مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 108 100 1

آب بندی کردن


تلفظ caulk به آمریکاییتلفظ caulk به انگلیسی caulk
تلفظ chink به آمریکاییتلفظ chink به انگلیسی chink

معنی آب بندی کردن به انگلیسی

مترادف کلمه آب بندی کردن

- فعل -
caulk
مسدود کردن ، بتونهگیری کردن ، زیرپوش سازی کردن ، درز گرفتن ، اب بندی کردن ، نعل زدن ، بتونه کاری کردن ، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن ، چرت زدن
calk
مسدود کردن ، بتونهگیری کردن ، زیرپوش سازی کردن ، درز گرفتن ، اب بندی کردن ، نعل زدن ، کپیه کردن ، بتونه کاری کردن ، شکاف و سوراخ چیزی را گرفتن ، با نعل یا لگد اسب مجروح شدن

پیشنهاد شما در مورد معنی آب بندی کردن


آخرین پیشنهادات
آیا معنی آب بندی کردن مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 96% )
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس