مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 165 100 1

آب چیلک

معنی آب چیلک در فرهنگ معین

آب چیلک
(لَ) (اِ.) پرندة مهاجری که جثة کوچک ، سر گرد، منقار دراز و باریک و پاهای بلند دارد و در کنار نهرها زندگی می کند و از کرم ها و حشره ها تغذیه می کند.

پیشنهاد شما در مورد معنی آب چیلک


آخرین پیشنهادات
پوریا ابوالفضلی > معنی written law
پوریا ابوالفضلی > معنی wire pulling
پوریا ابوالفضلی > معنی settled question
پوریا ابوالفضلی > معنی unsettled question
پوریا ابوالفضلی > معنی vacancy
تینابانو > معنی تینا
مرد جان سخت > معنی مهراس
سیامند > معنی سیامند

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی آب چیلک
کلمه : آب چیلک
اشتباه تایپی : Hf ]dg;
عکس آب چیلک : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با آب چیلک در گوگل



آیا معنی آب چیلک مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 96% )
بستن تبلیغات
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس