مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 135 100 1

آگاهی

/'AgAhi/

مترادف آگاهی: آگهی، اطلاع، خبر، وقوف، بینش، شناخت، علم، معرفت، دانایی، روشن ضمیری، هوشیاری، تامینات

متضاد آگاهی: جهالت، غفلت

معنی آگاهی در لغت نامه دهخدا

آگاهی. (حامص ، اِ) شناخت. خبَر. نباء. اطلاع. آگهی. || علم. معرفت. خبرت. وقوف. عرفان :
پس آگاهی آمد به اسفندیار
که کشته شد آن شاهزاده سوار.
فردوسی.
پس آگاهی آمد بشاه بزرگ
ز مهراب و دستان سام سترگ.
فردوسی.
پس آگاهی آمد ز فرخ پسر
بمادر که فرزند [ فریدون ] شد تاجور.
فردوسی.
پس آگاهی آمد ز هاماوران
بدشت سواران نیزه وران.
فردوسی.
پس آگاهی آمد سوی نیمروز
به نزدیک سالار گیتی فروز.
فردوسی.
چو آگاهی آمد به آزادگان
برِ پیر گودرز گشوادگان.
فردوسی.
چو آگاهی آمدبایران ز شاه
از آن ایزدی فرّ و آن دستگاه.
فردوسی.
چو آگاهی آمد به پرویز شاه
که پیغمبر قیصرآمد ز راه.
فردوسی.
چو آگاهی آمد بسوی گراز
که آن نامور شد سوی رزم باز.
فردوسی.
چو آگاهی آمد بگردان شاه
خرامان برفتند تا بارگاه.
فردوسی.
چو آگاهی آمد بگشتاسب شاه
که سالار ترکان چین با سپاه...
فردوسی.
چو آگاهی آمد سوی نیمروز
بنزد سپهدار گیتی فروز.
فردوسی.
چو آن نامه نزدیک خسرو رسید
ز پیوستن آگاهی نو رسید.
فردوسی.
ز آگاهی نامدار اردشیر
سپه انجمن شد بر آن آبگیر.
فردوسی.
که آگاهی ما بخسرو برد
ورا زآن سخن هدیه ٔ نو برد.
فردوسی.
چنان کز تو به نزدیک من است ای خسرو آگاهی
ز تو تا خسروان چندان بود کز ماه تا ماهی.
فرخی.
این ملکه نصیحتی کرده است و سخت بوقت آگاهی داده.(تاریخ بیهقی ). پادشاهان را این آگاهی نباشد اما منهیان و جاسوسان برای این کارها باشند تا چنین دقائق ها را نپوشانند. (تاریخ بیهقی ).
عبادت بتقلید گمراهی است
خنک رهروی را که آگاهی است.
سعدی.
- آگاهی خواستن ؛ استخبار. استعلام.
- آگاهی دادن ؛ آگاه کردن. اِخبار. اعلام. انباء. آگاهانیدن. اذان. تنبیه. پیام.
- آگاهی ، آگاهی مرگ ؛ نَعی. خبر مرگ :
چنین تا به نزدیک گشتاسب شد
به آگاهی درد لهراسب شد.
فردوسی.
از آن روزبانان ناپاکمرد
تنی چند روزی بدو بازخورد
گرفتند و بردند بسته چو یوز
بر او بر سر آورد ضحاک روز...
چو آگاهی شوی بشنود زن
ز بیدادها بر سرش آمدن
دوان داغدل خسته ٔ روزگار
همی رفت پویان سوی مرغزار.
فردوسی.
بمادر یکی نامه فرمود و گفت
که آگاهی مرگ نتوان نهفت.
فردوسی.
- آگاهی یافتن ؛ انتباه. انتبال.

آگاهی. (اِ) اداره ای در شهربانی برای تعقیب بزهکاران. (فرهنگستان ).

معنی آگاهی به فارسی

آگاهی
۱ - خبر اطلاع . ۲ - علم معرفت عرفان . ۳ - ( اسم ) اداره ای در شهربانی که وظیف. آن کشف دزدیها وجنایات است . تائ مینات .
شناخت خبر اداره ای در شهربانی
[awareness] [روان شناسی] آگاه بودن از وقایع یا تجارب درونی یا بیرونی
آگاهی یافتن
( مصدر ) انتباه آگاه شدن .
آگاهی جمعی
[collective conscience] [جامعه شناسی] نظامی اخلاقی و اجتماعی شامل احساسات و باورها و ارزش های مشترک میان افراد جامعه که خارج از اختیار فرد و همچون نیرویی مستقل بر او تأثیر می گذارد
آگاهی جنس مؤنث
[female consciousness] [مطالعات زنان] شناخت زنان از اینکه چگونه در یک طبقۀ خاص یا فرهنگ یا دورۀ تاریخی تعریف های مشخصی از جنس مؤنث پدید آمده است
آگاهی خواستن
( مصدر ) استخبار استعلام .
آگاهی دادن
( مصدر ) آگاه کردن اخبار اعلام .
آگاهی رسانی جاری
[current awarenes] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← اشاعۀ گزینشی اطلاعات
آگاهی طبقاتی
[class consciousness] [باستان شناسی، جامعه شناسی] مفهومی سوسیالیستی و پرولتاریایی مبتنی بر نظریۀ مارکسیستی که مطابق با آن کارگران با آگاهی از موقعیت طبقاتی خود با رویکرد انقلابی و ایجاد تغییراتی بنیادین در جامعه از «طبقه در خود» به «طبقه برای خود» گذار می کنند
آگاهی نامۀ جرایم
[crime bulletin] [حقوق] نشریه ای چاپی یا الکترونیکی حاوی اخباری که تحلیل گرهای جرم دربارۀ بزه کاران پرتحرک و جرایم زنجیره ای و رویدادهای مجرمانه تهیه می کنند
آستانۀ گفتار آگاهی
[speech awareness threshold, SAT] [شنوایی شناسی] ← آستانۀ کشف
بافت آگاهی
[context awareness] [مهندسی نقشه برداری] فنّاوری توانمندساز سامانه های همه جاگاه
تابلو پیش آگاهی
[advance direction sign] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] تابلویی که پیش از رسیدن به تقاطع نصب می شود و جهت مسیر و مقاصد پیش رو را نمایش می دهد
دژ آگاهی
دژ آگاه بودن جهل مرکب
ناخود آگاهی
نا آگاهی از خود بیخبری ازخویش .
کار آگاهی
شغل و عمل کار آگاه
بد آگاهی
خبر بد خبر مرگ .
تن آگاهی
[body awareness] [روان شناسی] ادراک فرد از ساختار بدنی اش به منزلۀ مؤلفه ای از تن انگاره
حس آگاهی
[sensory awareness] [روان شناسی] توانایی درک دادۀ حسی یا محرک، مانند صدا یا تصویر، که ازطریق اندام های حسی دریافت می شود
خود آگاهی
آگاهی بدون واسطه بچیزی اطلاع به امری بدون واسطه داشتن .
روش های باروری آگاهی
[fertility awareness methods, awareness mothods] [علوم سلامت] روش های طبیعی تنظیم خانواده مبتنی بر آگاهی از دورۀ باروری در چرخۀ قاعدگی و پرهیز از رابطۀ جنسی محافظت نشده در این دوره

معنی آگاهی در فرهنگ معین

آگاهی
۱ - (حامص .) خبر، اطلاع . ۲ - دانش ، معرفت . ۳ - ( اِ.) شعبه ای از نیروهای انتظامی که به کشف دزدی ها و جنایات می پردازد. در گذشته تأمینات می گفتند.

معنی آگاهی در فرهنگ فارسی عمید

آگاهی
۱. خبر داشتن، اطلاع.
۲. هوشیاری، آگاه بودن: عبادت به تقلید، گمراهی است / خُنُک رهرویی را که آ گاهی است (سعدی۱: ۱۷۸).
۳. (اسم) سازمان نیروی انتظامی برای کشف دزدی، جنایت، و دستگیر کردن بزه کاران، تٲمینات.
۴. (اسم) [قدیمی] خبر.
* آگاهی خواستن: (مصدر لازم) خبر خواستن، خبر پرسیدن.
* آگاهی دادن: (مصدر لازم) خبر دادن، آگاه ساختن، آگاهانیدن.

معنی آگاهی در دانشنامه ویکی پدیا

آگاهی
در فلسفهٔ ذهن، آگاهی (به انگلیسی: awareness) با خودآگاهی (consciousness) برابر نیست بلکه هر یک تعریف جداگانه ای دارد.
برای نمونه، دیوید چالمرز تفاوت میان آگاهی و خودآگاهی را اینگونه بیان می کند:
آگاهی، قرین روانشناختی خودآگاهی است.
آگاهی از بیهوشی
آگاهی از بیهوشی (انگلیسی: Anesthesia awareness) به آگاهی اتفاقی یا ناخواسته در بیهوشی عمومی حین عمل گفته می شود. این اتفاق، عارضه ای پنهانی است و وقتی رخ می دهد که حالت بیهوشی کامل در طول روند بیهوشی، اتفاق نیفتاده باشد. این عارضی می تواند به دلیل کافی نبودن داروی بیهوش کننده یا به دلیل عوامل فردی بیمار رخ دهد. به این معنا که بدن فردی، در برابر دوز کافی و معمول برای بیهوشی، مقاومت نشان دهد.
آگاهی جانوران
آگاهیِ جانوران، کیفیت یا وضعیتِ خودآگاهیِ یک جانور نسبت به یک موضوع یا شیء بیرونی و یادرونی است.
آگاهی جمعی
آگاهی جمعی (فرانسوی: conscience collective)نظامی اخلاقی و اجتماعی شامل احساسات و باورها و ارزش های مشترک میان افراد جامعه که خارج از اختیار فرد و همچون نیرویی مستقل بر او تأثیر می گذارد.
پروژه آگاهی
پروژه آگاهی (به انگلیسی: Project AWARE) برنامه ای جهانی جهت حفظ و حمایت از منابع آبزی است که توسط انجمن مربیان حرفه ای غواصی PADI برپا گردیده است.
خویشتن آگاهی
خویشتن آگاهی (به انگلیسی: Self-awareness)، آگاهی از خویشتن، جدا از افکاری که در نقطه ای از زمان در حال روی دادن هستند، می باشد. بدون خویشتن آگاهی، فرد، افکاری را که در حال روی دادن هستند به عنوان خویشتن درک و باور می کند. خویشتن آگاهی به یک فرد امکان انتخاب افکاری که اندیشیده می شوند را به جای اندیشیدن افکار برانگیخته از رویدادهای انباشته شده که منجر به شرایط آن لحظه می شوند، می دهد. خویشتن آگاهی موجب لحظاتِ خاموشِ ظهور، با درک و آگاهی خویشتن از متفکربودن فکرها، به جای اندیشه هایی که لحظهٔ آگاهی را پر می کنند می شود. خویشتن آگاهی از خودآگاهی متمایز است. خود اگاهی به شناخت عمیق و احساس و ادراک اشاره می کند.
ماده و آگاهی
کتابی از پاول چرچلند از چهره های برجستهٔ فلسفهٔ ذهن است که توسط انتشارات دانشگاه ام. آی. تی. در سال ۱۹۸۴ منتشر شده است.
نویسنده در این کتاب مکتب ها و دیدگاه های مختلف متعارض در فلسفهٔ ذهن معاصر، از قبیل رفتارگرایی، کارکردگرایی ماتریالیسم تحویل گرا، ماتریالیسم حذف گرا و... را معرفی می کند و به تحولات علوم عصبی، علوم شناختی، هوش مصنوعی و ربط آن ها با فلسفهٔ ذهن نیز می پردازد. او نشان می دهد نتایج نظری و تجربی جدید علوم طبیعی، پرتوی تازه به مسئلهٔ فلسفی دیرپای ذهن-بدن و سرشت هوش آگاه می افکند و این مسایل را در سه سطح معناشناختی، معرفت شناختی و روش شناختی بررسی می کند. این کتاب توسط نشر مرکز و با ترجمهٔ امیر غلامی به فارسی منتشر شده است.
مرگ آگاهی
مرگ آگاهی نام کتابی است که در سال ۱۹۶۵ توسط بارنی گلیسر و آنسلم استراوس نوشته و منشر گردید این کتاب اولین نتیجه و کاربرد روش تحقیق کیفی «نظریه داده بنیاد» است بسیاری از پژوهشگران از نویسندگان تفصیل روش تحقیق فوق را خواستار شدند و نوسندگان در پاسخ به آنها کتاب کشف نظریه داده بنیاد را منشر نمودند نوسندگان این دو کتاب جامعه شناسانی هستند که در یک همکاری پژوهشی در بیمارستان دانشگاه ایالت کالیفرنیا در سانفرانسیسکو در خصوص مرگ آگاهی بیماران لاعلاج تحقیق و بررسی می نمودند. معرفی نظریه زمینه ای داده بنیاد به جامعه علمی با تحقیقی دربارهٔ مرگ آغاز شد و در پژوهش ها و مقالات دیگر خود این روش را از ابتدا و با یادآوری مبانی و اصول اساسی آن عرضه کردند. روشی که تعاریف اهداف و کاربردها و مراحل و اجرای آن متفاوت به نظر می رسید و نیاز به تعریف مفاهیم و آشناسازی مخاطب با فضای جدید به طور چشمگیری در آن احساس می شد.
موقعیت آگاهی
موقعیت آگاهی (به انگلیسی Orientation) در علم پزشکی و روانپزشکی شناختن اشخاص و آگاهی از خویشتن در زمان و مکان را می گویند. حالتی مرضی که موجب فقدان آگاهی نسبت به زمان و مکان و اشخاص شود موقعیت ناآگاهی (disorientation) نام دارد.
مشکلات مربوط به موقعیت آگاهی در پزشکی و در اورژانس که با واژه موقعیت ناآگاهی تعریف شده و پاسخ اشتباه در مورد زمان و ساعت، محلی که در آن بیمار قرار دارد و بالاخره شناسایی افراد خانواده و اطرافیان (در مراحل حاد) را شامل می گردد.
هنوز محل اصلی موقعیت آگاهی در مغز مشخص نشده ولی در آسیب های گزارش شده به بسیاری از مناطق مغز از جمله ناحیه ساقه مغز و یا به نیم کره های مغز در بیماران، موقعیت ناآگاهی مشاهده گردیده است که گمان می رود سطح هوشیاری و تشخیص این سه پارامتر به همکاری نیمکره ها و ساقه مغز وابسته باشد.


در صورتی که معنی کلمه بالا (استخراج شده از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، لطفا گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آگاهی در جدول کلمات

آگاهی
علم, دانش
آگاهی داشتن
دانستن
آگاهی قدیم
تامینات
آگاهی های عددی
امار
آگاهی و اطلاع
خبر
آگاهی و خبر
اطلاع
آگاهی | وقوف
خبر
برهمه چنبه های موضوعی آگاهی داشتن
احاطه
بزرگواران | آگاهی یافتن
اشراف
دارای تجربه و آگاهی بر اثر سالخوردگی
دنیا دیده

معنی آگاهی به انگلیسی

- اسم -
knowledge
سامان ، اگاهی ، اطلاع ، معرفت ، علم ، بصیرت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، دانایی ، وقوف
acquaintance
اشنایی ، اگاهی ، اشنا
awareness
اگاهی ، اطلاع ، هشیاری ، معرفت
consciousness
اگاهی ، فهم ، هوشیاری ، حس اگاهی
inkling
گزارش ، اگاهی ، اشاره ، کورهخبر
intelligence
اگاهی ، فراست ، زیرکی ، ذکاوت ، فهم ، هوش ، خرد ، جاسوسی ، بینش ، روح پاک یا دانشمند
advice
خبر ، اگاهی ، نصیحت ، مشورت ، اندرز ، نظر ، پند ، رایزنی ، مصلحت ، صوابدید ، اطلاع
advertisement
خبر ، اگاهی ، اعلان ، اگهی
monition
اگاهی ، اندرز ، اخطار
idea
معنی ، اگاهی ، مراد ، گمان ، نیت ، اندیشه ، خیال ، فکر ، تصور ، انگاره ، خاطر ، طرز تفکر ، طرز فکر ، خاطره ، نقشه کار
dope
اگاهی ، ماری جوانا
perception
اگاهی ، درک ، احساس ، ادراک ، دریافت ، مشاهده ، مشاهده قوه ادراک
cognizance
اگاهی ، ادراک ، شناسایی ، تصدیق ضمنی
immediacy
اگاهی ، فوریت ، بی واسطگی ، بی درنگی ، بی فاصلگی ، حضور ذهن ، قرب جواز ، مستقیم و بی واسطه بودن

معنی کلمه آگاهی به عربی

آگاهی
إِحَاطَة
آگاهی یافت به (از) آن (او)
أَحاطَ بِهِ (أَحاطَ بِهِ عِلْماً)

پیشنهاد شما در مورد معنی آگاهی


معنی آگاهی
کلمه : آگاهی
اشتباه تایپی : H'hid
آوا : 'AgAhi
نقش : اسم
عکس آگاهی : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با آگاهی در گوگل



آیا معنی آگاهی مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 98% )
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس