مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 265 100 1

لر

/lor/

معنی لر در لغت نامه دهخدا

لر. [ ل َ ] (اِ) جوی باشد اعم از آنکه سیلاب کنده باشد یا آدمی. (برهان ) (جهانگیری ) :
لری کندند ناهموار در پیش
که باد ازوی سر آید در تک خویش.
امیرخسرو (از جهانگیری ).
|| تخته سنگ. صخره (در لهجه ٔ بختیاری ): میرَه م توربی آردم بُن لر (به لهجه ٔ بختیاری )؛ بگذار شوهر من شغال باشد لکن اگر آرد او زیر صخره است مرا بسنده است. || زیر بغل. بیخ بغل. بغل. (برهان ). کش. آغوش. || (ص ) ضعیف و لاغر. (برهان ). || (پسوند) لر در کلمات : آب حاجی لر، چکش لر، حاجی لر، سه لر، شلر که اسم مکانهائی هستند نیز آمده ، در حاجی لر شاید کلمه ٔ ترکی باشد علامت جمع، ولی در دیگر کلمات معلوم نیست.

لر. [ ل ُ ] (اِ) کام. || توان. || مرادو مطلب. || بره و بچه گوسفند. (برهان ).

لر. [ ل ُ ] (اِخ ) (ایل...) نام قبیله ای از ایرانیان. طایفه ای از ایرانیان چادرنشین . طایفه ای از صحرانشینان و مردم قهستان. (برهان ). نام طایفه ای است از مردم صحرانشین. (جهانگیری ). لر و یا لور نام عشیرتی است بزرگ از عشایر کرد. رجوع به لرستان شود. (قاموس الاعلام ترکی ). گروهی از اکراد در کوههای میان اصفهان و خوزستان و این نواحی بدیشان شناخته آید و بلاد لر خوانند و هم لرستان و لور گویند. رجوع به این دو کلمه شود. (معجم البلدان ). حمداﷲ مستوفی گوید در زبدة التواریخ آمده که وقوع اسم لر بدان قوم بوجهی گویند از آنکه در ولایت مارود دیهی است آن را کرد میخوانند و درآن حدود دربندی آن را به زبان لری کوک اکر خوانند ودر آن دربند موضعی است که لر خوانند چون اصل ایشان از آن موضع خواسته هایشان را لر خوانند. وجه دوم آن است که به زبان لری کوه پردرخت را لِر گویند و بسبب ثقالت راء کسره ٔ لام با ضمه کردند و لر گفتند و وجه سوم اینکه این طایفه از نسل شخصی اند که او لر نام داشته و قول اول درست تر می نماید. و هر چیز که در آن ولایت نبوده به زبان لری نام ندارد بمجاز از نقل زبانی دیگر نام بر آن اطلاق کرده اند و سبب ظهور قوم لران بعضی گفته اند آنکه سلیمان پیغمبر علیه السلام معتمدی را به ترکستان فرستاد تا جهت او چند کنیزک بکر خوب روی بیاورد و حرزی درآموخت تا در راه از شرّ شیاطین ایمن باشند آن مرد به وقت مراجعت در مرحله ٔ کول مانرود حرز فراموش کرد و کنیزکان را شیاطین بکارت زائل کردند برصورت آن مرد چون سلیمان کنیزکان را ثیب یافت از آن مرد تفحص کرد که هرگز حرز را فراموش کردی گفت بلی درفلان موضع سلیمان دانست که این فعل شیاطین است آن کنیزکان با همان محل فرستاد و از ایشان فرزندان آمدند لران اند. و این روایت ضعیف است در حق گیلکیان همین گفته اند. وجهی دیگر آنکه جمعی از اعراب بر سلیمان عاصی شدند و بدان وقت بدان ولایت رفتند و با آن کنیزکان بتغلب دخول کردند سلیمان آن کنیزکان را هم بدان ولایت فرستاد و از ایشان فرزندان آمدند حق تعالی وبائی بر اهل آن ولایت مسلط کرد که بغیر از آن فرزندان نماندند. و این قول پیش لران هیچ است زیرا که در زبان لری الفاظ عربی بسیار است اما این ده حرف در زبان لری نمی آید: ح خ ش ص ط ظ ع غ ف ق. (تاریخ گزیده ص 535 و536 و 537). رجوع به لر بزرگ و لر کوچک شود :
هر چند که هست عالم از خوبان پر
شیرازی و کازرونی و کوهی و لر.
سعدی (رباعیات ).
فلک کز لشکر آفت سگالش
چو موی لر پریشان دیدحالش
ترش رو گشت چون افغان جنگی
ولی همچون کلاته ٔ لر به تنگی.
امیرخسرو (از جهانگیری ).
آه از این قوم بی حمیت بیدین
کرد ری و ترک خمسه و لر قزوین.
قائم مقام.
- امثال :
اگر لر به بازار نرود بازار می گندد.
لر به شهر نیاید که میگویند یاغی است .
صاحب آنندراج پس از نقل اینکه لر از ذریات شیاطین اند و نقل حکایت آوردن کنیزکان از ترکستان چنانچه مستوفی ذکر آن کرده گوید: حالا در مردم بموارد کلام به معنی احمق و روستائی واقع میشود :
توبه دارم از ظرافت همچو سالک ورنه من
صد ظرافت پیشه را از یک سخن لر میکنم.
سالک یزدی (از آنندراج ).

لر. [ ل ُ ] (اِخ ) تیره ای از شعبه ٔ جباره ٔ ایل عرب (از ایلات خمسه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص 87). رجوع به طایفه ٔ جباره شود.

لر. [ ل ُ] (اِخ ) تیره ای از ایل نفر (از ایلات خمسه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص 87). رجوع به ایل نفر شود.

لر. [ ل ُ ] (اِخ ) نام یکی از خاندانهای ساکن مزنگ (نوکنده )به طبرستان. (سفرنامه ٔ رابینو ص 66 بخش انگلیسی ).

لر. [ ل ُ ] (اِخ ) دهی از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه ، واقع در هفت هزارگزی باختر کوزران و یک هزارگزی بنداردشت ، سردسیر، دارای 150 تن سکنه. مسلمان ، کردی و فارسی زبان. آب آن از چشمه ، محصول آنجا غلات و حبوبات دیمی و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است و تابستان اتومبیل توان برد. زمستان اکثر سکنه به حدود ذهاب به گرمسیر میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

لر. [ ل ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان شاه آباد، واقع در چهارهزارگزی جنوب شاه آباد و دوهزارگزی برف آباد. دشت ، سردسیر، دارای 430 تن سکنه ، شیعه ، کردی و فارسی زبان. آب آن از رودخانه ٔ راوند. محصول آنجا غلات و چغندرقند و حبوبات و صیفی کاری و میوه جات. شغل اهالی زراعت و مختصر گله داری است و دبستانی دارد و از بدره میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

لر. [ ل ِ ] (اِخ ) نام رودی در فرانسه که بحوضه ٔ آرکاشن ریزد و در ازای آن هشتاد هزارگز باشد.

معنی لر به فارسی

لر
تیره ایست از شعبه جباره ایل عرب از ایلات خمسه فارس .
( اسم ) ۱- بغل کش . ۲- بیخ بغل زیر بغل .
نام رودی در فرانسه که به حوضه آرکاشن ریزد و درازی آن هشتاد هزار گز باشد .
لر بزرگ
قومی است از اقوام چادرنشین ایران ساکن کوهستانهای جنوب غربی ایران . مسعودی در فهرست قبایل [ کرد ] از قبیله [ لریه ] ( که محتممل است به لران ساکن اللور ( لر ) مرتبط باشد ) نام میبرد . یاقوت در قرن هفتم ه . نام لور لررا به [ قبیله کردی که در کوهستان بین خوزستان و اصفهان زندگی میکنند ] اطلاق کرده و ناحیه ای را که آنان زندگی میکردند بنام [ بلاداللر یا لرستان ] نام میبرد . مولف تاریخ گزیده نام لران را به موضع [ لر ] در گردنه [ میان رود ] مربوط میسازد . این روایت شاید مبتنی بر خاطره شهر [ اللور ] است که جغرافی دانان قدیم ( اصطخری ص ۱۹۵ و غیره ) نام میبردند و اسم آن در [ صحرای لر ] ( در شمال دزفول ) باقی مانده . تاریخ گزیده ۸ شعبه و دو گروه و ۱۸ قوم که از لران باقی مانده بودند اسم میبرد . اندکی ازین اسما ( مانگره انارکی جودکی امروزه باقی هستند . سپس چهار شعبه اسم برده شده اند ازین قرار : ساهی ( سامی ) ارسان ( اسبان اسان ) ارکی و بیهی که هر چند به لری تکلم میکنند لر نیستند . در حدود ۵٠٠ ه. ( ۱۱٠۶ م . ). صد ( یا چهار صد ) خانواده کرد فضلوی از سوریه وارد شدند . آنان از شمال ( اشتران کوه ) وارد شدند و در سرزمینهای وزرای خورشیدی مستقر شدند . در آغاز قرن هفتم - هشتم ه. قبایل جدیدی زیر درفش هزار اسب ( لر بزرگ ) جمع شدند . طبق روایت شرفنامه همه این قبایل از سوریه آمده بودند . محتمل است که مهاجران کرد بوده اند و بقایای آنها کرد مانده بودند و در آغاز قرن ۸ ه . ابن بطوطه نزدیک بهبهان و رامهرمز آنگاه که بسوی پایتخت لر بزرگ میرفته ازین کردان دیدار کرده . شهاب الدین عمری وجود لران را در شام و مصر تایید میکند . مبنای عمده ای که اجازه می دهد که چهار شعبه عمده لر ( ممسنی کوه گیلوی بختیاری و لران ( خاص ) ) را تحت نام [ لر ] جمع کنند مبنای زبانشناسی است ( مینورسکی . دائره المعارف اسلام : لر ) یا لر بزرگ لرستان بدو بخش لر بزرگ و لر کوچک تقسیم میشد و بین آن دو ناحیه لرنشین سومی نیز وجود داشت که آنرا شولستان میگفتند . امروز بجای شولستان ممسنی بجای لر بزرگ کوه گیلویه و بختیاری و بجای لر بزرگ کوه گیلویه و بختیاری و بجای لر کوچک لرستان قرار دارد . هر دو بخش لر بزرگ و لر کوچک پیش از استیلای مغول تا مدتی بعد از بر افتادن ایلخانان از خود امرای نیمه مستقلی داشته اند . سلسله ای که در لر بزرگ از حدود نیمه قرن ۶ ه . اقتدار یافته و بنام امرای فضلویه یا مسامحه اتابکان لرستان خوانده میشوند اصلا از کردان شامند که از طریق میافارقین و آذربایجان بایران آمده و مقارن ابتدای قرن ۶ ه . در حدود اشتران کوه و جلگه های شمالی آن رحل اقامت افکندند . رئیس این قبیله کرد مهاجر ابو طاهر بن علی بن محمد نام داشت و چون جد نهم او باسم فضلویه مشهور بوده فرزندان او را امرای فضلویه گفته اند. ابوطاهر و برادر او محمد از خلفای عباسی بغداد تبعیت میکردند . ابوطاهر در ریاست برادر مدتی از ایام را در دار الخلافه بسر میبرد و خلیفه مقداری از اراضی بزرگ را باقطاع باو واگذاشته بود . بعد از مراجعت به لر بزرگ ابوطاهر بمناسبت قرب جوار با فارس در خدمت اتابک سنغر سلغوری ( ۵۵۶ - ۵۴۳ ) داخل شد و در لشکر کشیهای او بخاک شبانکاره باو یاری نموده اتابک سنغر بپاداش این خدمت حکومت کوه گیلویه را باو واگذاشت و از طرف او لقب اتابکی یافت و بهمین مناسبت است که فرزندان او را اتابکان لرستان خواندهاند. پس از او فرزندان وی در بلاد لر بزرگ حکومت کردند و اسامی آنان ازین قرار است : ابوطاهر ( جل. حدود ۵۵٠ ه . ) قرار اسب بن ابوطاهر ( تا ۶۲۶ ه. ) عماد الدین پهلوان بن هزار اسب ( جل . ۶۲۶ ه . ) نصره الدین کلجه بن هزار اسب ( جل.۶۵۶ ه.) تکله بن هزار اسب ( جل. ۶۴۹ ه. ) شمس - الدین الب ارغوبن هزار اسب ( جل. ۶۵۶ ه.) یوسف شاه بن الب ارغو ( جل. ۶۷۲ ه .) افراسیاب بن یوسف شاه ( جل. ۶۸۸ ه.) نصره الدین احمد بن یوسف شاه ( جل . ۶۹۵ ه . ) یوسف شاه دوم بن نصره الدین احمد ( جل. ۷۳٠ ه .) افراسیاب دوم بن نصره الدین احمد ( جل. ۷۴٠ ) نورالورد بن سلیمان شاه ابن اتابک احمد ( تا ۷۵۷ ه . ) پشنگ بن سلغر شاه بن اتابک احمد ( جل. ۷۵۷ ه .) پیر احمد بن پشنگ ( جل.۷۹۲ه.) ابوسعید بن پیر احمد ( تا ۸۲٠ه.) شاه حسین ابوسعید ( جل. ۸۲٠ تا ۸۲۷ ه.) غیاث الدین کاوس بن هوشنگ ( ? ) اقبال : تاریخ مغول چا. ۱۳۴۱ ص ۸ - ۴۴۲ ) . یا لر کوچک . لر کوچک شامل قبایلی بود مخلوط از کردان آسیای صغیر و لران ایران که در حدود بین عراق عجم و عراق عرب ییلاق و قشلاق میکردند و خراج خود را بدیوان بغداد میدادند و کمتر اتفاق می افتاد که حاکمی داشته باشند . در سال ۵۸٠ ه. یکی از روسای ایشان که شجاع الدین خورشید نام داشت طوایف لر کوچک را تحت امر خود در آورد و برقلعه معتبر مانرود از قلاع مستحکم لرستان استیلا یافت ولی ناصر خلیفه او و برادرش نورالدین محمد را محبوس ساخت . نورالدین در حبس مرد و شجاع الدین ناگزیر شد که قلعه مانرود را تسلیم کند و در عوض حکومت ولایت [ طرازک ] ( خوزستان ) را بستاند . شجاع الدین قریب سی سال دیگر در آن حدود حکومت میکرد تا وفات یافت . پس از او فرزندانش بحکومت رسیدند . اسامی امرای لر کوچک ازین قرار است : شجاع الدین خورشید بن ابوبکر ( جل. ۵۸٠ تا ۶۲۱ ه. ) سیف الدین رستم برادرزاده او ( ? ) ابوبکر محمد برادر سیف الدین رستم ( ? ) عزالدین گرشاسف بن محمد برادر ابوبکر ( ? ) حسام الدین خلیل بن بدر بن شجاع الدین خورشید ( تا ۶۴٠ ه. ) بدر الدین مسعود بن حسام الدین خلیل ( جل. ۶۴٠ ه . ) تاج الدین شاه بن حسام الدین خلیل ( جل. ۶۵۸ ه. ) فلک الدین حسن و عزالدین حسین دو پسر بدرالدین مسعود ( جل. ۶۷۷ ه .) جمال الدین خضر بن تاج- الدین شاه ( جل. ۶۹۲ ه. ) حسام الدین عمر و صمصام الدین محمود ( جل. ۶۹۳ ه. ) عزالدین محمد بن عزالدین حسین ( جل. ۶۹۵ ه.) دولت خاتون زن عزالدین محمد و برادرش عزالدین حسین ( جل. ۷٠۶ ه.) شجاع الدین محمود بن عزالدین حسین ( جل. ۷۲٠ ه. ) ملک عزالدین بن شجاع الدین محمود بن ( جل. ۷۵٠ ه. ) سیدی احمد بن عزالدین ( جل. ۸٠۴ ه . ) شاه حسین عباسی ( جل. ۸۱۵ ه . ) شاه رستم عباسی ( جل. ۸۷۳ ه. ) اغور بن شاه رستم( ? ) جهانگیر بن اغور ( تا ۹۴۹ ه. ) رستم خان بن جهانگیر ( از ۹۴۹ تا ۹۷۸ ه . حیات داشته ) .
حمد الله مستوفی گوید : ولایت لرستان دو قسم است . لر بزرگ و لر کوچک .
لر نوری جان بی بی
یکی از طوایف ایل قشقایی .
لر کوچک
قومی است از اقوام چادرنشین ایران ساکن کوهستانهای جنوب غربی ایران . مسعودی در فهرست قبایل [ کرد ] از قبیله [ لریه ] ( که محتممل است به لران ساکن اللور ( لر ) مرتبط باشد ) نام میبرد . یاقوت در قرن هفتم ه . نام لور لررا به [ قبیله کردی که در کوهستان بین خوزستان و اصفهان زندگی میکنند ] اطلاق کرده و ناحیه ای را که آنان زندگی میکردند بنام [ بلاداللر یا لرستان ] نام میبرد . مولف تاریخ گزیده نام لران را به موضع [ لر ] در گردنه [ میان رود ] مربوط میسازد . این روایت شاید مبتنی بر خاطره شهر [ اللور ] است که جغرافی دانان قدیم ( اصطخری ص ۱۹۵ و غیره ) نام میبردند و اسم آن در [ صحرای لر ] ( در شمال دزفول ) باقی مانده . تاریخ گزیده ۸ شعبه و دو گروه و ۱۸ قوم که از لران باقی مانده بودند اسم میبرد . اندکی ازین اسما ( مانگره انارکی جودکی امروزه باقی هستند . سپس چهار شعبه اسم برده شده اند ازین قرار : ساهی ( سامی ) ارسان ( اسبان اسان ) ارکی و بیهی که هر چند به لری تکلم میکنند لر نیستند . در حدود ۵٠٠ ه. ( ۱۱٠۶ م . ). صد ( یا چهار صد ) خانواده کرد فضلوی از سوریه وارد شدند . آنان از شمال ( اشتران کوه ) وارد شدند و در سرزمینهای وزرای خورشیدی مستقر شدند . در آغاز قرن هفتم - هشتم ه. قبایل جدیدی زیر درفش هزار اسب ( لر بزرگ ) جمع شدند . طبق روایت شرفنامه همه این قبایل از سوریه آمده بودند . محتمل است که مهاجران کرد بوده اند و بقایای آنها کرد مانده بودند و در آغاز قرن ۸ ه . ابن بطوطه نزدیک بهبهان و رامهرمز آنگاه که بسوی پایتخت لر بزرگ میرفته ازین کردان دیدار کرده . شهاب الدین عمری وجود لران را در شام و مصر تایید میکند . مبنای عمده ای که اجازه می دهد که چهار شعبه عمده لر ( ممسنی کوه گیلوی بختیاری و لران ( خاص ) ) را تحت نام [ لر ] جمع کنند مبنای زبانشناسی است ( مینورسکی . دائره المعارف اسلام : لر ) یا لر بزرگ لرستان بدو بخش لر بزرگ و لر کوچک تقسیم میشد و بین آن دو ناحیه لرنشین سومی نیز وجود داشت که آنرا شولستان میگفتند . امروز بجای شولستان ممسنی بجای لر بزرگ کوه گیلویه و بختیاری و بجای لر بزرگ کوه گیلویه و بختیاری و بجای لر کوچک لرستان قرار دارد . هر دو بخش لر بزرگ و لر کوچک پیش از استیلای مغول تا مدتی بعد از بر افتادن ایلخانان از خود امرای نیمه مستقلی داشته اند . سلسله ای که در لر بزرگ از حدود نیمه قرن ۶ ه . اقتدار یافته و بنام امرای فضلویه یا مسامحه اتابکان لرستان خوانده میشوند اصلا از کردان شامند که از طریق میافارقین و آذربایجان بایران آمده و مقارن ابتدای قرن ۶ ه . در حدود اشتران کوه و جلگه های شمالی آن رحل اقامت افکندند . رئیس این قبیله کرد مهاجر ابو طاهر بن علی بن محمد نام داشت و چون جد نهم او باسم فضلویه مشهور بوده فرزندان او را امرای فضلویه گفته اند. ابوطاهر و برادر او محمد از خلفای عباسی بغداد تبعیت میکردند . ابوطاهر در ریاست برادر مدتی از ایام را در دار الخلافه بسر میبرد و خلیفه مقداری از اراضی بزرگ را باقطاع باو واگذاشته بود . بعد از مراجعت به لر بزرگ ابوطاهر بمناسبت قرب جوار با فارس در خدمت اتابک سنغر سلغوری ( ۵۵۶ - ۵۴۳ ) داخل شد و در لشکر کشیهای او بخاک شبانکاره باو یاری نموده اتابک سنغر بپاداش این خدمت حکومت کوه گیلویه را باو واگذاشت و از طرف او لقب اتابکی یافت و بهمین مناسبت است که فرزندان او را اتابکان لرستان خواندهاند. پس از او فرزندان وی در بلاد لر بزرگ حکومت کردند و اسامی آنان ازین قرار است : ابوطاهر ( جل. حدود ۵۵٠ ه . ) قرار اسب بن ابوطاهر ( تا ۶۲۶ ه. ) عماد الدین پهلوان بن هزار اسب ( جل . ۶۲۶ ه . ) نصره الدین کلجه بن هزار اسب ( جل.۶۵۶ ه.) تکله بن هزار اسب ( جل. ۶۴۹ ه. ) شمس - الدین الب ارغوبن هزار اسب ( جل. ۶۵۶ ه.) یوسف شاه بن الب ارغو ( جل. ۶۷۲ ه .) افراسیاب بن یوسف شاه ( جل. ۶۸۸ ه.) نصره الدین احمد بن یوسف شاه ( جل . ۶۹۵ ه . ) یوسف شاه دوم بن نصره الدین احمد ( جل. ۷۳٠ ه .) افراسیاب دوم بن نصره الدین احمد ( جل. ۷۴٠ ) نورالورد بن سلیمان شاه ابن اتابک احمد ( تا ۷۵۷ ه . ) پشنگ بن سلغر شاه بن اتابک احمد ( جل. ۷۵۷ ه .) پیر احمد بن پشنگ ( جل.۷۹۲ه.) ابوسعید بن پیر احمد ( تا ۸۲٠ه.) شاه حسین ابوسعید ( جل. ۸۲٠ تا ۸۲۷ ه.) غیاث الدین کاوس بن هوشنگ ( ? ) اقبال : تاریخ مغول چا. ۱۳۴۱ ص ۸ - ۴۴۲ ) . یا لر کوچک . لر کوچک شامل قبایلی بود مخلوط از کردان آسیای صغیر و لران ایران که در حدود بین عراق عجم و عراق عرب ییلاق و قشلاق میکردند و خراج خود را بدیوان بغداد میدادند و کمتر اتفاق می افتاد که حاکمی داشته باشند . در سال ۵۸٠ ه. یکی از روسای ایشان که شجاع الدین خورشید نام داشت طوایف لر کوچک را تحت امر خود در آورد و برقلعه معتبر مانرود از قلاع مستحکم لرستان استیلا یافت ولی ناصر خلیفه او و برادرش نورالدین محمد را محبوس ساخت . نورالدین در حبس مرد و شجاع الدین ناگزیر شد که قلعه مانرود را تسلیم کند و در عوض حکومت ولایت [ طرازک ] ( خوزستان ) را بستاند . شجاع الدین قریب سی سال دیگر در آن حدود حکومت میکرد تا وفات یافت . پس از او فرزندانش بحکومت رسیدند . اسامی امرای لر کوچک ازین قرار است : شجاع الدین خورشید بن ابوبکر ( جل. ۵۸٠ تا ۶۲۱ ه. ) سیف الدین رستم برادرزاده او ( ? ) ابوبکر محمد برادر سیف الدین رستم ( ? ) عزالدین گرشاسف بن محمد برادر ابوبکر ( ? ) حسام الدین خلیل بن بدر بن شجاع الدین خورشید ( تا ۶۴٠ ه. ) بدر الدین مسعود بن حسام الدین خلیل ( جل. ۶۴٠ ه . ) تاج الدین شاه بن حسام الدین خلیل ( جل. ۶۵۸ ه. ) فلک الدین حسن و عزالدین حسین دو پسر بدرالدین مسعود ( جل. ۶۷۷ ه .) جمال الدین خضر بن تاج- الدین شاه ( جل. ۶۹۲ ه. ) حسام الدین عمر و صمصام الدین محمود ( جل. ۶۹۳ ه. ) عزالدین محمد بن عزالدین حسین ( جل. ۶۹۵ ه.) دولت خاتون زن عزالدین محمد و برادرش عزالدین حسین ( جل. ۷٠۶ ه.) شجاع الدین محمود بن عزالدین حسین ( جل. ۷۲٠ ه. ) ملک عزالدین بن شجاع الدین محمود بن ( جل. ۷۵٠ ه. ) سیدی احمد بن عزالدین ( جل. ۸٠۴ ه . ) شاه حسین عباسی ( جل. ۸۱۵ ه . ) شاه رستم عباسی ( جل. ۸۷۳ ه. ) اغور بن شاه رستم( ? ) جهانگیر بن اغور ( تا ۹۴۹ ه. ) رستم خان بن جهانگیر ( از ۹۴۹ تا ۹۷۸ ه . حیات داشته ) .
پیره لر
دهی جزئ دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر
حسین آباد لر
دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور
خواجه لر
دهی است از دهستان جعفربای بخش گمیشان شهرستان گنبد قابوس این دهکده در دشت قرار دارد با ۵۶٠ تن سکنه . هوای آن معتدل و مرطوب .
خوجه لر
دهی است از دهستان کوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس با ۳۵٠ تن سکنه .
عماد لر
نام او عماد الدین فضلوی یا فضولی و مشهور به عماد لر است از مداحان و مصاحبان خواجه شمس الدین محمد جوینی
قره جه لر
دهی جزئ دهستان کاغذ کنان بخش کاغذ کنان شهرستان هرو آباد . واقع در ۱٠ هزار گزی جنوب آغ کند و ۱۹٠ گزی شوسه میانه زنجان و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است .
قره کوسه لر
دهی جزئ دهستان قاقازان بخش ضیائ آباد شهرستان قزوین واقع در ۱۶ هزار گزی راه عمومی و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیر است .
قلعه لر
دهی از دهستان مواضعخان بخش ورزقان شهرستان اهر و از لحاظ اداری تابع بخش بستان آباد از شهرستان تبریز . واقع در ۱۷ هزار گزی شمال خاوری تبریز و ۸ هزار گزی بشوسه اهر و تبریز . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است .
لور و لر
( اسم ) ۱- لور ۲ : گر سبکباری مترس از راه ناهموار از آنک بهترین میدان تک خرگوش را لور و لرست . ( امیر خسرو لغ.)
لک لر
دهی جزئ دهستان آتش بیک بخش سراسمند شهرستان تبریز .
افراسیاب لر
همان افراسیاب اتابک از اتابکان لر است .
امت لر
ده از بخش رزن شهرستان همدان
حاجی لر
ناحیه ایست در استر آباد و نام کنونی آن مینو دشت یا دشت مینو است
حسام الدین لر
یکی از امرای نورین آقا مغول که در سیزده شوال ششصد و نودو پنج او را کشت
خاتون لر
دهی است از بخش شهریار شهرستان طهران واقع در ۲۵ هزار گزی باختر شهریار و در یک هزار گزی راه ماشین رو فرعی کرج به اشتهارد .
خجه لر
دهی است از دهستان جرگلان بخش نامه شهرستان بجنورد .

معنی لر در فرهنگ معین

لر
(لُ)۱ - (اِ.) مراد، مطلب . ۲ - (ص .) ساده دل ، سلیم .
(لَ) (اِ.) ۱ - جوی ، آب کند. ۲ - زیر بغل . ۳ - لاغر، ضعیف .

معنی لر در فرهنگ فارسی عمید

لر
جوی، آبکند.
۱. کام، مراد، مطلب.
۲. برۀ گوسفند.
۱. از طوایف بزرگ، شیعه مذهب، و آریایی نژاد ایران که بیشتر در جنوب غربی ایران سکنی دارند.
۲. [عامیانه، مجاز] ساده دل و بی پیرایه.

معنی لر در دانشنامه ویکی پدیا

لر
لر معمولا در اشاره به مردم لر، قومی ایرانی که در باختر و جنوب باختری ایران زندگی می کنند، است. همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
لر (تالش) روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تالش در استان گیلان ایران
لر (اسلام آباد غرب)
لر (ابهام زدایی)
لر معمولا در اشاره به مردم لر، قومی ایرانی که در باختر و جنوب باختری ایران زندگی می کنند، است. همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
لر (تالش) روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان طوالش در استان گیلان ایران
لر (اسلام آباد غرب)
لر (اسلام آباد غرب)
لر (اسلام آبادغرب)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اسلام آباد غرب در استان کرمانشاه ایران است.
لر (تالش)
لر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تالش در استان گیلان ایران است.
لر (طوالش)
لر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان طوالش در استان گیلان ایران است.
لر (ناحیه)
لر (ناحیه) (به آلمانی: Landkreis Leer) یک ناحیه در آلمان است که در نیدرزاکسن واقع شده است. لر ۱۶۳٬۸۰۰ نفر جمعیت دارد.
لر آم ماین
شهر لر آم ماین (به آلمانی: Lohr am Main) در ایالت بایرن در کشور آلمان واقع شده است.
لر بزرگ
لر بزرگ نامی است تاریخی برای مردم بختیاری، بویراحمدی ها و ممسنی ها. لرستان به معنی سکونتگاه مردم لر نام منطقه ای است در جنوب غربی ایران که از غرب به مناطقی از عراق، از شمال به نهاوند و هرسین، از شرق به رودخانه سزار و از جنوب به خوزستان محدود است. گستره نام لرستان پیش از حکومت صفویان، سکونتگاه لرهای بختیاری، لرهای کهگیلویه و لرهای بویراحمدی را هم شامل می شد. اما پس از حکومت صفویان سکونتگاه لرهای بختیاری را منطقه بختیاری نام گذاری کردند و جغرافیای نام لرستان به حدود استان لرستان و ایلام کنونی محدود شد. این منطقه نیز در حکومت قاجاریان به دو بخش پشتکوه و پیشکوه تقسیم شد. امروزه لرستان نام یکی از استان های غربی ایران است.
لر در شاهنامه
لر در شاهنامه صراحتاً تحت این عنوان نیامده امّا قدمت حضور ایشان در موطن کوهستانی خویش دست کم از نیمه دوم هزارهٔ دوم پیش از میلاد به ثبوت رسیده است. اقوام کوچ نشین ایرانی به سه گروه عمده ایلیات، عشایر و کولی تقسیم می شوند. احتمالاً گروههای دیگر مانند ایلات لک، بختیاری و قشقایی ممکن است اصالت شان از سه گروه عمده نشعت گرفته باشد. هم اکنون کوچ نشینان ایران به سه زبان فارسی، آذری و عربی متکلّم هستند.
لر سینتی دامورو
لُر سینتی دامورو (فرانسوی: Laure Cinti-Damoreau؛ ۶ فوریه ۱۸۰۱ – ۲۵ فوریه ۱۸۶۳) یک هنرپیشه و خواننده اپرا اهل فرانسه بود.
او از شاگردانِ مارکو بوردونی و آنجلیکا کاتالانی بود و علتش شهرتش اجرای اپراهای جواکینو روسینی است.
لر مانودو
لُر مانُدو (به فرانسوی: Laure Manaudou) شناگر زادهٔ ۹ اکتبر ۱۹۸۶(1986-10-09) میلادی اهل کشور فرانسه است.
لر نیدرزاکسن
شهر لر، نیدرزاکسن (به آلمانی: Leer) در ایالت نیدرزاکسن در کشور آلمان واقع شده است.
لر کوچک
لُر کُوچَک نامی است تاریخی برای منطقه ای که امروزه لرستان نام دارد.طوایف لر کوچک قبایلی بودند از کردان آسیای صغیر و لران ایرانی که در حدود بین عراق عجم و عراق عرب ییلاق و قشلاق می کردند و خراج خود را به دیوان بغداد می دادند.در سال ۵۸۰ هجری قمری یکی از رؤسای لر کوچک که شجاع الدین خورشید نام داشت منطقه لرستان و ایلام امروزی را تحت امر خود در آورد و بر قلعه ٔ معتبر مانرود که از قلعه های مستحکم لرستان بود تسلط پیدا کرد. دانشنامه ایرانیکا برخی ایلات لرکوچک را از مردمان کرد معرفی می کند. بسیاری از طوایف لر کوچک در قرن دوازده هجری شمسی از منطقه کردنشین عراق به لرستان مهاجرت نمودند.
آق لر
آق لر، روستایی از توابع بخش مراوه تپه شهرستان کلاله در استان گلستان ایران است.
اتوزایکی لر
اتوزایکی لر (به لاتین: Otuzikilər) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان بردع واقع شده است. اتوزایکی لر ۲٬۲۸۰ نفر جمعیت دارد. نام این روستا به معنای سی ودوها یا روستای ۳۲ای ها است.
احمد لر
احمد لُر نام یکی از پیروان مکتب حروفیه است. او تلاش هایی برای قتل شاهرخ تیموری کرد که در نتیجه آن توانست شاهرخ را با کارد مجروح کند، اما نتوانست او را به قتل برساند. وی از مریدان فضل الله نعیمی، مؤسس فرقه حروفیه، محسوب می شود.
اورسولا لر
اورسولا لر (انگلیسی: Ursula Lehr؛ زادهٔ ۱۹۳۰ یک سیاست مدار و استاد دانشگاه اهل آلمان است.
ایلات قوم لر
لر نام قومی ایرانی است که در غرب و جنوب غربی ایران زندگی می کند، زبان آن ها لری است و شیعه مذهب هستند. ایلات قوم لر به دو دستهٔ لربزرگ و لرکوچک (فیلی) تقسیم می شوند که خود دارای زیرمجموعه های متعددی هستند
بنفشه لر
بنفشه لر (به لاتین: Bənövşələr) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان آقدام واقع شده است.
بیات لر
بیات لر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.
پشه لر
مختصات: ۳۷°۴۱′۳۱″ شمالی ۵۵°۳′۱۲″ شرقی / ۳۷.۶۹۱۹۴° شمالی ۵۵.۰۵۳۳۳° شرقی / 37.69194; 55.05333
پشه لر، روستایی است از توابع بخش داشلی برون شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان ایران.
پل کوسه لر
پل کوسه لر مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان میاندوآب، روستای کوسه لر واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۴۰۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه امت لر
تپه امت لر مربوط به هزاره اول - دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان رزن، بخش مرکزی، روستای امت لر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۸۵۷ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه خاتون لر
تپه خاتون لر مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلام است و در جاده شهریار به اشتهارد، روستای خاتونلر واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۸۸۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه خرابه لر
تپه خرابه لر مربوط به عصر آهن - دوره اشکانیان است و در شهرستان ابهر، بخش مرکزی، دهستان صایین قلعه، روستای کبود چشمه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۵۵۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه قیه لر
تپه قیه لر مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان گرمی، بخش موران، دهستان اجارود شرقی، روستای پرمهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۳۲۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه گوشا تپه لر
تپه گوشا تپه لر مربوط به سده های اولیه و میانه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان ایجرود، بخش مرکزی، دهستان گلابر، روستای گلابر، ۳۳۰ متری جنوب روستا واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۰۵۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه لر
تپه لر مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان خدابنده، بخش مرکزی، روستای رباط واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۱۹۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه کوپک لر
تپه کوپک لر مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است و در شهرستان بیله سوار، بخش قشلاق دشت دهستان قشلاق دشت شرقی، روستای حاج هاوار واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۳۸۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه کولوک لر
تپه کولوک لر مربوط به دوره سلجوقیان است و در شهرستان ابهر، بخش سلطانیه، دهستان سنبل آباد، ۱۹۶۰ متری جنوب شرق روستای بویین واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۵۱۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تکه لر
مختصات: ۳۷°۲۱′۴۶″ شمالی ۵۵°۱۷′۲۲″ شرقی / ۳۷.۳۶۲۷۸° شمالی ۵۵.۲۸۹۴۴° شرقی / 37.36278; 55.28944
تکه لر، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان ایران.
چیشت خوجه لر
چیشت خوجه لر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کلاله در استان گلستان ایران است.
چیفته لر
چیفته لر (به ترکی استانبولی: Çifteler) شهری است در کشور ترکیه که در استان اسکی شهر واقع شده است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی ۱۱٬۸۱۰ نفر و بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۹ میلادی ۱۱٬۷۳۳ نفر می باشد.



چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

لر در جدول کلمات

لقب یوسف شاه دوا از اتبکان لر بزرگ
رکن الدین
کارگردان دختر لر | اولین فیلم ناطق ایرانی
سپنتا

پیشنهاد کاربران درباره معنی لر

آرامش ٠٧:٢٧ - ١٣٩٥/١١/١٨
لر وقتی همراه با ضمه میاد لور تلفظ میشودونام یکی از لوایف ایران در غرب و جنوب غرب ایران
اما وقتی با فتحه میاید به معنای لاغر
لئر هم به معنای بره تازه به دنیا امده

صفری ١٨:٣٠ - ١٣٩٥/١٢/١٠
لور یا لر نام سرزمین بوده که کردها بر اون سرزمین گذاشتن و گفتن له وه رستان یا لورستان یعنی جایی که علفزار خوبی برای گوسفندان داره ، طوایف و ایلات کردی که در اون سرزمین ساکن شدن این اسم رو گذاشتن و تا چند قرن قبل به معنای قوم نبوده و سرزمین بوده و از زمان صفویه به بعد واژه قوم بهشون اطلاق شده ،،،، چونکه طوایفی از کــردها بودن و بخشی از ملت کرد هستند و بودن

حقیقت ٢١:٠٩ - ١٣٩٦/٠١/١٦
لر ها همان بازماندگان پارسیان هستند و اصیل ترین قوم ایران.

محمد ٢١:٢٩ - ١٣٩٦/٠١/١٦
پیشنهاد
لر ها آمیزه ای از قوم پارس و عیلامیان هستند و اصیل ترین قوم ایران، بعد از حمله اعراب به ایران بر ایرانیان عشایر و چادرنشین گفته شد .

دیناروند ١٣:٥١ - ١٣٩٦/٠١/٢٥
پیشنهاد میکنم ی سری ب این مقاله بزنید .از مدیر خواهشمندم بدون غرض این پیشنهادمنو ب معرض نمایش دربیاره.
زنده باد همه اقوام ایرانی دم هممونم گرم
http://www.neginzagros.com/News/Details/144

لهراسب ٠٣:٣٠ - ١٣٩٦/٠٢/٣٠
در گویش بختیاری مخصوص پیرمردها و پیرزن های روستایی و عشایر ی به بافت زیاد درخت و کوه پراز جنگل ( لر) می گویند بنابراین لر نامی جغرافیای است که مناطق زاگرس یعنی کوههای بکر پر از درخت را شامل میشده

کوروش ٠٨:٤٩ - ١٣٩٦/٠٢/٣٠
درودوسپاس
خاستم بگم درموردخیلی ازتوضیحاتی که بالا داده شده بعضی هاشون واقعیت نداره بنده خودم لرم واطراف شیرازمیشینم واصالتاهم اونجایی بودییم وهستیم درموردبیشترحروف هایی که بهش اشاره شده که ماازحروف عربی استفاده میکنیم من این رواصلا قبول ندارم این موردبیشتردرمورداونایی صادق هست که بیشترفارسی روکتابی حرف میزنن
تازه ماهم حروفهایی روتوی زبانمون استفاده میکنم که کاملا بدون دستخوش اززبان باستان بجا مانده است منظورم زبان پارسی باستان هستش
ممنونم

اردشیر ٠٨:٥٧ - ١٣٩٦/٠٢/٣٠
سپاس
من تحقیقات زیادی درموردهمانندی لهجه های اصیل پارسی ومادی وپاردی کردم که درگویشهای گیلکی ومازندرانی ولری شبهاهتهاوهمانندهای بسیاری وجوددارندکه جای تامل وتفکرفراوان دارددوستان
بااینکه هرکدام ازاین اقوام اصیل کیلومترهاازهمدیگه دورهستنداماتشابه زبانی این سه قووم اصیل ایرانی دربعضی ازکلمات نشان ازیکی بودن واصالت اریایی وایرانی بودن انان میباشد باسپاس

علی ٢٣:١٦ - ١٣٩٦/٠٣/١٩
لر از قوم کاسی .ن فارس هس ن کرد؛این برادری ک گفتن جز کردهاس یقینا تاریخ نخوندن.قدیمی ترین کتاب کردها مال ۳۰۰ سال پیشه:تاریخ هم ک ندارید،ولایت لرستان یک زمانی تا بغداد بود

امير ١٧:٠١ - ١٣٩٦/٠٥/١٣
در جواب علي بايد بگم.
لرستان يعني چراگاه.
اينكه لر از كورد باشه يا نه مهم نيست.اما كورد نيازي به لر نداره.
لر ها اگر قبول نكن كه از سوريه امده اند مطمنا از هند به ايران مشرف شدن جهت پادويي .البته به نفع لر هست كه پيشنهاد اول رو قبول داشته باشه.
چون زبان نداره.فقط لهجه س.تو موارد ديگر هم چيزي نداره كه بتونه بهش افتخار كنه.
البته من قصد جسارت به لرهاي عزيز را ندارم
در ضمن لر نميتونه از پارس باشه چون اصلا هيچگونه وجه مشتركي بين پارس با لر نيست.چه از لحاظ لهجه و فرهنگ و لباس.منتها لرها فكر ميكنند كه اين جريانات كوروش و منشورش واقعيه.برا همين سعيشون اينه كه خودشونو بچسبونن به اون.
دو صورتي كه مقبره ي كورش نيست و قبر مادر سليمان هستش كه لرها به اون سجده و ركوع ميكنن

آریا بهداروند ٢١:٣٠ - ١٣٩٦/٠٦/١٤
قوم لر فرزندان لهراسب جد داریوش هخامنشی هستند

قوم طالش فرزندان گشتاسب
*ویشتاسب *پسر لهراسب هستند

ویشتاسب پدر داریوش هخامنشی

نام کرد از قوم گوتی *ماساگت*از اقوام سکایی گرفته شده
نام شهر کردنشین سقز*سکز
.سکا*

... ٠١:٤٤ - ١٣٩٦/٠٦/١٦
در جواب به امیر
دانلود آخه حرف کذب تا این حد...
واژگانی در زبان لری پیدا شده که در زبان بومیان ایران ریشه دارد و بخشی هم از زبان پهلوی ..
این نشون میده زبان لری چقد قدمت و اصابت داره بعدشم از چهره و ژنتیکی که از مردم لر گرفته شده مشخص شده مارکر های ژنتیکی آریایی اصیل را دارا هستند .
پس لطفا مطلب کذب تحویل مردم ندهید .

پیشنهاد شما درباره معنی لر



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

معنی لر
کلمه : لر
اشتباه تایپی : gv
آوا : lor
نقش : اسم
عکس لر : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با لر در گوگل



آیا معنی لر مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 94% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه کمپو