مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 130 100 1

آب خوردن

معنی آب خوردن در لغت نامه دهخدا

آب خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) آشامیدن آب :
هرچند خلنده ست چو همسایه ٔ خرماست
بر شاخ چو خرماش همی آب خورَد خار.
ناصرخسرو.
- در یک آب خوردن ؛ در لحظه ای. در مدتی سخت کوتاه.

معنی آب خوردن به فارسی

آب خوردن
( مصدر ) آب نوشیدن آشامیدن آب . یا در یک آب خوردن . در یک لحظه در مدتی بسیار کوتاه. یا مثل آب خوردن . بسیار سهل خیلی آسان .
بقلم آب خوردن
کنایه از آب بسیار خوردن است

معنی آب خوردن در فرهنگ معین

آب خوردن
(خُ دَ)(مص ل .)۱ - آب نوشیدن ، آشامیدن آب . ۲ - (کن .) سرچشمه گرفتن ، ناشی شدن . ۳ - هزینه برداشتن ، خرج برداشتن .

پیشنهاد شما در مورد معنی آب خوردن


معنی آب خوردن
کلمه : آب خوردن
اشتباه تایپی : Hf o,vnk
عکس آب خوردن : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با آب خوردن در گوگل



آیا معنی آب خوردن مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 98% )
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس