مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 201 100 1

احسن

/'ahsan/

معادل فارسی: بهترین، خوشترین، نیکوترین

معنی احسن در لغت نامه دهخدا

احسن. [ اَ س َ ] (ع ن تف ) نیکوتر. بهتر. اعلی. احمد. اولی. اصلح. ج ، اَحاسِن : تبارک اﷲ احسن الخالقین. (قرآن 14/23).
در شعر مپیچ و در فن او
چون اکذب اوست احسن او.
نظامی.
از برای وی احمد انواع منایا و احسن اقسام روایا (؟) مقدّر ساخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- امثال :
احسن الشعر اکذبه .
احسن من الدنیا المقبلة.
احسن من الشمس و القمر.
احسن من الطاووس .
احسن من زمن البرامکة. (مجمع الأمثال میدانی ).
|| (از ع ، صوت ) زه ! احسنت. آفرین. وَه ! خَه !
چو زد [ رستم ] تیر بر سینه ٔ اشکبوس
سپهر آن زمان دست او داد بوس
قضا گفت گیر و قدرگفت ده
فلک گفت احسن ملک گفت زه.
فردوسی.

احسن. [ اَ س َ ] (اِخ ) قریه ای است بین یمامه و حمی ضریة که معدن الأحسن نیز گویند و آن بنی ابی بکربن کلاب راست ودر آنجا حصنی و معدن زری است و در سمت راست راه یمامه است و کوههائی در آنجاست به نام أحاسِن. نوفلی گوید: ضریّه دو کوه دارد یکی را وَسط و دیگری را اَحسن خوانند و بدانجا معدن نقره است. (معجم البلدان ).

معنی احسن به فارسی

احسن
خوبتر، نیکوتر، بهتر
( صفت ) زه آفرین احسنت . قضا گفت گیر و قدر گفت ده فلک گفت احسن ملک گفت زه . ( فردوسی )
قریه ای است بین یمامه و حمی ضریه
احسن التقاسیم
احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ٠ کتابی است معتبر در جغرافیا بزبان عربی تالیف مقدسی ( ه . م ٠ )
احسن الخالقین
( صفت ) نیکوترین آفرییندگان خدای تعالی . توضیح ماخوذ است از آیه فتبارک الله احسن الخالقین .
نیکو ترین آفرینندگان
احسن الطلاق
( صفت اسم ) آنست که مرد زن خویش را در طهر طلاق دهد وبا او نیارامد و ترک او گوید ناعده وی بپایان رسد
آنست که مرد زن خویش را در طهر طلاق دهد
احسن القصص
( صفت ) بهترین قصه ها ۲ - ( اسم ) نام سوره یوسف در قر آن مجید .
نام سوره از قر آن و نام دیگر آن یوسف است
احسن الله
( جمله دعایی ) خدا نیکو کناد یااحسن الله خلاصه . خدا رهایی او را نیکو انجام دهاد . : اگر رای عزیز فلان احسن الله خلاصه بجانب ماالتفاتی کند . یا احسن الله جزاک خدا پاداش ترا نیکو دهاد . بدوسه بوسه رها کن این دل از گرم و خباک تابمنت احسان باشد احسن الله جزاک . ( رودکی )
احسن الله جزاک
نیکو کناد خدای پاداش ترا
احسن تقویم
روی خوب راست قامت

معنی احسن در فرهنگ معین

احسن
(اَ سَ) [ ع . ] (ص تف .) نیکوتر، بهتر. ،به نحو ~ به بهترین شیوه و طرز. ،~التقویم بهترین شکل ، بهترین صورت .
( ~.) (صت ) آفرین ، احسنت ، مرحبا.

معنی احسن در فرهنگ فارسی عمید

احسن
خوب تر، نیکوتر، بهتر.
* احسن تقویم: [قدیمی] = احسن التقویم
احسن التقویم
نیکوترین شکل. &delta، مٲخوذ از قرآن کریم: لَقَد خَلَقنا الاِنسانَ فی اَحسَنِ تَقویم (التین، ۴).
احسن الخالقین
۱. نیکوترین آفرینندگان.
۲. خداوند.
احسن القصص
۱. بهترین قصه ها.
۲. نام دیگر سورۀ یوسف در قرآن مجید.

احسن در جدول کلمات

پیشنهاد شما در مورد معنی احسن


آخرین پیشنهادات
معنی احسن
کلمه : احسن
اشتباه تایپی : hpsk
آوا : 'ahsan
نقش : صفت
عکس احسن : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با احسن در گوگل



آیا معنی احسن مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 98% )
بستن تبلیغات
خرید بلیط هواپیما
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس