مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 141 100 1

حتی

/hattA/

مترادف حتی: تا، تا اینکه، حتا، ولو، هم

معادل فارسی: تا، تا آنجاکه، با این که، تا انجا که، تا جایی که، هتا، هرچند

معنی حتی در لغت نامه دهخدا

حتی. [ ح َت ْ تا ] (ع حرف ) عتی. تا. (ترجمان القرآن ). الی. از حروف جرّ است. ابن هشام گوید: حتی به یکی از سه معنی آید: انتهاء غایت و این بیشتر از دیگر معانی استعمال شود، تعلیل ، استثناء به معنی الا واین از دیگران کمتر بکار رود و کمتر کسی آن را یاد کرده است. و موارد استعمال حتی را سه مورد برشمرده است : حرف جرّ، عاطفه ، حرف ابتداء. در مورد اول : حتی با حرف «الی » سه فرق دارد: مجرور آن باید اسم ظاهر باشد نه ضمیر و اگر مسبوق به ذکر باشد باید آخر آن باشد: اکلت السمکة حتی رأسها که «راس » اسم ظاهر است و آخرین عضو مأکول سمکة باشد. فرق دوم ، آنکه اگر بی قرینه بکار رود مابعد آن داخل در ماقبل آن باشد، چنانکه در مثال فوق رأس جزو قسمت ماکول سمکة بوده است. فرق سوم ، آنکه هر یک از حتی و الی موارد استعمال مخصوص نیز دارد، چنانکه فعل کتب و سار با «الی » متعدی شود و با «حتی » نشاید، و حتی در افعالی بکار رود که شیئاً فشیئاً پدیدار شود و «الی » چنین نباشد، و «حتی » برسر فعل مضارع درآید و آن را به أن مقدر نصب دهد: سرت حتی ادخلها. فعل مضارع بعد از حتی فقط در سه مورد مرفوع باقی می ماند: اول جائی که مضارع معنی استقبال ندهد بلکه به معنی حال باشد و در موردی که فعل مستقبل در زمان گذشته استعمال شده ، اگر فعل نسبت به زمان گوینده مستقبل باشد نصب واجب است چون : لن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الینا موسی. (قرآن 20 / 91). و اگرنسبت به ماقبل زمان متکلم باشد جائز است مرفوع یا منصوب خوانده شود، چون : و زلزلوا حتی یقول الرسول... (قرآن 2 / 214). که قول ایشان نظر به «زلزال » مستقبل بوده ولیکن نسبت به کسی که این مطلب را برای ما حکایت کرده مستقبل نبوده است. دومین جائی که فعل مضارع بعد از حتی مرفوع باقی ماند آنجاست که فعل بعد از حتی مسبب از ماقبل حتی باشد. سوم آنجا که حتی فضله و زائد باشد. دومین مورد استعمال حتی ، عاطفه بودن آن است و در این مورد با واو عاطفه سه فرق دارد: اول آنکه معطوف حتی باید اسم ظاهر و جزء ماقبل حتی و پایان آن باشد. فرق دوم اینکه حتی فقط کلمات را به یکدیگر عطف کند نه جمله ها را. فرق سوم آنکه هنگام عطف به مجرور با کلمه ٔ حتی باید حرف جرّ تکرار شود و نحویان کوفه عاطفه بودن حتی را انکار کرده اند. مورد سوم استعمال حتی آن است که برای ابتداء به کار رود و در این صورت فقط بر سر جمله درآید چون قول جریر :
فما زالت القتلی تمج دمائها
بدجلة حتی ماء دجلة اشکل.
رجوع به مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب باب اول حرف حاء شود.
- حتی الامکان ؛ تا بتوان. تا آنجا که تواند شد. تا جائی که دست دهد. تا آنجا که میسر باشد. تا جائی که ممکن است.
- حتی الباب ؛ تا پیش در. تا آستان در. الی الباب ، پذیرائی میزبان از میهمان تا آستانه ٔ در سزد.
- حتی القوه ؛ تا بتوان.
- حتی المخدرّات فی الحجال ؛ تا پردگیان حجله.
- حتی المقدور ؛ تا آنجا که بشود. مهما امکن. تا آنجا که تواند شد. تا حدّ توانائی. ما امکن.
- حتی الوتد فی الجدار ؛ تا میخ دیوار.
- حتی یلج الجمل فی سم الخیاط. (قرآن 7 / 40) :
گویند اراشتری ز سوزن بگذشت.
گو بگذشت اینک اشتر اینک سوزن.
فرخی.
|| به اندازه ای که. تا حدّی که. تا آنجاکه. حتی بلغ الحلقوم ؛ شکم را تا حلقوم پر کردن.

حتی. [ ح َت ْی ْ] (ع مص ) دوختن. جامه دوختن. (زوزنی ). || استوار گردانیدن. تافتن. احتاء. (از منتهی الارب ).

حتی. [ ح َت ْ تا ] (اِخ ) نام کوهی از عمان یا جبلة. (معجم البلدان از خط ابن مختار از خط وزیر مغربی ).

حتی. [ ح َت ْ تی ] (ع اِ) مُقل. || پست مقل. || مقل بلایه و خشک. || متاع زنبیل. || بوریای بافته از برگ خرما که از آن زنبیل سازند. || ثفل خرما و پوست آن. || سرگین یا پشک جمعشده در جائی. || پرهای مگس و جز آن در انگبین. (منتهی الارب ).

حتی. [ ح ِت ْ تی ] (اِخ ) نام مملکت یکی از اقوام قدیمه که پیش از تمدن فینیقیان در اسیةالصغری مملکت و شوکتی عظیم داشته اند . رجوع به حتیان شود.

حتی ٔ. [ ح َ ] (ع اِ) پِسْت مُقل. (منتهی الارب ). || ثمر مقل.

معنی حتی به فارسی

حتی
حرف جردرعربی، برای انتها، تا، تا آنکه، تاپیش در
( اسم ) تا تا آنکه : (( حتی باو گفتم که نزد شما بیاید . ))
نام مملکت یکی از اقوام قدیمه که پیش از تمدن فنیقیان در اسیه الصغری مملکت و شوکتی عظیم داشته اند
حتی الامکان
تا بتوان تا آنجا که ممکن است نادست دهد : (( حتی الامکان دل مردم را بدست آورید . ))
حتی الباب
تا پیش در تا آستان در الی الباب : (( حتی الباب مهمان را مشایعت کنند . ))
حتی القوه
تا بتوان تا بتوانید .
حتی المقدور
تامیشود تابتوان تاتوان دارید تا حد توانایی .
حتی الورید و الشریان
تا ورید و شریان : (( این سخن می شنیدم از اعضا همه حتی الورید و الشریان .)) ( هاتف )
حتی بلغت الحلقوم
تا حدی که بحلقوم رسید ( در تداول بمعنی شکم پر کردن است ) . توضیح در عربی گویند : (( بلغت الروح الحلقوم )) و آن کنایه از نزدیکی مرگ است .

معنی حتی در فرهنگ معین

حتی
(حَ تّا) [ ع . ] (حراض .) تا، تا آن که .
حتی الامکان
(حَ تَّ لْ اِ) [ ع . ] (ق .) تا بتوان (فره )، تا آن جا که ممکن است ، تا دست دهد.
حتی المقدور
( ~. مَ) [ ع . ] (ق مر.) تا می شود، تا بتوان ، تا حد توانایی .

معنی حتی در فرهنگ فارسی عمید

حتی
تاآنجاکه، به میزانی که.
حتی الامکان
تا بتوان، تا جایی که ممکن است.
حتی الباب
تا پیش در، تا آستان در.
حتی القوه
تا بتوان، به اندازۀ توانایی.
حتی المقدور
به اندازۀ قدرت و توانایی، تا آنجا که بشود.

معنی حتی در دانشنامه اسلامی

حتی
حتی از حرف جر و عطف، برای دلالت بر غایت می باشد.
حتی، از ادات غایت بوده و به صورت حرف جر و یا حرف عطف به کار می رود و هر دو در این که ما بعدشان غایت برای ما قبل آن ها است، اشتراک دارند.
حتی فیلیپ خوری
«فیلیپ خوری حتی»، در 24 ژوئن سال 1886، در شهر شملان (لبنان) به دنیا آمد.
وی در سال 1908، از دانشگاه آمریکایی بیروت فارغ التحصیل گردید. وی در سال 1913، به آمریکا رفت و در سال 1915، به اخذ درجه دکترا از دانشگاه کلمبیا نائل آمد. از سال 1915 تا 1919 دانشیار بخش شرق شناسی دانشگاه کلمبیا و از سال 1919 تا 1925 استاد تاریخ عرب در دانشگاه آمریکایی بیروت بود.
وی در سال 1920 شهروند آمریکا گردید و برای تدریس تاریخ در دانشگاه آمریکایی بیروت به لبنان بازگشت.
ایشان از سال 1926 تا 1929 استادیار و از سال 1929 تا 1936 استاد ادبیات سامی و در خلال سال های 1944 تا 1945 رئیس بخش زبان و ادبیات شرقی دانشگاه پرینستن بود.
وی در سال 1954، بازنشسته شد، سپس به عنوان استاد حق التدریس در دانشگاه هاروارد، عضو هیئت علمی امناء و رئیس هیئت تعلیم و تربیت دانشگاه آمریکایی بیروت و نیز عضو بسیاری از انجمن ها و مجامع علمی به کار پرداخت.
وی سرانجام در 24 دسامبر سال 1978 در شهر پرینستن (آمریکا) درگذشت.

حتی در جدول کلمات

زیررده ای از حشرات بندپا که تاریخ سنگواره ای آنها تا دوران دووئین را حتماً حتی به اردووپسین می رسد
کنه سانان
یکی از شاخه های ورزش و حتی آمادگی های نظامی که به نوعی آن را یک هنر می دانند
دارت

معنی حتی به انگلیسی

- قید -
even
هم ، بلکه ، حتی

معنی کلمه حتی به عربی

فلا حتی
زراعي

پیشنهاد شما در مورد معنی حتی


آخرین پیشنهادات
سمیرا > معنی cross training
هستی > معنی هنگوین
تقانگلدی آتابای > معنی Dont pick on me
تقانگلدی آتابای > معنی travel light
تقانگلدی آتابای > معنی keep back
تقانگلدی آتابای > معنی mind your step
تقانگلدی آتابای > معنی you beat me to it
سعید نوری نژاد > معنی It s Early days

لیست پیشنهادات | ثبت واژه جدید
معنی حتی
کلمه : حتی
اشتباه تایپی : pjd
آوا : hattA
نقش : قید
عکس حتی : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با حتی در گوگل



آیا معنی حتی مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 94% )
بستن تبلیغات
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
فروشگاه کمپو
نرم افزاری مریم
تبلیغات در دیکشنری آبادیس