مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 248 100 1

آب پز کردن

معنی آب پز کردن به فارسی

آب پز کردن
[boiling] [علوم و فنّاوری غذا] پختن مواد غذایی در آب جوش یا سایر مایعات حاوی آب
[braise] [علوم و فنّاوری غذا] تفت دادن گوشت و سبزیجات در روغن و سپس پختن آرام آنها در مقدار کمی آب
[stew] [علوم و فنّاوری غذا] پختن آرام مواد غذایی در آب کم به مدت طولانی و در ظرف دربسته

معنی آب پز کردن به انگلیسی

- فعل -
scald
اب پز کردن ، با آب گرم سوزاندن ، اب جوش ریختن روی ، تاول زده کردن
poach
دزدیدن ، لگد زدن ، راندن ، فرو کردن ، بهم زدن ، تجاوز کردن به ، هل دادن ، اب پز کردن ، دزدکی شکار کردن ، برخلاف مقررات شکار صید کردن
pot roast
اب پز کردن

پیشنهاد شما درباره معنی آب پز کردن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

معنی آب پز کردن
کلمه : آب پز کردن
اشتباه تایپی : Hf ~c ;vnk
عکس آب پز کردن : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با آب پز کردن در گوگل



آیا معنی آب پز کردن مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 94% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه کمپو