مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 199 100 1

تکین

معنی اسم تکین

اسم: تکین
نوع: پسرانه
ریشه اسم: ترکی
معنی: (تلفظ: takin) (ترکی) (= تگین) (در قدیم) دلاور، پهلوان - تگین، پهلوان، دلاور

معنی تکین در لغت نامه دهخدا

تکین. [ ت َ ] (اِ) بمعنی زیرین است. (از برهان ). فرودین. زیرین. (ناظم الاطباء). از: تک (ته )+ین (پسوند نسبت ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). || تخم و استخوان انگور را نیز گفته اند. (برهان ). هسته ٔ انگور و تکیز و تکژ. (ناظم الاطباء). مصحف تکس است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). || پهلوان. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :
تکینان لشکر گزینان چین
برفتند هر سوی توران زمین.
دقیقی.
همه خانان و تکینان و سوران دلیر
داشتند از سپه او و از و دست به سر.
فرخی.

تکین. [ ت َ ] (ترکی ، ص ، اِ) خوش ترکیب ، زیباشکل. و در ترکیب اسماء اعلام آید همچون البتکین ، سبکتکین ، بکتکین ، انوشتکین و به تنهایی نام پادشاهی خاص شنیده نشده. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). || مجازاً،مغول. ترک. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
هستم ز نسل ساسان نز تخمه ٔ تکین
هستم ز صلب کسری نزدوده ٔ ینال.
مجد همگر (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
|| در بیتهای زیر گویا کنایه از خان کوچک و زیر دست امیر است :
نشود غره خردمند بدان ، کز پس من
چون پس میر نیاید نه تکین و نه بشیر.
ناصرخسرو.
شعری که ترا رشید گفته ست
گفتند که بحر او چنین ست
این شعر چو شعر او نباشد
کان خان بزرگ و این تکین است.
ادیب صابر.
|| از القاب امراء ترک. از القاب ترکی است مانند البتکین. سبکتکین :
خوش نخسبند همه از فزعش زان سوی آب
نه قدرخان نه طغانخان نه ختاخان نه تکین.
فرخی.
گاهی به دریا درشوی ، گاهی به جیحون بگذری
گه رای بگریزد ز تو گه رام و گه خان گه تکین.
فرخی.
چاکران دگران ز آرزوی بنده کنند
نام فرزندان تکسین و تکین و دینار.
فرخی.
هر چند مهار خلق بگرفتند
امروز تکین و ایلک و پیغور.
ناصرخسرو.
به پیش ینال و تکین چون رهی
دوانند یکسر غنی و فقیر.
ناصرخسرو.
پند از هرکس که گوید گوش دار
گر مثل طوغانش گوید یا تکین.
ناصرخسرو.
جز که رزق تن جاهل سببی نیست دگر
که سمک پیش تکین است و رمک بر در تاش
رزق تن ، پاک همه باطل و ناچیز شود
گر نیاید پدر تاش و تکین بر دم آش.
ناصرخسرو.
این شعر مکان او ندارد
کو در صف شاعران تکین است
طبعش بگه سخن لطیف است
رایش بگه ثنا رزین است.
ادیب صابر.
آنکه قدر در ادای خدمتش افکند
موی کشان دوده ٔ ینال و تکین را.
انوری.
شاه جهان سنجر آنکه بسته ٔ امرش
قیصر و فغفور و خان و رای و تکین است.
انوری.
آتش اندر جاه زن گو باد در دست تکین
آب رخ برخاک نه گو خاک بر فرق طغان.
خاقانی.
آبرو از برای نان حرام
به تکین و طغان نخواهد داد.
خاقانی.
چون تویی اندر جهان شاه طغان کرم
کی رود اهل هنر بر در تاش و تکین.
خاقانی.
تیغ تو تسکین ظلم نزد تکین آبخور
تیر تو طغرای فتح پیش طغان مغتنم.
خاقانی.
خدمت درگاه تو مقصد آرای رای
صورت القاب تو نقش نگین تکین.
سلمان ساوجی.
|| آتش. || حوض. || خرد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).

تکین. [ ت َ ] (اِخ ) نام پادشاهی بوده است. (برهان ) (ناظم الاطباء). نام پادشاه خراسان که پدر سلطان محمود بوده. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به سبکتکین شود.

معنی تکین به فارسی

تکین
( صفت ) خوش ترکیب زیبا شکل. ۲ - پهلوان شجاع . جمع : تگینان . ۳ - در ترکیب اسمای اعلام ترکی آید : الپتگین بکتگین سبکتگین .
ترکی بمعنی خوش ترکیب زیبا شکل
یکتن از سپاهیان ایلک خان
ابن سلیمان . وی نخستین حاکم از طرف سلطان رکن الدین ابوالمظفر بر کیارق بن ملکشاه بن الب ارسلان بود بر سمرقند که پس از جنگ ماورائ النهر به سمرقند آمد .
خویش و صاحب جیش ایلک خان که سمت حکومت خراسان را در آن زمان پیدا کرد
[singular point] [ریاضی] فرمول دار متـ . تکینگیsingularity تکینه
از امرای سلطان محمد خوارزمشاه
نام یکی از امرای آل بویه
یکی از ملوک ترکستان پسر بقراخان
رجوع به آلب تکین شود .
از امرائ و ارکان سپاه غزنویان بوده و در جنگهای محمود غزنوی با امرای ماورائ النهر شرکت داشته است .
وی برادر طغا خان و از امرای خانیه ترکستان است چون طغا خان در سال ۴٠۸ قمری درگذشت و ابو منصور محمد ارسلان خان برادر بغرا خان جای او را گرفت این علی تکین مدعی او شد و تا اندکی پیش از فوت وی که غلبه کلی با علی تکین بود این زد و خورد ادامه داشت

معنی تکین در فرهنگ فارسی عمید

تکین
= تگین
فرودین، زیرین.

معنی تکین در دانشنامه ویکی پدیا

تکین
تَکین یا تَگین (به چینی: 特勤) از لقب های ترکی است که در قدیم به نام اعضای غیرارشد خاندان یک خان یا افراد زیردست خان و امیر اضافه می شد.
برای نمونه، در بیت های زیر از ناصرخسرو، تکین کنایه از خان کوچک و زیردست امیر است:
بادیه نشینان ترکستان معمولاً برای پسرانشان نام هایی از طبیعت به همراه پسوند تکین انتخاب می کردند مانند: آی تکین (ماه + تکین)، داغ تکین (کوه + تکین)، آری تکین (زنبور + تکین)، گون تکین (خورشید)، گوش تکین (عقاب + تکین)، داش تکین (سنگ + تکین) و غیره.
از افراد معروف تاریخی که این پسوند را در نام خود دارند می توان به کول تکین، الب تکین و سبک تکین اشاره کرد.
پس از آشنایی حکومت های ترک و مغول با اسلام و در دورهٔ تیموریان، نامهایی چون احمدتکین، علی تکین و مسلم تکین نیز به این اعلام افزوده شد.
دربار سامانیان تعدادی از جوانان این دشت ها را به عنوان غلام وارد دستگاه خود کرد و برای تفکیک آنها از مردم خودش، لقب تکین را پسوند تمامی این غلامان قرار داد. بعدها غزنویان از میان همین گروه سربرآوردند و حکومت تشکیل دادند. آلپتکین و سبکتکین معروفترین این افراد هستند.
هنوز هم در نواحی ترک زبان از نام تکین برای پسران استفاده می شود.
تکین حمزه لو (زاده ی 1356 در تهران) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی است. اولین کتاب او به نام "افسون سبز" در سال 1380 منتشر شد و در کمتر از دو ماه به چاپ دوم رسید. پس از موفقیت کتاب "افسون سبز"، وی تصمیم به ادامه ی رمان نویسی گرفت. او تاکنون یازده تالیف و یک ترجمه در کارنامه ی خود دارد. رمان "افسون سبز" از معدود رمان های ایرانیست که به عنوان اولین اثر نویسنده اش در چاپ بیستم قابل دسترس است. مضمون کتاب های تکین حمزه لو معضلات اجتماعی و بررسی آثار و عواقب آن روی مردم و زندگی هاست. وی در سال 2007 از سوی مجله ی لهستانی "Wysokie Obcasy" به عنوان زن برتر ایرانی شناخته شد.
اوزلم تکین (به ترکی استانبولی: Özlem Tekin) (۱۸ نوامبر ۱۹۷۱) خواننده، مجری برنامه تلویزیونی و بازیگر ترک است. شهرت وی بیشتر به دلیل آهنگ هایش است.
اوزلم تحصیلات خود را در زمینهٔ موسیقی کلاسیک غربی در دانشگاه حاجی تپه به پایان رسانده است.
علی تکین برادر طغا خان و از امرای ترکستان در عهدغزنویان می باشد. بعد از مرگ طغا خان برادرش ارسلان خان بر تخت نشست اما علی تکین برادر دیگرشان نیز مدعی جانشینی بود؛ بنابراین سالیان سال میان دو برادر به جنگ و کشمکش گذشت که پایان این اختلافات مرگ ارسلان خان و حکومت علی تکین بود.
وی با سلجوقیان روابط خوبی داشت و در ازای وجهی که از آنها می گرفت، به سرکوب مخالفانشان می پرداخت. مردم نواحی سمرقند و بخارا به محمود غزنوی نامه نوشتند و از ظلم و بیداد علی تکین گلایه کردند. محمود بارها به قصد جان وی به ترکستان لشکر کشید اما به علت متواری شدن و پنهان شدن علی تکین نتوانست او را دستگیر کند. چون پادشاه درگذشت سلطان مسعود برای غلبه بر برادرش محمد، از علی تکین یاری خواست و مبلغی پیش مزد برایش فرستاد؛ ولی پیش از آنکه جوابی به درخواست وی برسد کار محمد یکسره شد و علی تکین نیز دیگر چندان اعتنایی به شان سلطان جدید یعنی مسعود نکرد و مبلغ را بازپس نداد.
در سال ۴۲۳ هَ. ق. مسعود، آلتونتاش خوارزم شاه را برای دفع وی فرستاد؛ و در جنگی که بین دو سپاه روی داد، آلتونتاش زخمی سخت برداشت و روز دیگر درگذشت و سپاهیان او قاصدی نزد علی تکین فرستادند و با او مصالحه کردند و به خراسان بازگشتند. علی تکین تا سال ۴۲۶ هَ. ق. در قید حیات بود و با هر کس که مالی برایش می فرستاد سازش و دوستی داشت و در آن سال درگذشت.
لطیفه تکین (به انگلیسی: Latife Tekin) نویسنده معاصر ترکیه و خالق کتاب معروف مرگ عزیز بیعار است.
یک نقطه تکین (به انگلیسی: singular point) در ریاضیات نقطه ای ست که یک عنصر ریاضی در آن تعریف نشده باشد، یا تابع به نوعی در آن خوشرفتار نباشد، مثلاً مشتق پذیری یا تحلیلی نباشد.
برای مثال تابع
روی محور حقیقی یک نقطهٔ تکین در x = 0 دارد، جایی که تابع به ±∞ «منفجر می شود» و تعریف نشده است. تابع g(x) = |x| نیز یک تکین در x = 0 دارد، زیرا آنجا مشتق پذیر نیست. به طور مشابه نمودار تعریف شده با y2 = x نیز یک تکین در x = 0 دارد، این دفعه به خاطر اینکه یک نقطه انشعاب در این نقطه دارد. مجموعه جبری تعریف شده با y2 = x2 در سیستم مختصات (x, y) یک نقطه تکین در (0,0) دارد زیرا در این نقطه هیچ مماسی ندارد.
کول تیگین (ترکی باستانی: , ) یک شاهزاده وپادشاه گوک ترک بود.


در صورتی که معنی کلمه بالا (استخراج شده از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، لطفا گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تکین در جدول کلمات

اثری از تکین حمزه لو
دختری در مه

معنی تکین به انگلیسی

- صفت -
singular
غریب ، شگفتی ، فوق العاده ، خارق العاده ، تک ، تکین ، منفرد ، منحصر بفردی ، واژه مفرد ، فرید ، صیغه مفرد
monadic
تکین

معنی کلمه تکین به عربی

تکین
مفرد

نظر کاربران در مورد معنی تکین

گلنار ٠٢:٢٥ - ١٣٩٦/٠٣/٠٨
یکدانه، نادر، بی مانند

تکین ١٦:٠١ - ١٣٩٥/١٢/٢٣
اسم من یه اسم دخترونس به معنی دانه ی انگور،تنها

تکین ٠٩:٠٠ - ١٣٩٥/١١/٠٤
تک ترین

پیشنهاد شما در مورد معنی تکین


آخرین پیشنهادات
مریم آقاسی > معنی Quantification
مهرداد سایه بان > معنی Permission
SAEED > معنی xiphias
حسینخانی هزاوه > معنی هرزنه
abbas > معنی one-off pair
حیدر نیک آیین > معنی حضوری
abbas > معنی clicker
عاطفه > معنی appeal

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی تکین
کلمه : تکین
اشتباه تایپی : j;dk
عکس تکین : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با تکین در گوگل



آیا معنی تکین مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 95% )
بستن تبلیغات
خرید بلیط هواپیما
زبان مارکت
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه آنالی
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس