مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

دیکشنری فارسی به عربی

آثار باستانی (تاریخی)
آحاد ملت
أخذ کرد
آخرین نشست
آخرین نظرسنجیها
آخرین نظرسنجیها نشانگر (حاکى از) آن است که
آخرین همه پرسیها
آخرین همه‏پرسى بیانگر آن است که
آدمک رئیس جمهور آمریکا
آذین بندی کردن
آرام گرفت
آرامش
آز
آزاد سازى (بازپس‏گیرى)
آزاد کرد
آزاد کرد از
آزاد کردن
آزادى خواهان
آزادی اندیشه
آزادی به قید ضمانت
آزادی بیان
آزادی خواهی
آزادی عقیده
آزادی مطبوعات
آزادی کشتیرانی
آزادیخواهانه
آزرد او را
آزمایش
آزمایش لیاقت
آزمایش معکوس
آزمایشهای اوّلیه
آزمایشی
آزمایشی کرد
آزمایه
آزمون
آسایش پیدا کرد
آسیای صغیر
آسیای میانه
آشفتگی
آشفته خاطر کردن
آشفته ساخت
آشفته کرد
آشفته کردن
آشوب
آشوب (فتنه) به راه انداختن (به پا کردن)
آشوب به راه انداختن
آشکار کرد
آشکارکرد
إعمال خشونت
آغاز کرد
آگاه شد از
آگاه شد به
آگاه کرد او را از
آگاهی
آگاهی یافت به (از) آن (او)
آلت دست
آلت دست دیگران
آلت دست دیگران (بازیچه دیگران)
آمادگى کامل
آماده
آماده باش داد
آماده باش کامل
آماده شد
آماده شد براى
آماده شلیک
آماده کرد
آماده کردن مردم براى رزم و غیره
آمار
آمار گرفت
آمارگیر
آمارگیری
آمارگیری جمعیت
آمارگیری کرد
آمارها
آمریکا دشمن بشریت
آهنگ…کرد
آورد
آکنده کرد
آیین بازنگری
آیین نامه