مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

نمایش: ایل - کولیوند

ایل کولیوند

پیشنهاد کاربران درباره معنی ایل کولیوند

احمد لطفی ٠١:٠٤ - ١٣٩٦/٠٤/١٤
( ایل کلیون ، کلیوند ، کریوند ، قلیوند )
وجه تسمیه کولیوند :
آنچه از نقل و قولهای شفاهی بر می آید، کولیوند تلفظهای مختلف در مناطق جغرافیایی مختلف پیدا کرده است. در این مسآله شک نیست که ایل بزرگ کولیوند مردمی وطن دوست ، زحمتکش ، دل پاک و دلسوز و بسیار عاطفی می باشند. این ایل یکی از ایلات تاریخی است که در زمان هخامنشی شخخص قلی یا کلی به مفهوم عنوانی بوده است که تمام وکلیه وندهای آن روزگار که درقالب استانهای لک و لر و کرد نشیشینفعلی در زیر فرمان نظامی شخصی به نام قلی یا کلی بوده اند. و برخی ایشان را رئیس گارد شاهنشاهی و سپاه جرار کورش کبیر و داریوش اول می دانند .
روایات سینه به سینه دوم این است که شخص قلی نوه ی سلسال بوده است که در صدر اسلام در حواشی کوه الوند همدان به دنیا آمده است و چون جزو بزرگان از قبایل ساسانی بوده است قلی یاکلی با پسوندالون ( الوند) ترکیب شده است ، وبعدها معروف شده به کلی یا قلی الوند یعنی اهل الوند بوده است .ودر اثر گذشت زمان در حوزه غرب کشور به کولیون یا قلیون مشهورشده که با تلفظ فارسی کلیوند وقلیوند مطرح شده است . طبق قول دوم سلسال که از سرکردگان سپاه ساسانی بوده و قلعه سلسال درشمال هنوز معروف است ، در جنگ نهاوند و یا در گیری با اعراب به دستور عمر خلیفه وقت ، اعدام می شود ایشان چون زردشتی و وفادار به یزدگرد سوم بوده است ، به دین جدید یعنی اسلام در نمی آید ، و اعدام میشود به عبارت دیگر کشته می شود. ولی پسرش سل سل و به زبان محلی سله ( شاید سلیمان) به دین اسلام مشرف می شود و برمبنای سخن معمرین دارای چهار یا پنج پسر می شود ۱-حسن ۲-غیاث(قیاس)۳-قلی(کلی)۴-یوسف، اگر ترکاش را پسر یوسف به حساب نیاوریم ، نفر پنجم از پسرا ن سلسل ( سله)را باید ترکاش گفت .برخی از نقاط جعرافیایی به نام اشخاص بزرگ نامگداری می شوند. به همین خاطر برخی تصور کرده اند که اگر مورخان یا جغرافیدانان بگویند محال سلسل ، دیگر چنین شخصی نبوده است. ا‌گر به لغت ایر لند توجه گردد ، معنیش این است که این لغت دوبخشی که از "ایر" " لند" تشکیل شده است به مفهوم سرزمین ایرها ( آریایی ها) معنا میشود لذا منطقه سلسل یا سله سله دقیقا" جایگاه و مکان فرزندان سل سل را نشان میدهد. ( ادامه دارد)

احمد لطفی ١٣:٣٩ - ١٣٩٦/٠٤/١٤
وابستگی ایل کولیوند با سایر ایلات :
ایل کولیوند وابسته به کلان ایل سلسله است . سلسله درزمانی که کثرت جمعیت پیدا کرد ، وتبدیل به ایل شد ، این ایل پنج طایفه عمده داشت ؛
۱- طایفه حسنوند ، که برادر بزرگ به حساب می امد چه از لحاظ سنی و چه از لحاظ قدرت سیاسی ، وآل حسنویه اولین گام قدرت نمایی ایل نو ظهور سلسله است .
۲- طایفه کولیوند ، که در سرزمین خاوه زمانیکه طوایف پنج گانه ازالشتر تا خاوه را در بر گرفته اند ، به احتمال قوی بابا طاهر پای گرین نشین و مناطق برخوردار وفلکین نشین خاوه ، را با ید از طایفه کولیوند آن روزگار و ایل سلسله دانست ، در سالهای اخیر که طوایف خاوی در حال تخت قاپو ویکجا نشین شدن بودند ، سنگ قبری در شمال سکونتگاه برخوردار و فلکین وموسیوند نشین خاوه بدست آمد که تاریخ قبر را سال ۷۰۴ ه ق از طایفه سلسله نامیده بود.[1]
برخلاف بعضیها که سلسله را مکان صرف میدانند ، در اینجا مفهوم شخص ونام طایفه دکر شده است ، در حقیقت آن زمان معنای ایل به شکل معاصر مطرح نبوده ، وگرنه همان زمان سلسله ایل بوده ود ر نقاط مختلفی از فلات ایران و حتی کشورهای سوریه و ترکیه و عراق امروزی افرادی از این ایل بنا به دلایل نطامی و سیاسی و اجتماعی پخش و پراکنده بوده اند ولی استوانه ایل در منطقه خاوه والشتر وجایگاه دامداری انها ازنهاوند وسیمره گرفته تاهمدان و کرمانشاه در تردد وییلاق و قشلاق بوده اند.
ا

احمد لطفی ٢١:٣٧ - ١٣٩٦/٠٤/١٤
۳- طایفه غیاثوند ( قیاسوند):
این طایفه در ابتدا در الشتر و نهاوند و سیمره( دره شهر) سکونت داشت و مثل روال سایر طوایف ییلاق و قشلاق و در کار نطامی و سپاهیگری مشعول بودند ، اما به دلیل یکسری اختلافات با سه یا چهار طایفه برادرش یعنی حسنوند و کولیوند و یوسفوند و ترکاشوند ، قیاسوند و ترکاشوند به مناطقی مانند نهاوند ، ایلام و شیروان چرداول و سیمره و موسیان و پشتکوه وحتی همدان و نقاطی از کردستان و کرمانشاه پراکنده می شوند . البته پراکندگیهای چهارصدسال اخیر بیشتر سیاسی و نطامی بوده است یکبار بعداز مرگ شاهوردی خان و یکبار که رهبر خود طیخان ( طیخون) را که در قلعه طیغن روستای جهاد اباد دره شهر ، مجبور به مهاجرت به شیراز و قزوین و منجیل و ...می شوند. نکته جالبی که نگارنده ، از فردی قیاسوند[2] در دهه شصت شمسی شنیدم، احتمال ساسانی بودن ایل سلسله را تقویت می نماید ، آن شخص فرمود ؛ ما قیاسوندها از نسل اردشیر پاپکان هستیم . این سخن نیاز به کنکاش و تحقیقی علمی دارد .

احمد لطفی ٠٨:٣٧ - ١٣٩٦/٠٤/١٦
۴-طایفه یوسفوند:
این طایفه از نسل یوسفبن سلسل( سله) یا سلیمان می باشند . این طایفه هم پراکندگی زیادی داشته است در سنجابی و ماهیدشت وپشته سیکان و جای کنونی سادات رود بندی و سید ابراهیمی ( سوراهمی) و نقاطی از رومشگان و پران پرویز و.نهاوند و کرمانشاه و همدان زندگی ایلیاتی داشته اند . البته خاستگاه اصلی آنها الشتر بوده است.

احمد لطفی ١٠:٢٠ - ١٣٩٦/٠٤/١٧
طایفه یوسفوند که الان تبدیل به ایل شده است گذشته ازسیمره( دره شهر) ، در منطقه ماهیدشت و چمچمال کرمانشاه ودر رومشگان وجود دارند.

احمد لطفی ٢٠:٥٢ - ١٣٩٦/٠٤/١٧
تیره های طایفه یوسفوند:
۱- دکاموند
۲-ویسی
۳- ترکاشوند( البته ترکاشوند الان طایفه است.)
۴-گاو کوش
۵-حقندر
۶- حسین جان
۷-چهارتخمه ، هنی ( هندی )
۸- عالم ها
۹- خوانین یوسفوند ( اکبری ها ، صالحی ها ، حیدری ها ، و....)
۴-جانجان

احمد لطفی ٠٩:٥٧ - ١٣٩٦/٠٥/١٢
طوایف ایل کو لیوند :
ا-طایفه فرخشه( فرخشاه):
این طایفه دارای تیره های؛
الف)-خیرکه( خیرالله)
ب)- شولا( شکرالله)
ج)- هاویل( هابیل)
د)- طالو ( طالب)
ه)- بیرو ( بیرون یا بیران)
و)- کر کر
این شش تیره در الشتر و سیمره و ایلام و حواشی رومشگان و کوهدشت بطور منسجم و پراکنده زندگی می کنند . برخی از فرخشه ها هم در دورود و بختیاری و نقاطی از استان فارس و خوزستان زندگی می کنند . که اطلاع دقیقی هنوز بطور مدون بدست نگارنده نرسیده است .
این تیره ها از دودمانهایی تشکیل شده اند، که برای نمونهبرخی از دودمانهای تیره هابیل عبارتند از :
■ -ططره
■ -دوله شه( دولتشاه)
■ -میسی( موسی)
■ -میتاو( مهتاب)
■-.......
۲)- طایفه کرمشه ( کرمشاه):
این طایفه دارای تیره های زیر می باشد؛
الف)-تیره اولا(اولاد)
ب)- تیره لطیف
ج)- تیره نقره
د)- تیره مسگر
ه)- تیره جافر
و)- دودمان یا تیره ماریف( معاریف)
ز )- تیره حمه(حمد یا احمد)
ل) - تیره مییی( مهدی)
ک)- احتمالا تیره محمد
ن)- تیره های وابسته )- کله مرد و...

احمد لطفی ١٥:٤٢ - ١٣٩٦/٠٥/١٢
۳- طایفه اصلانشه ( اصلانشاه):
این طایفه که به طایفه خوانین شهرت دارد ، ومعمولا در روستاهای بتکی و کهریز و اصلانشاه الشتر سکونت دارند تعدادی از انها در الشتر ، خرم آیاد و دره شهر زندگی می کنند وتیره های آنها عبارتند از ؛
الف)- تیره مرشدوند
ب)- تیره چنگیزی
ج)- تیره اسدالهی
د)- تیره فرج اللهی
م)- تیره نورمحمدی
ز)-.......
۴)-طایفه ایروشه( ایرانشه یا ایرانشاه):
این طایفه در منطقه خاوه و درود والیگودرز و بروجرد و دره شهر و گلپایگان و.... زندگی می نمایند . نگارنده تیره های آن رانمیداند.
۵)-طایفه بمارشه(بماشه-بمانشه):
این طایفه در الشتر ، ماهیدشت کرمانشاه ، چمچمال ، قره تپه کرمانشاه و سیمره( دره شهر) و کوهدشت وهلیلان و زردلان و...زندگی می نمایند.تیره های آن عبارتند از :
الف)-احمدوند(پیراحمدوند)
ب)- جواد وند ها
ج )- هواس ها
د)- هواسعلی ها
م)-.......

احمد لطفی ٠١:٢٧ - ١٣٩٦/٠٥/١٣
عبدالشه ( عبد الشاه یا ا ولیشه):


احمد لطفی ٢٣:٤٧ - ١٣٩٦/٠٥/١٤
تیره های عبدالشاه در روستاهای شاهپور آباد ، محمد علی آباد ، چم تکله ، بسطام و "میان دار " در الشتر و عده ای در بین سلگی های نهاوند و جمعی هم در روستاهای غلام آباد و گل زرد و سرپل سیکان و بهشت اباد دره شهر و تعدادی نیز در وچ کبود و چشمه کبود ابدانان زندگی می نمایند.
تیره های عبدالشه عبارتند از :
الف : کاو (کاوه خان)
ب: کیخاله ( کیقبادخان)
ج: .......

احمد لطفی ٢٣:٥٢ - ١٣٩٦/٠٥/٢١
طایفه قلائی؛ که از روستای سراب شیخالی( شیخعلی) و بخش فیروز به طرف جنوب غربی که حرکت کنی به روستاهای زشت و قلا ئی می رسی . این روستاهاهمه کولیوند هستند . وقبلا زیر نظر خوانین کولیوند اداره می شده اند نگارنده از تیره های آنها اطلاع درستی ندارد ولی قدر مسلم ِ آن است که ؛کولیوندهای قلائئ لری وکولیوندهای زشت لکی تکلم می نمایند.

احمد لطفی ٢٣:٠٣ - ١٣٩٦/٠٥/٢٢
طایفه فلکین( فلک الدین):
این طایفه جایگاه اصلی اش مانندطوایف کرمعلی و ایرانشه در خاوه میباشد، اما این سه طایفه در سیمره و رومشگان و ازنا و الیگودرز و ازنا هم دارای رد پا می باشند.
طایفه فلکین مردمی باغیرت قدرتمند هستند . آنها اگر بر سر مسآله ای با فرد یا گروهی لج و ستیزه نمایند، شبیه دوبرادر دیگرش یعنی ایرانشه و کرمعلی ، سرسخت و شجاع می باشند.
تیره های فلکین ( فلک الدین):
۱- برخوردار
۲-موسیوند
۳- سایر تیره ها

احمد لطفی ٠٠:٢١ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤
طایفه کرمعلی :
این طایفه در شجاعت و درایت و هنرهای دستی و مهمان نوازی مشهورند افرادی متعصب و شایسته تا آنجا که برخی گویند قلی یا کلی پدرجدش به فرزندش گقته اگر من اولاد دارم همین است به خاطر رشادت و بهادری ای که در این پسر بوده است الان نسل آن در سیمره کرمعلی های اولاد و در خاوه به کر معلی معروفند . این طایفه از قدیم جزو کولیوند واز مهمترین تیره هاهستند و برخی آنها را بالاوند میدانند ( الله اعلم) اگرکرمعلی را برادر کولیوند حساب کنیم احتمال اینکه جزو طوایف بالوی باشند هست که پسرعموی کولیوندهای ساسانی خواهند بود . در مورد کرمعلی ها نیاز به تحقیق بیشتر هست و در خاوه کرمعلی ها خود را کولیوند می دانند قول سوم به عقل نزدیکتر است احتمالا یک تیره از بالاوندها به صورت تیره وابسته در بین کرمعلی ها امکان دارد چون طایفه کرمعلی خیلی بزرگتر از ان است که با ده نسل کلا " بالاوند باشند . همانطور که کولیوندهای سیمره والشتر یکسری اقلیتها از طوایف دیگر در بینشان زندگی کرده اند و به زبان و سبک زندگی انها مبادرت ورزیده اند.برخی لر هستند و دربین کولیوندها که امده اند کاملا" لکی می گویند مثل امیرها و شوهانها و...
کرمعلی ها دو شاخه عمده هستند که در خاوه و طرهان و سیمره پراکنده اند.

احمد لطفی ١٣:٢٠ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤
طایفه ایرانشه:
این طایفه خاستگاهش سرزمین خاوه در شمال شرقی شهرستان نور آباد( دلفان) می باشد . این طایفه نیز به دلائل اجتماعی و سیاسی پراکندگی داردو عده ای از آنها در ازنا و الیگودرز و دورود و نهاوند زندگی می کنند.
کولیوندهای ساکن سیمره شامل تیره های زیر می باشند :
کولیوندها در روستاهای عباس آباد و وحدت آباد ( کن شاپری) ، قلعه تسمه ، اسلام آباد سفلی( سرپل سیکان) ، چغاپوکه ، اسلام آباد علیا( شاه نشین) ، گل زرد برخی از روستاهای جلگه چمکلان ( غلام آباد ، دلفان آباد ، و جعفر آباد)، هواسعلی و مهدی آباد ، فرهاد آباد ، و هومان، کولیوندها پراکنده اند
تیره های معروف کو لیوندهای سیمره:
۱-تیره هابیل و حسن گایار و جافر در شیخ مکان
۲- تیره های بمانشه و عبدالشه در غلام آباد و گل زرد و هواسعلی و عباس آباد
۳- تیره نورمحمدی در دلفان اباد
۴- تیره های طایفه کرمشه د ر روستاهای اسلام آباد سفلی ( سرپل سیکان)و فرهاد آباد و هاشم آباد و اسد آباد
۵- تیره های تاریبخش و مهدی و همکه ووابستگانشان از جمله کارخانه ها و امیرها در روستاهای قلعه تسمه و وحدت آباد و جعفر آباد و وزیر آبادپراکنده اند.
برخی از شاعران کولیوند :
۱- ملا نورمحمد خان کولیوند
۲- ملا بهرام کولیوند
۳-ملا منوچهر کولی
۴- خدا دوست کولیوند
۵- ملا محمد حسن کولیوند
۶- کیانوش نور محمدی
۷- مریم کولیوند( از طایفه کرمشه)
۸ - عباس و برادرش سلیمان کارخانه ای ساکن غلام آباد چم کلان
۹- ملا حاجعلی کله مرد ساکن چغاپوکه
۱۰- ده ها شاعر ارزشمند کولیوند در الشتر و دره شهر و سایر نقاط استانهای کرمانشاه ، لرستان ، همدان و ایلام.
۱۱- آقا رضا کولیوند تیره عبدالشهساکن الشتر و سیمره
۱۲- کربلایی آواخت عبدالشه ساکن سیمره و الشتر
برخی از کدخدایان نامدار کولیوند:
۱- کدخدا بهرام بساطی
۲- کدخدا عرب بگ هاواس پدر کدخدا بهرام بساطی
۳- کد خدا شریف بساطی ؛ ایشان و پدر و پدر بزرگش از کدخدایان انقلابس و عدالتخواه و شجاع سیمره بودند که جزو ایل کولیوند ، طایفه بمانشه ،و تیره احمد وند می باشند
۴- کدخدا نامدار و پسرش کدخدا مرادعلی احمدی ؛ هردو از رجال ارزشمند و شجاع کولیوندهای سیمره میباشند و جزو تیره مهدی می باشند
۵- کدخدا عبدالعلی اولاد از طایفه کرمعلی تیره اولاد مردی متدین و پاک سخن و شجاع که تمام اولادها را بانام این کدخدای بزرگ شناخته شده و معتبر بودند . ایشان و کد خدا علی مقصودی و کدخدا نقدعلی پایروند و کدخدا بانوی سیاه سیاه و کدخدا علی احمد خدایاری در رفع مشکلات جامعه همیاری داشتند.
۶- کدخدا علی بگ طاریبخش که از کد خدایان نترس و قاطع بودند . همواره صله ی ارحام به جا می اورد نوه اش عزیزاله لطفی درراه اسلام و انقلاب اسلامی و امام خمینی بزرگ ، شهید شد و پسرش حاج حجت هم از نیکان روز گار است.

۷- کدخدا جمعه و پسرش کدخدا اله نور اله نوری است که انها هم از اشخاص تآثیر گذار در سیمره بوده اند
۸- کدخدا هادی مهدوی ؛ وی داماد کدخدا بهرام ( بهره) بساطی بود فردی انقلابی و نترس بود در مقابل مهاجمانی که میخواستند ملک خالصه را جزو املاک خود بدانند ایستادگی کرد با اینکه با مرگی شهید گونه از دنیا رفت ولی ثابت قدم در طریق در ست را فراموش نکرد . حاج رضا مهدوی برادرزاده اش نیز از افراد تآثیر گدار در سیمره و رومشگان بود و به رفع مشکلات مردم مبادرت می ورزید . ایشان شخصی مردمدار ، خوش اخلاق و قابل احترام بود. پسرش سردارمحمد رضا مهدوی در راه انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره)و دفاع از سرزمین ایران به شهادت رسید .
۸- کدخا شیخ حسن کو لیوند ؛ ایشان هم فردی ظلم ستیز و شجاع بودند .
۹- کدخدا های کولیوند در منطقه خاوه و الشتر که تحقیقی جداگانه را طلب مینماید .
ایل کولیوند ، ایلی وطن دوست بوده است که همواره در راه استقلال و سربلندی کشور افرادش در امور نظامی و فعالیتهای کشاورزی و دامداری و علم و ادب نهایت کوشش را از خود به منصه ی ظهور گذاشته اند. این سخنان مقدمه ای مختصر در معرفی ایل کو لیوند بود که انشاالله در آینده به طور گسترده این ایل معرفی خواهد شد .

احمد لطفی ١٦:١٨ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤
نام بردن اشخاص بزرگ کولیوند دشوار است ،
پرداختن به این موضوع کار دشواری است ، زیرا اولا" ایل کولیوند پراکنده است از عراق تا استانهای کردستان ، تهران، مرکزی، خوزستان ، البرز ، همدان ، لرستان ، کرمانشاه وایلام و کهکیلویه و بختیاری، ردپای ایل کولیوند وجود دارد ، ثانیا" نگارنده برجایگاه سکونت همه ی آنها و شناخت کافی از آنان اشراف کامل ندارد ، بنابراین برخی از افرادمهم این ایل در الشتر و سیمره را در سیصد سال اخیر ، می توان نام برد :
۱- کدخدا حاجی حاتم بابایی
۲- کدخدا حاج حیدر بابایی
۳- کدخدا مهرعلی خان فرخشاهی
۴- کدخدا حاج ابراهیم فرخشاهی
۵- سردار کیقباد خان عبدالشاهی ( اولیشه)
۶- کدخدا آقا رضا کولیوند از دودمان پیرزاد عبدالشه)
۷- کدخدا نبی عبدالشه
۸-کدخدا سیف الله عبدالشه
۹- کدخدا محمدعلی ابن مقصیالی شوهان
۱۰ - حاج کریم خان عبدالشه اهل محمد علی اباد
۱۱_ مهراب هابیلی
۱۲- غلامحسینهابیلی
۱۳- حاج رستم خان محمدی
۱۴- حاجی حاتم بگ خنجری
۱۵- حاج محمد خنجری
۱۶-حسن خان چنگیزی
۱۷-چنگیز خان کولیوند
۱۸- نقی کولیوند اهل بتکی
۱۹- بزرگان فرج اللهی
۲۰- بزرگان اسداللهی
۲۱-بزرگان نورمحمدی
۲۲- بزرگان بمانشه
۲۴-بزرگان تملیه
۲۵- حاج صید محمد کولیوند کهریزی
۲۶- بزرگان برخوردار و کرمعلی و فلک الدین و موسیوند
۲۷- بزرگان اصلانشه
۲۸- بزرگان حسناعلی
۲۹- بزرگان خسروبیگی
۳۰- بزرگان قلائی و زشت
۳۱- بزرگان سایر تیره های کولیوند

احمد لطفی ٠١:٥٣ - ١٣٩٦/٠٥/٢٦
کولیوندها مظهر تلاشگری:
اگر با نگاه علمی به زندگی مردم ایل کولیوند۹
توجه کنیم، این ایل یکی از پر تلاش ترین ایلات غرب کشور میباشد.

احمد لطفی ٢١:٢٧ - ١٣٩٦/٠٥/٢٦
مرحوم کدخداحاج رضا مهدوی ، در باره تلاشگری ایل کولیوند به نگارنده گفت؛ " خواهر زاده: ما کولیوندها مثل برخی ها اهل گزافه گوئی و تعریف کردن از خود ومبالغه گویی ، ودروغ سرهم کردن نیستیم ، بلکه ما افرادی زحمنکش بوده و هستیم ودر سایه ی همین کار وتلاش و بدست آور ن مال حلال همیشه از لحاظ مالی وضعیت بدی نداریم و امکانات زندگی در دست وبال ماهست "
در تآیید کلام ایشان باید اضافه کنم ، کولیوندها مردمی مذهبی و خیلی از آنها به کسب علوم دینی می پرداخته اند از طرفی افراد با سواد و ملایان ارزشمند و شناخته شده ای داشته و دارند . که مظهر دانایی و علم و ادب بوده اند دربین عشایر کولیوندها پیامبران سخن و شعر و رک گویی هستند .این ادیبان خوش کلام چنان شیرین سخن هستند ، که انسان دلش می خواهد با آنها دارای حشر ونشر باشد .درهرصورت الان کولیوندها در هر شهر و روستایی که سکونت دارند مظهر کار آفرینی و وفور نعمت هستند.

احمد لطفی ٠٠:٢٩ - ١٣٩٦/٠٥/٢٨
ملاهای کولیوند:
کولیوند ملا های بسیاری داشته اند . یکی از مهمترین آنها ملا منوچهر کولیوند است که در باره ان مطالبی نو شته میشود.

احمد لطفی ١١:٠٦ - ١٣٩٦/٠٥/٢٨
استاد دانا و ملای نامدار کولیوند جناب ملا منوچهر خان کولیوند بنابر سایت ویکیپدیا تاریخ تولد وی را سال۱۲۲۹ ه ق نوشته اند ایشان زمانی متولد شده است که ایلات سلسله خصوصا" ایل کولیوند و وابستگان آنها در بین الشتر و سیمره ، در حال ییلاق و قشلاق بوده است این ایل سیمره و قسمتی از " وریون مله "(varyoun malah ) و قسمتی از پشتکوه را حتی تا جنوب چنگوله و بیشه دراز و داخل خاک عراق کنونی به دامداری و رمه گردانی مشغول بودند . این ایل مردان فعالی داشته که در ییلاق( الشتر) و گرمسیر( دره شهر و پشتکوه) کشاورزی می کردند و همواره سفره یمهمان نوازیشان به پا بود در جنگهای احتمالی نیز همبستگی ایلی خوب و مناسبی داشتند . ملامنوچهر در منطقه سیمره بدنیا آمده است و بعد از۱۰۲ سال قمری در سال ۱۳۳۱ ه ق در سپید کوه خرم آباد زمان برگشت از زیارت عتبات عالیات فرمان حق را لبیک می گوید و اقوام جنازه ی این پیر طریقت و درویش مرتضی علی(ع) را به الشتر آورده و در قبرستان پیرجد بتکی در ضلع شرقی آن قبرستان بدن نازنینش به خاک سپرده می شود . این عارف و شاعر پر آوازهدر زندگی ساده زیست بود و در محفل بزرگان که می نشست کلامی گیرا و سخنانی مجلس آرا داشت که در هرمنزل یا خانه ای که دعوت میشد ، ضمن وعظ و نصیحت و گفتن سرگذشت ها و پندهای آموزنده ، زن ومرد وجوان آن روزگار در پای صحبت وی می نشستند. یک نمونه آن کدخدا و بزرگ طایفه رماوند ایشان را دعوت می کند و مردم آن قریه یا آبادی که در محفل و محضر پیر دانا یعنی ملامنوچهر نشسته اند کهپاسی از شب گدشته است و صحبتها ادامه دارد میزبان هر لحطه می گوید مردم ملا را ادیت نکنید وقت خواب است از قضا آن کدخدا یا بزرگ رماوند دو زن به نامهای شاپاره (شاه پرور)و ما پاره( ماه پرور ) داشته است که ملا منوچهر بیتی یا دوبیتی بر او می بندد و به شکلی به او می فهماند که خودش به خاطر جمعشدن با همسرانش می گوید ملا خوابش می آید استاد لک به او می گوید :
فلان( نام کدخدا) شاپه دمی که ماپه دمی که....( که باقی دوبیتی را در خاطر ندارم)
یعنی ای کدخدا [بگذار سوالات مردم را پاسخ دهم] وگرنه صحبت و دیدار شما باشاپرور و ماه پرور دم و لحظه ای بیش نیست ، این وقتهایی که دور هم هستیم و آبادی جمعند را غنیمت بدانیم که اکثرا به شب نشینی به منزلت آمده اند . لازم به دکر است آن زمان مهمان خدا عزیز کرده به منزل هر کسی که می آمد گویی مهمان همه بود و بعد از شام همه اززن تا مرد آبادی به دیدارش می رفتند .
ملا منوچهر شاعر خوش قریحه با دلی پاک و بصیرتی کم نظیر بو د ، وقتی در خرابه های دره شهر گشت و گذار نمود بسان خاقانی که خود از اعقاب ساسانیان بود وی نیز که از طایفه اصلانشاه و تیره نورمحمدی بود و وابسته به ساسانیان هستند ، دریا دلش به خروش امد و از آتشفشان وی اشعاری نغز و زیبا در وصف این خرابه ها با عمق جان و احساس لطیف سرودند که یکی از شاهکارهای کلامی وی به حساب می آید. وصدالبته قصیده مدح حضرت علی(ع) ایشان شاهکار دیگر ایشان است.

احمد لطفی ١٢:٥٩ - ١٣٩٦/٠٥/٢٩
ملا منوچهر کو لیوند شاعری شیعه دوازده امامی است اگر در عرفان خاکسار و با دراویش عجم یارسان همنوایی دا شته است بدلیل همجواری واستفاده از نکات عرفانی آنهاست وگرنه استاد لک ،عقیده اش با اهل بیت عصمت(ع) همنواست . وی واقعا" با دنیاطلبی میانه ای نداشت . و همواره دنیا را پست و دنی می دانست در یک بیت منسوب به ایشان فرموده است :
شفیع دنیه دون شفیع دنیه دون
دلگیر نو ژداخ دون دنیه دون
والشتری ها اینطور تلفظ می کنند ؛
شفیم دنیه دون شفیم دنیه دون
دلگیر نو ژه داخ دون دنیه دون
یعنی ؛ای شفیع(نام شخص)! دنیا پست و رذل است
ازاین دنیای پست و دنی دلگیر نشو و غم به دلت راه مده
ملا منوچهر دیوانش در یک غارت از دست می رود و حاصل تلاش ادبی استاد لک به تاراج می رود و فقط گوشهی کمی از اشعار ایشان که در سینه مردمان بوده است آن هم به طور ناقص گرد آوری شده است زمانی طفل و نوجوان بودم اهل خرد بدره و دره شهر وافراد مسن اشعار زیادی از وی را در بر و سینه داشتند و صد افسوس که من خیال می کردم اینها حتما در جایی نوشته شده اند و عقلم نمی رسید که آنها را بنویسیم .ای کاش جوانان اهل خرد سلسله وخصوصا" کولیوندها با افراد پیر تماس بگیرند شاید از اشعار استاد لک قطعاتی بدست آید. وای کاش شعر شناسان دیوان ملاحقعلی سیاه پوش را با دقت بررسی کنند و شاید انگشت شماری از اشعار ملا منوچهر در آنها یافت شود بنظر نگارنده خوانین کولیوند و اعقاب آنها تمام میراث فرهنگی خود را وا کاوی کنند شاید اشعاری از استاد لک در خورجین و هزار پیشه انها با شد از جمله اشعار نورمحمدخان کولیوند.
در هرصورت ملا منوچهر وصف حال اواخر عمرش یا اینکه برای دیگران شعر پند آمیزی سروده است که یک بیت آن را اقبلا" از بچه های الشتر شنیده ام .
روزگاری جمع کردم مال بی پایان بسی
هایمم محتاج قرصی نان جو در خور دکا
گر بیارم رخش رستم زیر پا
چونکه بختم برگشته هی خردکا
یعنی:
روزگاری در اثر تلاش مال بسیاری بدست آوردم
الان محتاج یک قرص نان بخور و نمیر هستم
وی در بیت دوم جبری فکر می کند؛
اگر در سواری رخش رستم را زیرانم قرار دهم
وقتی من سوارش شوم مانند خر لنگ می شود .[دکا:لنگ و کم]
استاد لک در سال ۱۳۳۱ ه ق بعد از یک قرن زندگی چشم از جهان فرو می بندد.
کولیوندها الان فراتر از یک ایلند مطالعه در باره آنها فعالیتی تیمی در ابعاد تاریخی ، اجتماعی ، ادبی ، فرهنگی و ... را طلب می نماید.امیداست آیندگان آنرا انجام دهند .وکولیوندها را باید بعنوان ایلی فرهنگی در یادها زنده نگاهداشت تا اهمیت فعالیت آنها کم رنگ نشود .
احمد لطفی - مدرس دانشگاه پیام نور بدره

پیشنهاد شما درباره معنی ایل کولیوند



نام نویسی   |   ورود
معنی ایل کولیوند
کلمه : ایل کولیوند
اشتباه تایپی : hdg ;,gd,kn
عکس ایل کولیوند : در گوگل
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه آنالی