مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 253 100 1

vacillatory

تلفظ vacillatory
تلفظ vacillatory به آمریکاییUs   تلفظ vacillatory به انگلیسیUk

معنی: مردد، نا پایدار، تغییر پذیر، مشکوک، نوسانی، جنبان

مترادف vacillatory

- صفت -
مردد
acatalectic , hesitant , wavering , hesitating , uncertain , unsure , half-hearted , irresolute , unready , vacillatory
نا پایدار
fugacious , changeable , astable , unstable , labile , ramshackle , evanescent , transitory , astatic , transient , mutable , impermanent , vacillatory
تغییر پذیر
supple , variable , changeable , skittish , mutant , mutable , convertible , plastic , vacillatory
مشکوک
uncertain , esoteric , questionable , suspicious , doubtful , fishy , dubious , shady , dubitable , precarious , vacillatory , skeptic
نوسانی
pendulous , swinging , vacillatory
جنبان
vacillatory

پیشنهاد شما درباره معنی vacillatory



نام نویسی   |   ورود
معنی vacillatory
کلمه : vacillatory
املای فارسی : وکیللتری
اشتباه تایپی : رشزهممشفخقغ
عکس vacillatory : در گوگل


آیا معنی vacillatory مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 97% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه آنالی