variously

/ˈveriəsli//ˈveərɪəsli/

بطورمختلف، چند جور

جمله های نمونه

1. The drug is variously known as crack or freebase.
[ترجمه گوگل]این دارو با نام های مختلف کراک یا فری بیس شناخته می شود
[ترجمه ترگمان]این دارو به طرق مختلف به عنوان ترک یا ترک شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This material is variously termed ash, clinker, cinders or slag.
[ترجمه گوگل]این ماده را با نام های مختلف خاکستر، کلینکر، سیندر یا سرباره می نامند
[ترجمه ترگمان]این مواد به طرق مختلف خاکستر، کلینکر، خاکستر یا سرباره نامیده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He has been variously described as a hero, a genius and a bully.
[ترجمه گوگل]او را به عنوان یک قهرمان، یک نابغه و یک قلدر توصیف کرده اند
[ترجمه ترگمان]او به طرق مختلف به عنوان یک قهرمان، یک نابغه و یک زورگو توصیف شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The figure of the Ancient Mariner has been variously interpreted.
[ترجمه گوگل]شخصیت دریانورد باستانی تفسیرهای مختلفی شده است
[ترجمه ترگمان]پیکر ملوان باستانی به طرق گوناگونی تفسیر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His fortune has been variously estimated at between $1 and $2 billion.
[ترجمه گوگل]ثروت او بین 1 تا 2 میلیارد دلار تخمین زده شده است
[ترجمه ترگمان]ثروت او به طور گوناگونی بین ۱ تا ۲ میلیارد دلار برآورد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The cost has been variously estimated at between £10 million and £20 million.
[ترجمه گوگل]هزینه آن بین 10 تا 20 میلیون پوند تخمین زده شده است
[ترجمه ترگمان]هزینه آن به طور گوناگونی بین ۱۰ میلیون پوند و ۲۰ میلیون پوند برآورد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He was variously described as a hero, a genius and a fool.
[ترجمه گوگل]او را به گونه های مختلف به عنوان یک قهرمان، یک نابغه و یک احمق توصیف کردند
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک قهرمان، یک نابغه و یک احمق به نظر می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The channels are known variously as the grapevine, gossip and rumour.
[ترجمه گوگل]این کانال ها به شکل های مختلفی به عنوان درخت انگور، شایعات و شایعات شناخته می شوند
[ترجمه ترگمان]از کانال های خبری، شایعه و شایعه پخش می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The shift away from isolation has been variously interpreted.
[ترجمه گوگل]دور شدن از انزوا تفسیرهای مختلفی شده است
[ترجمه ترگمان]این تغییر از انزوا به طرق گوناگونی تفسیر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The Reagans condemned the book, which was variously believed and disbelieved by critics and insiders.
[ترجمه گوگل]ریگان ها این کتاب را محکوم کردند که منتقدان و خودی ها آن را باور و باور نکردند
[ترجمه ترگمان]The این کتاب را که به طرق گوناگونی مورد اعتقاد منتقدان و افراد داخلی بود محکوم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The stories about her render her variously as victim, betrayer, seducer, and translator.
[ترجمه گوگل]داستان‌های مربوط به او، او را قربانی، خیانت‌کننده، اغواگر و مترجم می‌کند
[ترجمه ترگمان]داستان هایی در مورد او که او را قربانی کرده بود، به عنوان قربانی، خائن و مترجم و مترجم به او خیانت کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Berger's views relate to a specifically political motivation, variously apparent throughout the novel.
[ترجمه گوگل]دیدگاه‌های برگر به انگیزه‌ای خاص سیاسی مربوط می‌شود که به‌طور متفاوتی در سراسر رمان آشکار است
[ترجمه ترگمان]دیدگاه های برگر به یک انگیزه سیاسی خاص مربوط است، که همه آن ها در سراسر رمان ظاهر می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. These fundamental rights are variously described and vindicated by a variety of philosophical arguments to which we can not do justice here.
[ترجمه گوگل]این حقوق اساسی با انواع استدلال‌های فلسفی توصیف و اثبات می‌شوند که در اینجا نمی‌توانیم عدالت را رعایت کنیم
[ترجمه ترگمان]این حقوق اساسی به طرق مختلف توصیف و توسط انواع مباحثات فلسفی توجیه و توجیه می شود که ما نمی توانیم این کار را در اینجا انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This stricture is one that has been variously repeated in a large number of literary and critical theories in this century.
[ترجمه گوگل]این سخت گیری از جمله مواردی است که در این قرن در تعداد زیادی از نظریه های ادبی و انتقادی تکرار شده است
[ترجمه ترگمان]این stricture یکی از موارد متعددی است که در تعداد زیادی از نظریات ادبی و انتقادی در این قرن تکرار شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The constant is the head, variously rendered but always recognisably the same basic structure.
[ترجمه گوگل]ثابت همان سر است که به شکل های مختلف ارائه می شود اما همیشه به طور قابل تشخیص همان ساختار اصلی است
[ترجمه ترگمان]ثابت، سر، متفاوت است، اما همیشه همان ساختار اصلی را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• in various ways, in differing ways
variously is used to introduce a number of different ways in which something is described.

پیشنهاد کاربران

به صورتهای متفاوتی. به اشکال گوناگون. به طرق مختلف
مثال:
Look! How We paraphrase the signs variously.
بنگر که چگونه نشانه هایمان را به طرق مختلف بیان می کنیم.
�انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیَاتِ�
variously: مختلف
variously to: مختلف به
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : vary
✅️ اسم ( noun ) : variety / variability / variable / variance / variant / variation / variableness / variousness / varietal / variate
...
[مشاهده متن کامل]

✅️ صفت ( adjective ) : variable / variant / various / varied / varying / varietal / variational
✅️ قید ( adverb ) : variably / variously / variedly / varyingly

به انحاء مختلف، به طرق گوناگون
با عناوین مختلف
به شیوه های متنوع و گوناگون، به طرق مختلف

بپرس