مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

تنفس


تلفظ breath به آمریکاییتلفظ breath به انگلیسی breath
تلفظ breather به آمریکاییتلفظ breather به انگلیسی breather
تلفظ breathing به آمریکاییتلفظ breathing به انگلیسی breathing
تلفظ intermission به آمریکاییتلفظ intermission به انگلیسی intermission
تلفظ respiration به آمریکاییتلفظ respiration به انگلیسی respiration
تلفظ rest به آمریکاییتلفظ rest به انگلیسی rest
تلفظ break به آمریکاییتلفظ break به انگلیسی break
تلفظ recess به آمریکاییتلفظ recess به انگلیسی recess

معنی تنفس به انگلیسی

مترادف کلمه تنفس

- اسم -
break
وقفه ، تفریح ، تنفس ، شکاف ، شکست ، شکستگی ، فرصت ، مهلت ، فرجه ، انقصال ، بادخور
intake
خورد ، تنفس ، حقه ، نیروی جذب شده ، مدخل ابگیری ، جای ابگیری ، نیروی بکار رفته ، مک ، فرا گرفتگی ، مقدار جذب چیزی به درون
recess
کنار ، تعطیل موقتی ، گوشه ، تنفس ، پس زنی ، باز گشت ، طاقچه ، تو رفتگی ، فترت ، تو رفتگی در دیوار ، عقب نشینی ، دوره فترت
aspiration
اه ، استنشاق ، شهیق ، ارزو ، تنفس ، دم زنی
breathing
تنفس ، دم زنی
respiration
تنفس ، دم زنی ، دم
entr'acte
تنفس

پیشنهاد شما در مورد معنی تنفس


آخرین پیشنهادات
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس
دیکشنری آبادیس