مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 263 100 1

فیض

/feyz/

مترادف فیض: بخشش، برکت، تفضل، عنایت، فضل، سرشار، فراوانی، لبریز، لطف

برابر پارسی: بهره، سود

معنی فیض در لغت نامه دهخدا

فیض.[ ف َ ] (ع اِ) مرگ. || (ص ) اسب تیزرو. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، فیوض ، افیاض. (اقرب الموارد): اعطاه غیضاً من فَیْض ؛ یعنی اندکی از بسیار به وی داد. || (مص ) بسیار شدن آب چندانکه روان گردد. (از منتهی الارب ). فیوض. فیضان. فیضوضة. (از اقرب الموارد). || لبالب رفتن رود. (منتهی الارب ). || پر شدن ظرف. (اقرب الموارد). || آشکار کردن راز را. (منتهی الارب ). پر شدن سینه از راز که کتمان نتوان کرد. (از اقرب الموارد). || مردن. || برآمدن جان کسی. || فاش گردیدن خبر. || بسیار شدن چیزی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || روان شدن هر چیزی. (اقرب الموارد). || روان شدن اشک. (منتهی الارب ). || (اِمص ) ریزش. || بسیاری آب. || بخشش. عطا. (فرهنگ فارسی معین ). عطیه. لطف :
ز فیض دولت بیدار دیده میخواهم
که صبح را دهم از گریه توشه ٔ شبگیر.
خاقانی.
نیست یک دم که بنده خاقانی
غرقه ٔ فیض مکرمات تو نیست.
خاقانی.
روس و خزران بگریزند که در بحر خزر
فیض آن کعب جواهرحشر آمیخته اند.
خاقانی.
دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر
بی مدد سرشک من درّ عدن نمی کند.
حافظ.
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش.
حافظ.
- غیضی از فیضی ؛ اندکی از بیش. مختصری از بسیار : جریده ٔ انصاف به خانه ٔ عدل این دولت مزین شده و این خود غیضی است از فیضی و جزئی است از کلی. (سندبادنامه ).
- فیض راندن ؛ اظهار بخشش و بزرگی کردن :
جان فشانم عقل پاشم فیض رانم دل دهم
طبع عالم کیست تا گردد عمل فرمای من ؟
خاقانی.
|| بخشایش و لطف و عطیه ٔ الهی : و هر دو ازفیض آسمانی و عقل غریزی بهره مند شدند. (کلیله و دمنه ).
امروز که تشنه زیر خاکی
فیض از کرم خدات جویم.
خاقانی.
هین بگو ای فیض رحمان هین بگو ای ظل حق
هین بگو ای حرز امت هین بگو ای مقتدا.
خاقانی.
فیض کرم را سخنم درگرفت
بار من افکند و مرا برگرفت.
نظامی.
فیض کرم کرد مواسای خویش
قطره ای افکند ز دریای خویش.
نظامی.
نسیمی از عنایت یار او کن
ز فیضت قطره ای در کار او کن.
نظامی.
وز آنچه فیض خداوند بر تو میپاشد
تو نیز در قدم بندگان او میپاش.
سعدی (دیوان چ مصفا ص 789).
|| جوشش :
اتصال نجوم خاطر او
فیض طبع مرا نویدگر است.
خاقانی.
|| (اصطلاح صوفیه ) القاء امری است در قلب بطریق الهام بدون تحمل زحمت کسب و اکتساب. || (اصطلاح صوفیه ) بمعنای فعل فاعلی است که فعل او دایم بود و برای غرض و عوض نباشد. (فرهنگ فارسی معین ). || (اصطلاح صوفیه ) مرادف جود است. (فرهنگ فارسی معین از اسفار و فرهنگ اصطلاحات صوفیه ٔ سجادی ).
- فیض ابد ؛ بهره ٔ دائمی. لطف حق که ابدی است. فیض ازل.فیض ازلی :
دل به رصدگاه دهر بیش بها گوهری است
دخل ابد عشر او فیض ابد کان او.
خاقانی.
- فیض ازل ، فیض ازلی ؛ بخشش خداوند. لطف الهی. (فرهنگ فارسی معین ) :
فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دست
آب خضر نصیبه ٔ اسکندر آمدی.
حافظ.
- فیض اقدس ؛ در اصطلاح فلاسفه و صوفیان ، قضاء ازلی و ثبوت اشیاء است در علم حق به نظام الیق و افضل. از جهت تابعیت آن اسماء و صفات حق را که عین ذات اوست و وجود آن ماهیات در خارج به افاضه ٔ وجود بر آنهاست برحسب اوقات و استعدادات مخصوص از حق تعالی که فیض مقدس است. (فرهنگ فارسی معین از فرهنگ مصطلحات صوفیه ٔ سیدجعفر سجادی ).
- فیض روح القدس ؛ (اصطلاح صوفیه ) عنایت و لطف روح القدس ، چنانکه به مریم. (فرهنگ فارسی معین ) :
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد.
حافظ.
- فیض مقدس ؛ (اصطلاح تصوف ) تجلیات آسمانی است که موجب ظهور چیزی است که در خارج وجود استعدادات آن اعیان را تقاضا کرده است. (از آنندراج ). وآن مرتب بر فیض اقدس است زیرا بواسطه ٔ فیض اقدس اعیان ثابته و استعدادات اصلی آنها در عالم علم تحصل می یابد و بواسطه ٔ فیض مقدس اعیان و لوازم آنها در عالم عین تحقق می یابد. از فیض مقدس به نفس رحمانی و وجودمنبسط هم تعبیر شده است و بالجمله مرتبت تجلیات اسماء را که موجب ظهور و بروز مقتضیات اعیان در خارج است فیض مقدس نامیده اند. (فرهنگ فارسی معین از اسفار، مشاعر و شرح منظومه ).

فیض. [ ف َ ] (اِخ ) رجوع به فیض (ملا محسن ) شود.

فیض. [ ف َ ] (اِخ ) لقب مطلب بن عبدمناف برادر هاشم بدان جهت که بسیارجود بود. (منتهی الارب ).

فیض. [ ف َ] (اِخ ) رود نیل. (منتهی الارب ). رجوع به نیل شود.

فیض. [ ف َ ] (اِخ ) (ملا محسن ) محمدبن مرتضی بن شاه محمود، ملقب به محسن. از بزرگترین علمای امامیه ٔ قرن یازدهم هجری معاصر شاه عباس ثانی است که در فقه و حدیث و تفسیر و فلسفه صاحب نظر و دارای تألیفات گرانبهایی میباشد. وی از پیشروان روش جمع بین اصول شریعت و طریقت و حکمت بود. در مقدمه ٔ محجة البیضاء آمده است که ملا محسن فیض در چهار میدان گوی سبقت از همگنان ربوده است. وی با بسط مبانی فلسفی و تطبیق آن با مبانی شرعی از سایر دانشمندان ممتاز گردیده است ، و در کثرت و تنوع تألیف سرآمد دانشمندان به شمار میرود. در کتاب زهرالربیع آمده : استاد محقق ملا محمد فیض کاشانی صاحب وافی و غیره و مؤلف نزدیک به دویست کتاب و رساله ،در قم پرورش یافت و چون شنید که سید ماجد بحرانی به شیراز رحل اقامت افکنده به آن شهر عزیمت کرد و علوم عقلی را از استاد بزرگ آخوند ملا صدرالدین شیرازی فراگرفت و به دامادی او مفتخر گردید. ملا محسن خود سه فهرست برای معرفی تألیفات خود نگاشته و به طوری که از آن فهرستها به دست می آید وی بیش از هشتاد تألیف از خود به جا گذاشته که اغلب آنها مکرر به چاپ رسیده است. از تألیفات اوست : 1- کتاب الوافی. 2- تفسیر الصافی. 3- تفسیر الاصفی. 4- علم الیقین. 5- عین الیقین. 6- الافق المبین. 7- الامالی. 8- تشریح العالم. 9- الجبر و الاختیار. 10- جلاء العیون. 11- حاشیه بر رواشح سماویّه ٔ میرداماد. 12- فهرست مصنفات خود، که اسامی تمامی آنها و موضوع و شماره ٔ ابیات و تاریخ تألیف و بعض مزایای دیگر هر یک را مشروحاً حاوی است. 13- المحجة البیضاء فی احیاء الاحیاء. 14- مشواق ، در تعبیر وتفسیر اصطلاحات شعراء و عرفاء. 15- معتصم الشیعه ، درفقه. 16- مفاتیح الشرایع، در فقه. از اشعار اوست :
من این زهد ریایی را نمیدانم نمیدانم
رسوم پارسایی را نمیدانم نمیدانم
یکی گویم یکی دانم یکی بینم یکی باشم
دوتایی و سه تایی را نمیدانم نمیدانم
بغیر مهر مهرویان که تابد بر دل و بر جان
طریق روشنایی را نمیدانم نمیدانم
من ار نیکم وگر بد «فیض » گو مردم ندانندم
زبان خودستایی را نمیدانم نمیدانم.
سالک راه حق بیا نور هدی ز ما طلب
نور بصیرت از در عترت مصطفی طلب
هست سفینه ٔ نجات عترت و ناخدا خدا
دست در این سفینه زن دامن ناخدا طلب.
آنکه مست جانان نیست عارف ار بود عام است
هرکه نیستش ذوقی شعله گر بود خام است
هرزه گردد اسکندر درمیان تاریکی
آب زندگی باده ست چشمه ٔ خضر جام است.
با من بودی منت نمیدانستم
یا من بودی منت نمیدانستم
رفتم چومن از میان تو گشتی پیدا
تا من بودی منت نمیدانستم.
وی به سال 1091 هَ.ق. در کاشان وفات یافت و در قبرستان آن شهر مقبره ٔ او مشهور و محل رفت وآمد و نذورات است. رجوع به زهرالربیع و قصص العلماء وروضات الجنات و الذریعة و مقدمه ٔ محجة البیضاء و انجم فروزان شود.

فیض. [ ف َ ] (اِخ ) (آیت اﷲ محمد) ابن علی اکبربن محمد. از فقهاء و مراجع بزرگ تقلید و از احفاد ملا محسن فیض کاشانی است. وی به سال 1293 هَ. ق. در قم متولد شد و در نجف و سامره از محضر درس اساتید بزرگ آخوند ملا کاظم خراسانی و سیدمحمدکاظم یزدی و میرزا محمدتقی شیرازی بهره مند گردید و به سال 1331 هَ. ق. به قم مراجعت کرد و به سال 1336 هَ. ق. حوزه ٔ علمیه ٔقم را بنیاد نهاد و به سال 1340 هَ. ق. مرحوم آیت اﷲ حائری را به قم دعوت کرد و با انتقال ایشان از اراک به قم حوزه ٔ علمی رونق گرفت. از جمله آثار وی تعمیر مدرسه ٔ فیضیه و دارالشفاء و ساختمان چند مسجد است.از تألیفات اوست : 1- مناسک حج ، با توجه به فتوای همه ٔ مراجع تقلید و به سبکی ساده و روان نگارش یافته و ازاینرو عمل بدان در هر زمان مجری است. 2- الفیض ، و این کتابی است استدلالی درباره ٔ چند مسئله از قبیل مسئله ٔ عدم تنجیس متنجس و عدم انفعال آب قلیل و غیره. 3- حاشیه بر کفایة الاصول. 4- حاشیه بر مکاتب شیخ انصاری. 5- حاشیه بر عروة الوثقی. 6- وسیلة النجاة. 7- ذخیرة العباد. وی به سال 1369 هَ.ق. / 1329 هَ. ش. در 78سالگی وفات یافت و در ایوان طلا در جوار حضرت معصومه مدفون گردید. کلمه ٔ آیت الفیض ماده ٔ تاریخ وفات اوست. (انجم فروزان ص 138، رجال قم ، قم را بشناسید، قم و روحانیت ص 155 و 156، مقدمه ٔ محجة البیضاء).

فیض. [ ف َ ] (اِخ ) علی اکبربن محمد.از نویسندگان و شاعران و خطاطان مشهور قم و پدر مرحوم آیت اﷲ میرزا محمد فیض است. کتیبه ٔ ضریح آستانه ٔ قم به خط ثلث از آثار اوست. تألیفاتی دارد از جمله : 1- جنگ و تذکره ای در ادبیات و حالات شعرای قم. دیوان اشعار وی نیز ضمیمه ٔ همین کتاب است در مجلدی مشتمل بر بیش از یکهزار صفحه با خط زیبای خود مؤلف ، و در کتابخانه ٔ شخصی عباس فیض در قم نگاهداری میشود. 2- تاریخ قم ، خطی. 3- فرامین فتحعلی شاه. از اشعار اوست :
من و گیسوی تو در هر شب و هر روز نهیم
همچو محنت زدگان بر زبر زانو سر
او به زانو بنهد سر ز رسایی و کشی
من به زانو بنهم سر ز خیالات و فِکَر.
چرا دل ببندم در این زندگانی
که این زندگانی دو روزی است فانی
به حق خداوند فرد یگانه
که بی مثل و شبه است و انباز و ثانی
همان صحبت دوستان است و یاران
اگر حاصلی هست در زندگانی.
وی به سال 1312 هَ. ق. در کربلا وفات یافت و در همانجا مدفون گردید.(تاریخ قم ) (انجم فروزان ).

معنی فیض به فارسی

فیض
کاشانی محمد بن مرتضی مشهور بملامحسن فیض حکیم و عارف عهد صفویه ( و. کاشان حدود ۱٠٠۶ - ف. ۱٠۹٠ ه ق وی در شیراز نزد صدرالدین شیرازی به تحصیل حکمت پرداخت و در عرفان و حکمت دست یافت . فیض مورد بغض شیخ احمد احسائی بود و او ویرا بجای محسن [ مسئ ] خطاب میکرد و او را اخباری صرف میدانست . فیض شاعر نیز بود وهدایت در مجمع الفصحائ تعداد ابیات ویرا شش الی هفت هزار نوشته.مولف قصص العلمائ تعداد کتب و رسایل او را متجاوز از ۲٠٠ دانسته و نام ۶۹ عدد آنها را ذکر کرده . از آثار مهم اوست : کلمات مکنونه ابواب الجنان ( مولف بسال ۱٠۵۵ ه ق . ) تفسیر صافی تفسیر اصفی کتاب وافی ( درشرح کافی ) شافی مفاتیح محجه البیضائ ( در اخلاق ) رساله اسرار الصلوه علم الیقین در اصول دین تشریح ( در هیئت ) سفینه النجاه شرح صحیفه سجادیه ترجمه الصلوه ( بفارسی ) ترجمه طهارت ( بفارسی ) ترجمه عقاید ( بفارسی ) فهرست علوم دیوان اشعار ( حدود ۱۲ هزار بیت ) .
بسیارشدن آب وروان گشتن آن، بسیارشدن، وبه معنی بسیاری، کثرت، آب بسیار، چیزبسیار، کثیر، بخشش، جود
۱ - ( مصدر ) بسیار شدن آب چندانکه روان گردد ۲ - لبالب رفتن رود ۳ - ( اسم ) بسیاری آب ۴ - ریزش ۵ - بخشش عطا ۶ - الف - القائ امریست در قلب بطریق الهام بدون تحمل زحمت کسب و اکتساب ب - به معنای فعل فاعلی که فعلش دایم بود و برای غرض عوض نباشد ج - مرادف با جود است . یا فیض ازل ( ازلی ) بخشش خداوند لطف الهی : فیض ازل بزور و زر ار آمدی بدست آب خضر نصیبه اسکندر آمدی . ( حافظ ۳٠۶ ) یا فیض اقدس . یا قضائ ازلی ثبوت اشیائ است در علم حق بنظام الیق و افضل از جهت تابعیت آنها اسمائ و صفات حق را که عین ذات اوست و وجود آن ماهیات در خارج بافاضه وجود بر آنهاست بر حسب اوقات و استعدادات مخصوص از حق تعالی که فیض مقدس است . یا فیض روح القدس و عنایت و لطف روح القدس ( چنانکه مریم ع ) : فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد . ( حافظ ۹۷ ) یا فیض مقدس . تجلیات آسمانی که موجب است ظهور چیزی را که تقاضا کرده استاستعدادات آن اعیان را در خارج وجود و آن مرتبت بر فیض اقدس است زیرا بواسطه فیض اقدس اعیان ثابته و استعدادات اصلی آنها درعالم تحصل می یابد و به واسطه فیض مقدس اعیان و لوازم آنها در عالم عین تحقق می یابد . از فیض مقدس به نفس رحمانی و وجود منبسط هم تعبیر شده است و بالجمله مرتبت تجلیات اسمائ را که موجب ظهور و بروز مقتضیات اعیان در خارج است فیض مقدس نامیده اند .
علی اکبر بن محمد از نویسندگان و شاعران و خطاطان مشهور قم و پدر مرحوم آیت الله میرزا محمد فیض است .
دهی است جزو دهستان فراهان بالا بخش فرمهین شهرستان اراک در ۲٠ کیلو متری مشرق فرمهین دامنه و سردسیر ۸۲۸ تن سکنه قنات و در بهار رودخانه محلی محصول غبات بنشن پنبه انگور قلمستان شغل زراعت .
بخشی است تابع شهرستان تربت حیدریه و آن محدود است : از شمال و مشرق ببخش حومه رشخوار از جنوب شهرستان گناباد از مغرب شهرستان کاشمر کوهستانی جلگه و گرمسیر محصول انگور انار پسته بادام خربزه غلات بنشن کنجد شغل زراعت کسب مالداری قالیچه و کرباس بافی . این بخش از ۴۲ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده که جمع نفوس آن حدود ۲۶ ۴۶۵ تن است .
بینایی بن زین العابدین بن حسام از علما و نویسندگان و رجال قر. ۹ ه. وی در عهد محمود شاه مشهور به بیقرائ بن محمد شاه بن احمد شاه بن مظفرشاه سلطان گجرات هند ( ۹۱۸ - ۸۶۳ ه ق . ) در دربار گجرات مرتبتی بزرگ داشت و از اعیان حضرت بود. وی در ۶٠۷ ه.ق . از دربار گجرات برسم رسالت به محمد آباد دکن ( هند جنوبی ) رفت و در همین اوقات که در دکن سکونت داشت کتابی در تاریخ عمومی عالم نوشت و بنام محمود شاه اتحاف کرد و آن بتبع [ طبقات ناصری ] منهاج سراج جوزجانی تالیف شده و نامش بقول محمد قاسم فرشته [ طبقات محمود شاهی ] بوده و در نسسخه خطی پیشاور مکرر نام آن [ تاریخ محمود شاهی ] یاد شده ولی در متن کتاب از نامش خبری نیست و میتوان استنباط کرد که آن پس از سال ۱٠٠٠ ه ق . نوشته شده . دیگر از آثار اوست : تفسیر معظم دستور الحفاظ خلاصه الحکایات و رسایل نظم و نثر بعربی و فارسی .
... ابن احمد معروف به ابن القاب رومی متولد ۹۵٠ ق . برابر با ۱۵۴۳ م . و متوفی بسال ۱٠۲٠ ق . برابر ۱۶۱۱ م . فاضلی از قضاه است که او را به تازی آثار منظوم است .
شاه قاسم پسر سید محمد نوربخش عارفی زاهد بود و در تمامی فنون طریقت خلیفه پدرش نوربخش بود .
دهی است از دهستان دالایی شهرستان خمین.
بی خیر کسیکه فایده و نیکی او بدیگران نرسد و از وجود وی فایده برای کسی مترتب نگردد .
بخشنده

معنی فیض در فرهنگ معین

فیض
(فَ یا فِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) بسیار شدن آب . ۲ - (اِمص .) بسیاری ، بسیاری آب . ۳ - ریزش . ۴ - بخشش ، جود.

معنی فیض در فرهنگ فارسی عمید

فیض
۱. سود، بهره، و فایده، به ویژه از جنبۀ معنوی.
۲. [مجاز] توفیق، سعادت.
۳. (تصوف) آنچه به طریق الهام و بدون تحمل زحمتِ کسب به قلب القا می شود.
۴. [قدیمی] بخشش، جود.
۵. [قدیمی] روان گشتن آب، ریزش.
۶. [قدیمی] آب روان.

معنی فیض در دانشنامه اسلامی

فیض
معنی إِکْرَامِ: ارجمندي-صفاتي که واسطه فيض اند
معنی تَفِيضُ: لبريز مي شود(از کلمه فيض به معني لبريز شدن بر اثر پري است ، وقتي گفته ميشود فاض الاناء بما فيه معنايش اين است که ظرف از آنچه که در آن است لبريز شد )
معنی يُجْبَیٰ: جمع مي شود (اجتباء در اصل به معناي جمع کردن است ، و ليکن نه هر جمع کردني بلکه جمع کردني همراه با برگزيدن و انتخاب کردن. مانند جمله فاجتبيه ربه و اجتباء و برگزيدن يک بنده توسط خداوند به اين معني است که او را به فيض الهي خود اختصاص داده در نتيجه انواع ...
معنی يَجْتَبِي: بر مي گزيند (اجتباء در اصل به معناي جمع کردن است ، و ليکن نه هر جمع کردني بلکه جمع کردني همراه با برگزيدن و انتخاب کردن. مانند جمله فاجتبيه ربه و اجتباء و برگزيدن يک بنده توسط خداوند به اين معني است که او را به فيض الهي خود اختصاص داده در نتيجه انواع...
معنی يَجْتَبِيکَ: تو را برگزيد (اجتباء در اصل به معناي جمع کردن است ، و ليکن نه هر جمع کردني بلکه جمع کردني همراه با برگزيدن و انتخاب کردن. مانند جمله فاجتبيه ربه و اجتباء و برگزيدن يک بنده توسط خداوند به اين معني است که او را به فيض الهي خود اختصاص داده در نتيجه انوا...
تکرار در قرآن: ۹(بار)
پرشدن. جاری شدن فیومی در مصباح گوید:«فاضَ السَّیْلُ فَیْضاً» یعنی سیل زیاد و جاری شد «فاضَ‏الِاناءُ فَیْضاً» ظرف از آب پر شد. «اَفاضَهُ صاحِبُهُ» صاحبش ظرف را پر کرد. «اَفاضُوا مِنْ مِنی اِلی مَکَةٍ» از منی به مکه برگشتند. . می‏بینی که در اثر شناختن حق چشمشان پر از اشک شد. در مجمع فرمود: فیض العین پر شدن آن از اشک است چنانکه فیض النهر پر شدن آن از آب است. . افاضه از عرفات به مشعر همان کوچ و برگشتن است به مشعر. علت تعبیر به افاضه ظاهراً برای کثرت است یعنی کوچ با کثرت به سیلان آب از کثرت، تشبیه شده لذا در مجمع آن را «دفع شدید از عرفات به مزدلفه بااجتماع و کثرت» گفته است. . نقل است: قریش و هم پیمانهایشان در مشعر وقوف کرده و به عرفات نمی‏آمدند و می‏گفتند: ما اهل حرم هستیم از حرم جدا نمی‏شویم خداوند دستور داد از مردم جدا نشوند و مانند همه به عرفات رفته و از آنجه به مشعر بکوچند. . خدا داناتر است با آنچه در آن وارد می‏شوید او در گواهی میان من و شما و کافی است. در مجمع گفته افاضه داخل شدن به عمل است بروجه سرازیر شدن. علی هذا معنی جریان در آن ملحوظ است. . افاضه در آیه به معنی ریختن و جاری کردن است پس افاضه لازم و متعدی هر دو آمده است. یعنی اهل آتش با اهل بهشت گویند از آب بر ما بریزید...
علی نقی فیض الاسلام اصفهانی، در سال 1324 هجری قمری(1284 ش)در سده (خمینی شهر) اصفهان به دنیا آمد.
وی پس از کسب مقدمات نزد برادرش، سید غیاث الدین، نخست به اصفهان، سپس به تهران و پس از آن به مشهد مقدس سفر کرد تا تحصیلات دینی خود را پی بگیرد و پس از طی مرحلۀ سطح به نجف اشرف مهاجرت و بعد از سالیانی تحصیل و کوشش مدام، به درجۀ رفیع اجتهاد نایل آمد.
پس از مدتی به ایران بازگشت و در تهران ساکن شد و در طول مدت چهل سال اقامت در این شهر به کار ترجمه متون مقدس پرداخت که از مهمترین آنها ترجمۀ نهج البلاغه و صحیفۀ سجادیه و ترجمه و تفسیر قرآن کریم می باشد.
چراغ پرفروز زندگی این عالم وارسته در سال 1364 شمسی در سن 81 سالگی خاموش، و به سرای ابدی نزد پروردگارش هجرت نمود.روحش شاد.
بنادر البحار / نوع اثر: کتاب / نقش: مترجم و شارح
ترجمه و شرح نهج البلاغه / نوع اثر: کتاب / نقش: مترجم و شارح
فیضُ الدّموع و عبرةُ المُستَهام (ریزش اشک ها و اشک محزون و دل شکسته)، مقتلی به زبان فارسی نوشته محمد ابراهیم نواب تهرانی ملقب به بدایع نگار در دوران قاجاریه. این اثر با نثری ساده و به فارسی فصیح و بلیغ، ماجرای عاشورا را بازگفته است. ماجرای کتاب با تولد امام حسین (ع) آغاز و با بازگشت کاروان اسرا به مدینه پایان یافته است. نویسنده به تفصیل به وقایع عاشورا پرداخته و از منابع شیعی به ویژه لهوف سید بن طاووس بسیار نقل کرده است، تا آنجا که برخی فیض الدموع را ترجمه اللُهوف دانسته اند.
میرزا محمد ابراهیم بن محمد مهدی نواب تهرانی رازی، منشی و بدایع‏ نگار، ملقّب به نواب دارالخلافه و معروف به آقا ابراهیم در حدود ۱۲۴۱ق. متولد شد. از وی آثار بسیاری در زمینه‏ های تاریخی ‏و مذهبی باقی مانده که برخی از آنها چاپ شده است‏. محمد ابراهیم نواب تهرانی‏ به سال ۱۲۹۹ق در تهران درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
انگیزه مؤلف در تالیف کتاب، به گفته خودش، برطرف کردن مشکل عدم دسترسی عموم مردم به کتابی موثق و صحیح به فارسی شیوا و بلیغ بوده است. وی تلویحاً گویندگان و راویانی را که در بیان حوادث زندگانی امام حسین(ع) صداقت را ارج نمی نهند، به نقد کشیده و سخنوران کم اطلاع و ناآشنا به آیین فصاحت و بلاغت را که به گفته او عوام پروری می ‏کنند، نکوهش می کند. او کوشیده تا مقتلی بنگارد که هم خالی از نقایص یادشده و هم دربرگیرنده نثری فصیح، صناعات سخن و علم معانی باشد.
فیض الدموع، تألیف محمدابراهیم نواب تهرانی ، ملقب به بدایع نگار (1241-1299ق)، با تصحیح و تحقیق اکبر ایرانی قمی، یکی از منابع تاریخی درباره زندگانی امام حسین(ع) و شرح شهادت آن امام بزرگوار است .
مؤلف انگیز خود را در تألیف این اثر، فراهم آوردن توشه ای جهت آخرت و عدم دسترسی عموم به کتابی موثق و صحیح به زبان فارسی راجع به زندگانی امام حسین(ع) و شهادت ایشان ذکر کرده است .
کتاب با سه مقدمه از مصحح، میرزا رضا کلهر و نویسنده آغاز و مطالب بدون تبویب یا فصل بندی خاصی، در عناوین مختلف و متعدد، عرضه شده است.
این کتاب با نثری شیوا و روان به شرح حوادث قبل از واقعه کربلا می پردازد و پس از آن به بـیان رخدادهای تاسوا و عاشورای حسینی پرداخته و از رشادت ها و شیوه جانبازی امام حسین(ع) و یارانش به شکلی جان گداز سخن می گوید و پس از آن حوادث پس از واقعه عاشورا و مصائب اهل بیت امام(ع) را تشریح می کند .
نویسنده در تحریر این اثر از کتبی چون «اللهوف» اثر سید بن طاوس، «بحار الأنوار»، «مناقب» ابن شهرآشوب، «مقاتل الطالبیین» ابوالفرج اصفهانی و «مقتل» ابی مخنف بهره برده است .
فیْضُ العَلّام فی عَمَل الشُّهور و وَقایعِ الْاَیّام رساله ای به زبان فارسی درباره روزها و شب های ۱۲ ماه سال قمری، تألیف شیخ عباس قمی (متوفای ۱۳۵۹ق). او در این اثر که در سال ۱۳۳۱ق در قم نوشته، ابتدا فضیلت و اعمال هر ماه و سپس بعضی از حوادث آن ماه را ذکر می کند. مؤلف در پایان به فضایل و اعمال شب و روز جمعه به اختصار پرداخته است. این اثر به وقایع الایام هم شهرت دارد و توسط مؤلف با نام «هدایة الانام الی وقایع الایام» تلخیص شده است.
عباس بن محمد رضا القُمی (۱۲۹۴-۱۳۵۹ق) مشهور به شیخ عباس قمی و نیز محدّث قمی، عالم شیعه قرن چهاردهم قمری است. او محدّث، مورخ و خطیب بود. مفاتیح الجنان، سفینة البحار و منتهی الآمال از مشهورترین تألیفات اوست. محدث قمی در سال ۱۳۵۹ق در نجف درگذشت و در حرم علی بن ابیطالب(ع) دفن شد.
در موضوع وقایع الایام، تألیفات بسیاری تدوین شده است:
فیض القدیر فی ما یتعلق بحدیث الغدیر (خلاصه عبقات الأنوار درباره حدیث غدیر)، مختصری است از جلدین غدیر عبقات الأنوار میر حامد حسین هندی لکنهوی که توسط شیخ عباس قمی صورت گرفته است.
کتاب توسط رضا استادی و با همکاری رضا مختاری و سید علی میرشریفی مورد تصحیح قرار گرفته و منتشر شده است.
این تلخیص در سال 1321ق، در نجف اشرف به پایان رسیده است
دو جلد بزرگ (به قطع رحلی) از کتاب گران سنگ عبقات، پیرامون حدیث غدیر و اثبات تواتر و دلالت آن بر امامت و وصایت حضرت علی(ع) است، که اگر با تصحیح مرسوم امروزی چاپ شود، خود ده ها جلد می شود؛ لذا به خاطر تفصیل فراوان، آن گونه که باید و شاید مورد استفاده و بهره برداری نبود. به این خاطر شیخ عباس قمی این دو جلد را تلخیص کرد و آن را فیض القدیر فی ما یتعلق بحدیث الغدیر نامید
محدث قمی که در امر تألیف، تصنیف و تلخیص ذوق خاص و ید طولایی داشت، این کتاب را به نحوی بسیار جالب و ابتکاری خلاصه نمود، که قابل تحسین و ستایش است. جلدین غدیر عبقات به طوری تلخیص شده که تقریبا از مزایای اصل، چیزی کاسته نشده و انسجام و پیوستگی مطالب به نحوی است که اگر کسی قبلا از چگونگی وضع کتاب مطلع نباشد و آن را مطالعه نکرده باشد، به هیچ وجه حس نمی کند که تلخیص از کتاب دیگر است. البته کار محدث قمی تنها تلخیص نیست، بلکه برخی از فصول و ابواب و مطالب کتاب را مقدم و مؤخر کرده و آن را با گزینش زیبا و جالب تنظیم و از نو پایه ریزی کرده است
گرچه فیض القدیر کتابی است کلامی، آن هم در مبحث امامت، لیکن علاوه بر علم کلام، تحقیقات بسیار ارزنده درباره علوم گوناگون، از قبیل: تاریخ، تفسیر، رجال، تراجم، حدیث، لغت، صرف، نحو و... که به گونه ای با مسئله مورد بحث ارتباط داشته اند، به چشم می خورد و هرکس فراخور حال خود از آن بهره می گیرد و نفع می برد. کسی که کتاب را مطالعه می کند، چون محور بحث امامت است، مسئله امامت و خلافت برای او مبرهن و روشن می شود، لیکن اگر مفسر باشد، شم تفسیری اش افزون می شود؛ اگر مورخ باشد، روش تحقیق و تحلیل در تاریخ را می آموزد؛ اگر رجالی باشد، طریقه تتبع و تفحص در علم رجال را فرامی گیرد
فیْضُ الْقَدیر فیما یَتَعَلّقُ بِحَدیثِ الْغَدیر کتابی کلامی به زبان فارسی از شیخ عباس قمی (متوفای ۱۳۵۹ق). این اثر تلخیص شیخ عباس قمی از کتاب عبقات الانوار اثر میرحامد حسین هندی بوده و در واقع خلاصه ای از دوجلد آن است که به واقعه غدیر خم و جریان انتصاب حضرت علی(ع) به امامت می پردازد. فیْضُ الْقَدیر دو بخش دارد که در بخش اول به اثبات حدیث غدیر پرداخته و در بخش دوم درباره دلالت حدیث غدیر بر امامت امیرالمؤمنین(ع) سخن گفته است.
عباس بن محمد رضا القُمی (۱۲۹۴-۱۳۵۹ق) مشهور به شیخ عباس قمی و نیز محدّث قمی، عالم شیعه قرن چهاردهم قمری است. او محدّث، مورخ و خطیب بود. مفاتیح الجنان، سفینة البحار و منتهی الآمال از مشهورترین تألیفات اوست. محدث قمی در سال ۱۳۵۹ق در نجف درگذشت و در حرم علی بن ابیطالب(ع) دفن شد.
کتاب فیض القدیر، آن گونه که خود محدث قمی بیان کرده، مختصری از جلدین (دو جلد) غدیر عبقات الانوار است. کتاب در سال ۱۳۲۱ق در نجف اشرف نگاشته شده و مشتمل بر دو مقصد است:
فیض الله ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • فیض الله افندی زاده، از روحانیون ترکیه و از مؤسسان جمعیت سیاسی ـ مذهبی «اتحاد محمدی» از قرن چهاردهم هجری/ بیستم میلادی• فیض الله بن زین العابدین بنیانی، از معروف ترین مورخان و نویسندگان سده ۹ق /۱۵م در هند• فیض الله بن عبدالقاهر تفرشی، معروف به میرفیض اللّه، محدّث و فقیه شیعی قرن یازدهم• فیض الله عصاره تستری، دانشمند جامع الاطراف و مترجم آثاری در طب شرعی از عربی به فارسی در قرن یازدهم
...
فیض الله افندی زاده از روحانیون ترکیه و از مؤسسان جمعیت سیاسی ـ مذهبی «اتحاد محمدی» از قرن چهاردهم هجری/ بیستم میلادی بود.
او به همراه درویش وحدتی رئیس جمعیت، شیخ الحاج محمد افندی و شیخ سعید نورسی « فرقه محمدیه » یا « جمعیت محمدیه » یا « جمعیت اتحاد محمدی » را در ۵ آوریل ۱۹۰۹ تاسیس کردند، اما به دنبال یک رشته حوادث سیاسی که مدتی بعد رخ داد، درویش وحدتی و چند تن دیگر از جمله فیض الله افندی زاده به فرمان مصطفی کمال (آتاتورک) دستگیر و اعدام گردیدند و جمعیت مزبور نیز برچیده شد.
بَنْیانی ، فیض الله بن زین العابدین بن حسام از معروف ترین مورخان و نویسندگان سده ۹ق /۱۵م در هند بود.
او نواده قاضی حسام بود و خاندانش همه از اهل فضل و دانش به شمار می رفتند، چنان که قاضی حسام جد وی در دربار سلاطین گجرات عنوان «ملک القضات و صدر جهان » داشت . بنیانی در مقدمه یکی از آثار خود به نام مجمع النوادر از جد دیگر خود، یعنی قاضی صدرالدین بنیانی نام برده ، و مجموعه آثار او را بیش از ۸۰ مجلد کتاب و رساله دانسته است .
مکان فیض الله
ضبط نام محلی که فیض الله بدان منسوب است ، دقیقاً معلوم نیست . عبدالحی حبیبی ضبط بنیان را پذیرفته ، و آن را موضعی میان غزنین و ملتان دانسته است . به گفته او، منهاج سراج از این ولایت نام برده است و اکنون نیز جایی به نام «بنون » در آن حوالی وجود دارد. اما گروهی دیگر چون استوری به دفعات نام آنجا را «بنبان » ذکر کرده ، و آن را محلی بین خراسان و ملتان به شمار آورده اند. (عبد المقتدر،. VI/۲۳) سعید نفیسی احتمال داده که بنیان یا بنبان ممکن است صورت تحریف شده بلیان - شهرکی نزدیک کازرون فارس - باشد.
صاحب منصب
به هرحال ، فیض الله در میان خاندانی که بیشتر آنان عالمانی برجسته بودند، بالید و به زودی در دربار پادشاهان گجرات صاحب عنوان شد و نزد سلطان محمودشاه بیقرا (یا بیگره ، بیگاره ) از سلاطین گجرات هند (حک ۸۶۳ -۹۱۷ق /۱۴۵۹-۱۵۱۱م ) تقرب یافت . در ۹۰۷ق به عنوان پیک و سفیر سیاسی محمودشاه به محمدآباد بنارس ، واقع در هند جنوبی فرستاده شد. و در همان جا پاره ای از آثار خود را به نگارش درآورد. از جزئیات زندگی بنیانی بیش از این اطلاعی در دست نیست .
آثار خطی
...
تفرشی، فیض اللّه بن عبدالقاهر حسینی نجفی معروف به میرفیض اللّه، محدّث و فقیه شیعی قرن یازدهم است.
وی در تفرش به دنیا آمد.
از تاریخ تولد او اطلاعی در دست نیست.
تفرشی برای تحصیل به مشهد رفت، سپس عازم نجف گردید و از شاگردان خاصِ محقق اردبیلی شد و از او اجازه روایت گرفت.
وی همچنین از فقها و محدّثان متعددی چون حسن بن زین الدین عاملی ( صاحب معالم ) روایت کرد.

شاگردان
او بعد از محقق اردبیلی عهده دار تدریس شد و شاگردان بسیاری تربیت کرد، از جمله: برادرزاده اش علی بن یونس تفرشی، علی بن محمود عاملی که در نجف نزد تفرشی علم آموخت و از او اجازه روایت گرفت، محمدبن علی تَبنینی، سیدمحمد جزایری ، امیرشرف الدین علی شولستانی نجفی و محمدباقر خاتون آبادی که این دو نیز از وی اجازه روایت گرفتند.
به گزارش خوانساری ، احتمالاً سیدمصطفی تفرشی نیز از شاگردان او بوده است.

درگذشت
تفرشی در رمضان ۱۰۲۵ در نجف وفات یافت و در همان جا به خاک سپرده شد.

تالیفات
...



فیض در جدول کلمات

فیض رسان
فیاض
ساخته جمشید آهنگرانی در سال 76 با بازی جمشید هاشم پور | افسانه بایگان و رضا فیض نوروزی
شبیخون
ساخته کمدی درام پرویز شیخ طادی با حضور مرحوم خسرو شکیبایی | جهانگیر الماسی | میرطاهر مظلومی | رویا افشار و رضا فیض نورزوی
دایناسور
فیلمی ساخته پرویز شیخ طادی در سال 86 با بازی مرحوم خسرو شکیبایی | جهانگیر الماسی | میرطاهر مظلومی | رویا افشار | رضا فیض نوروزی و شقایق فراهانی
دایناسور

معنی کلمه فیض به عربی

فیض
نعمة
متحمس , مترف
حماس

پیشنهاد کاربران درباره معنی فیض

مهدی ١٤:٣٧ - ١٣٩٦/٠٦/٢٣
بهره بردن-استفاده کردن ،سود بخشیدن

پیشنهاد شما درباره معنی فیض



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

معنی فیض
کلمه : فیض
اشتباه تایپی : tdq
آوا : feyz
نقش : اسم
عکس فیض : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با فیض در گوگل



آیا معنی فیض مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 97% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه کمپو