مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 191 100 1

آب تاختن

معنی آب تاختن در لغت نامه دهخدا

آب تاختن. [ ت َ ](مص مرکب ) میختن. میزیدن. (صحاح الفرس ) :
ز قلب آنچنان سوی دشمن بتاخت
که از هیبتش شیر نر آب تاخت.
رودکی.
و سنگ اندر کمیزدان و دشخواری آب تاختن. (التفهیم ).

معنی آب تاختن به فارسی

آب تاختن
( مصدر ) پیشاب کردن ادرار کردن شاشیدن .
میختن میزیدن

معنی آب تاختن در فرهنگ معین

آب تاختن
(تَ) (مص ل .) ادرار کردن ، شاشیدن .

پیشنهاد شما در مورد معنی آب تاختن


آخرین پیشنهادات
مریم آقاسی > معنی Quantification
مهرداد سایه بان > معنی Permission
SAEED > معنی xiphias
حسینخانی هزاوه > معنی هرزنه
abbas > معنی one-off pair
حیدر نیک آیین > معنی حضوری
abbas > معنی clicker
عاطفه > معنی appeal

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی آب تاختن
کلمه : آب تاختن
اشتباه تایپی : Hf jhojk
عکس آب تاختن : در گوگل


آیا معنی آب تاختن مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 99% )
بستن تبلیغات
خرید بلیط هواپیما
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس