مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 125 100 1

آب دهان


تلفظ saliva به آمریکاییتلفظ saliva به انگلیسی saliva
تلفظ spit به آمریکاییتلفظ spit به انگلیسی spit
تلفظ spittle به آمریکاییتلفظ spittle به انگلیسی spittle
تلفظ water به آمریکاییتلفظ water به انگلیسی water

معنی آب دهان به انگلیسی

مترادف کلمه آب دهان

- اسم -
spit
میله ، شمشیر ، دشنه ، سیخ ، رطوبت ، تف ، بزاق ، اب دهان ، خدو ، سیخ کباب
slobber
خوی ، گل ، گلیز ، لجن ، بزاق ، اب دهان ، گریه بچگانه
saliva
خوی ، بزاق ، اب دهان ، خدو
spittle
تف ، اب دهان ، مایع مترشحه از غدد بزاقی
slaver
اب دهان ، کشتی حامل بردگان ، برده فروش ، تاجر برده ، اب افتادن دهان

پیشنهاد شما در مورد معنی آب دهان


آیا معنی آب دهان مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 99% )
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس