مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 125 100 1

آب دادن


تلفظ water به آمریکاییتلفظ water به انگلیسی water
تلفظ quench به آمریکاییتلفظ quench به انگلیسی quench
تلفظ to plate به آمریکاییتلفظ to plate به انگلیسی to plate
تلفظ to coat with siver / gold / etc به آمریکاییتلفظ to coat with siver / gold / etc به انگلیسی to coat with siver / gold / etc
تلفظ to temper or anneal به آمریکاییتلفظ to temper or anneal به انگلیسی to temper or anneal

معنی آب دادن به انگلیسی

مترادف کلمه آب دادن

- فعل -
temper
میزان کردن ، مخلوط کردن ، اب دادن ، ملایم کردن ، ابدیده کردن ، درست ساختن ، درست خمیر کردن
water
خیساندن ، خیس عرق شدن ، خیس کردن ، اب دادن
drench
خیساندن ، خیس کردن ، نوشانیدن ، اب دادن
irrigate
اب دادن ، ابیاری کردن

نظر کاربران در مورد معنی آب دادن

احمد رضا ٠٧:٤٢ - ١٣٩٦/٠٢/١٦
لو دادن،آماده کردن برای کاری

پیشنهاد شما در مورد معنی آب دادن


آیا معنی آب دادن مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 97% )
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس