابله
vaccine

معنی vaccine در دیکشنری تخصصی

vaccine
[علوم دامی] واکسن ؛ سوسپانسیونی از میکروارگانیسم های تخفیف حدت یافته یا کشته شده مانند باکتری ها ، ویروسها ، یا ریکتزیا ها که به منظور پیشگیری یا درمان یک بیماری عفونی به فرد تزریق می شود .
[کامپیوتر] واکسینه کردن- برنامه ی کامپیوتری که کامپیوتر را در برابر ویروسهای کامپیوتری محافظت می کند، نگاه کنید به virus. نام دیگر آن نرم افزار ضد ویروس یا محافظ ویروس است ؛ اما هیچ برنامه ی ضد ویروسی نمی تواند کامپیوتر را در برابر همه ی ویروسها محافظت کند. - واکسن
[بهداشت] واکسن
[بهداشت] سوزن واکسن
[بهداشت] واکسن پولیو

معنی کلمه vaccine به انگلیسی

vaccine
• solution of weakened or modified pathogen cells which is injected into the body in order to stimulate the production of antibodies to a disease; program that is designed to protect against computer viruses
• a vaccine is a substance containing a harmless form of the germs that cause a disease which is given to people to prevent them getting the disease.
anti rabies vaccine
• immunization which prevents infection with the virus that causes rabies
distemper vaccine
• special vaccine given to dogs to immunize them against distemper (infectious disease)
german measles vaccine
• vaccine which protects against the virus which causes german measles
jaundice vaccine
• inoculation against jaundice (illness characterized by yellowness of skin and and loss of appetite)
measles vaccine
• immunization against measles
rubella vaccine
• immunization against this infectious disease that causes small red spots on the skin
sabin vaccine
• vaccine (that contains live weakened poliovirus) against polio that is taken orally named after albert sabin
salk vaccine
• vaccine against the viruses which cause polio

پیشنهاد شما درباره معنی vaccine



نام نویسی   |   ورود
معنی vaccine
کلمه : vaccine
املای فارسی : واکسن
اشتباه تایپی : رشززهدث
عکس vaccine : در گوگل


آیا معنی vaccine مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 95% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه آنالی