مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 242 100 1

بر آب انداختن

معنی بر آب انداختن در لغت نامه دهخدا

بر آب انداختن. [ب َ اَ ت َ ] (مص مرکب ) ظاهر و فاش کردن :
تا چه خواهد کرد با ما تاب و رنگ عارضت
حالیا نیرنگ نقش خود بر آب انداختی.
حافظ.

معنی بر آب انداختن به فارسی

بر آب انداختن
ظاهر و فاش کردن .
غروب کردن

پیشنهاد شما درباره معنی بر آب انداختن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

معنی بر آب انداختن
کلمه : بر آب انداختن
اشتباه تایپی : fv Hf hknhojk
عکس بر آب انداختن : در گوگل


آیا معنی بر آب انداختن مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 94% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه کمپو