مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 261 100 1

ترنم

/tarannom/

مترادف ترنم: زمزمه، سرایش، نجوا، آواز، نغمه

برابر پارسی: خوش خوانی، ترانه خوانی، آوازخوانی

معنی اسم ترنم

اسم: ترنم
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: tarannom) (عربی) خواندن شعر، ترانه، و مانند آنها به حالت موسیقایی و معمولاً با صدای پایین، زمزمه کردن یک نغمه، آواز، نغمه، سرود - زمزمه کردن یک نغمه، آواز، نغمه

معنی ترنم در لغت نامه دهخدا

ترنم. [ ت َ رَن ْ ن ُ] (ع مص ) سراییدن. (دهار) (مجمل اللغه ). سراییدن و برگردانیدن آواز. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). سراییدن و سرود. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و با لفظ رستن مستعمل. (آنندراج ). غنا، خواندن نیکو و خوش گردانیدن صدا. (از اقرب الموارد) (از المنجد) :
مالاح برق ٌ او ترنم طائر.
متنبی (از اقرب الموارد).
|| بانگ کردن کمان درکشیدن و جز آن ، یقال : ترنم الحمام یعنی بانگ کرد کبوتر و کذلک الجندب و القوس و کل ما استلذ صوته. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || نیکو کردن آواز در تلاوت قرآن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

ترنم. [ ت َ رَن ْ ن ُ ] (ع اِ) آواز نیکو.(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || سرود و نغمه و ترانه و خوش خوانی. (ناظم الاطباء) :
ترنمشان خمار از گوش میبرد
یکی دل داد و دیگر هوش میبرد.
نظامی.
از تنعم نخفتی و به ترنم گفتی. (گلستان ).
تنعم روید از کام و زبانی
که با آه و فغانی همدم افتد.
ظهوری (از آنندراج ).
|| مطلق آواز :
به ترنم هجای من خوانی
سرد و ناخوش بود ترنم خر.
سوزنی.
|| مطلق آهنگ : و هر قومی را نوعی است از موسیقی ، کودکان را جدا و زنان را جدا و مردان را جدا. چون ترنم کودکان را و نوحه ٔ زنان را و سرود مردان را و ویله دیلمان را و دست بند عراقیان را. (مجمل الحکمه ). || نام یکی از چهار قطعه تألیفات موسیقی. و رجوع به مجمعالادوار نوبت سوم ص 81 شود

معنی ترنم به فارسی

ترنم
آواز، خواندن، زمزمه کردن به آوازخوش
۱-( مصدر ) سراییدن آواز گردانیدن . ۲- ( اسم ) آوازه خوانی . ۳-( اسم ) آواز نیکو سرود نغمه . جمع : ترنمات .
سرودگوی . مغنی . سراینده .
دوستدار سرود و نغمه . عالم و علاقمند به سرود و موسیقی : موسیقیدان .
مغنی و سرود گوی . کنایه از بسیار سراینده .
آواز خوانی و سرود گویی و نغمه پردازی .
سرود گفتن : اگر در ریاض نعم ایشان چون اندلیب نوای خوش میزند
تنوینی است که به آخر قوافی دارای حرف اطلاق به جای حرف اطلاق در آید و حروف اطلاق الف واو و یائ است که به آخر کلما در آید .

معنی ترنم در فرهنگ معین

ترنم
(تَ رَ نُّ) [ ع . ] (مص ل .) سراییدن ، آواز خواندن .

معنی ترنم در فرهنگ فارسی عمید

ترنم
۱. آواز خواندن، زمزمه کردن به آواز خوش.
۲. آواز.

ترنم در جدول کلمات

پیشنهاد کاربران درباره معنی ترنم

فاطمه ٠١:٣٩ - ١٣٩٦/٠١/١١
بارش باران بهاری

خاطره ٠٥:٣٣ - ١٣٩٦/٠١/١٧
اواز

الهه ١٤:٥٥ - ١٣٩٦/٠٢/٢٥
نسیم زندگی

پريسا ٢٣:٣٧ - ١٣٩٦/٠٣/٠٨
زمزمه باران

ترنم ٠٠:٠٢ - ١٣٩٦/٠٣/٣١
باسلام من خودمم اسمم ترنم است معنی اسم ت نم هم اواز به معنای خوش است

ترنم ٠٧:٣٥ - ١٣٩٦/٠٤/٠٢
شروع ابتدا

اسماعاسماعیل ٠٠:٠٦ - ١٣٩٦/٠٤/٢٤
به معنی نم نم باران

فاطمه ٢٢:٤٢ - ١٣٩٦/٠٤/٢٨
پاکی و دادن حس خوب

مامان ترنم ٠٨:٤٢ - ١٣٩٦/٠٥/٠٢
زمزمه باران

ترنم ١٥:١١ - ١٣٩٦/٠٥/١٠
آواز خوش

ترنم ٢٠:٠٥ - ١٣٩٦/٠٥/١٩
آواز زیرِ لب

مامان ترنم ٠٠:١٧ - ١٣٩٦/٠٥/٢١
ترنم یعنی خوش صدا

اهورا ١٠:٠٩ - ١٣٩٦/٠٦/٠٤
موسیقی لطیف باران

اکبر ٢٢:٤٢ - ١٣٩٦/٠٦/١١
صدای بارن

فاطمه ١٤:٤٧ - ١٣٩٦/٠٦/١٥
ترنم یعنی آواز خوش اسم دخترم هستش

پیشنهاد شما درباره معنی ترنم



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

معنی ترنم
کلمه : ترنم
اشتباه تایپی : jvkl
آوا : tarannom
نقش : اسم
عکس ترنم : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با ترنم در گوگل



آیا معنی ترنم مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 94% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه آنالی