مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 224 100 1

کشکول

/kaSkul/

مترادف کشکول: جنگ، سفینه، کتاب، کشکل، وسیله گدایی

معنی کشکول در لغت نامه دهخدا

کشکول. [ ک َ ] (اِ) گدا باشد یعنی شخصی که گدایی می کند. (برهان ). || کجلول. (انیس الطالبین بخاری ). کاسه گونه ای باشد که درویشان و صوفیان بکار برند و در آن مایحتاج خود از خوراکی و مالیات مال صدقات ریزند. خچکول. در برهان آمده معنی آن کشیدن بدوش است چه کش به معنی کشیدن و کول دوش و کتف را گویند. در حاشیه ٔ برهان قاطع به نقل از تفسیر الفاظ الدخیله ٔ بستانی گوید: از آرامی «کنش کل » (بضم اول وکسر دوم وضم چهارم ) یعنی جامع کل شیئی و مراد محفظه ای است که درویشان و گدایان هرچه از مردم ستانند در آن نهند. کشکول پوست نارجیل دریائی است که در جزایر نزدیک به خط استواء عمل می آید و شبیه به کشتیی است با رنگ سیاه دو طرف لبه ٔ آن را سوراخ کنند و زنجیر یاریسمان بندند تا بتوان بدست آویخت و آن کاسه ٔ گدائی درویشان است و آنگاه که بر درخت است دو کشکول بهم چسبیده است و در میان آن مغز نارجیل است :
دلم از قیل و قال گشته ملول
ای خوشا خرقه و خوشا کشکول.
شیخ بهائی.
- کشکول چوبین ؛ کشکولی که از چوب ساخته شود. مقابل کشکول گلین. (یادداشت مؤلف )
- کشکول دریائی ؛ ثمری است معروف و بسیار بزرگ که از پوستش درویشان کاسه میسازند و در آن چیزها می خورند و این را گدایان و دوریشان استعمال می کنند (آنندراج ). نارگیل دریائی که برای ساختن کشکول بکار می رود.
- کشکول گدائی ؛ کشکولی که گدایان بکار برند و مال صدقات را در آن بریزند.

معنی کشکول به فارسی

کشکول
کتابی است شامل نوادر و حکایات و علوم و اخبار و امثله و اشعار بفارسی و عربی که در دو جلد بطبع رسیده . مولف آن شیخ بهائ الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهائی است .
( اسم ) ۱ - میو. گونه ای نارگیل که درویشان بدان زنجیر ی آویزند و لوله ای بیک انتهای آن وصل کنند و درون آن آب ریزند و بمراجعان دهند و یا آنرا وسیل. گدایی سازند و آنچه را میگیرند ( اعم از پول و یا هدیه ) داخل آن میریزند . معمولا بر سطح خارجی کشکول اشعار و عبارات و شعار های درویشی را کنده کاری میکنند و چنین کشکولها یی نفیس و پر قیمت اند . توضیح : از روی شکل میو. این گونه نارگیل کشکول های فلزی ( حلبی ) یا سفالین نیز ساخته شده که در ایام عزا داری داخل آن آب میریختند و به تشنگان میدادند کشکل کشگل . یا کشکول گدایی . ۱ - کشکولی که برای جمع آوری پول از مردم بکار برند . ۲ - وسیل. گدایی .
کشکول ساز
( صفت ) آنکه کشکول سازد .

معنی کشکول در فرهنگ معین

کشکول
(کَ) (اِ.) ظرفی ساخته شده از پوست میوه ای شبیه نارگیل یا فلز و سفال که درویشان آن را با زنجیری به شانه بیآویزند.

معنی کشکول در فرهنگ فارسی عمید

کشکول
۱. (زیست شناسی) نارگیل دریایی.
۲. ظرفی فلزی یا سفالی مخصوص درویشان که معمولاً بر آن عبارات و اشعاری کنده شده. &delta، در قدیم این ظرف را از میوۀ کشکول می ساختند.
۳. کتابی حاوی مطالب گوناگون، مثل شعر، لطیفه، و قطعۀ ادبی: کشکول شیخ بهایی.

معنی کشکول در دانشنامه ویکی پدیا

کشکول
کشکول ظرفی کوچک است که دراویش و صوفیان به دست می گیرند. به عبارتی دیگر کشکول ظرفی ساخته شده از پوست میوه ای شبیه نارگیل یا فلز و سفال است که درویش ها آن را با زنجیری به شانه می آویزند. کشکول ظهیرالدوله و کشکول شاه نعمت الله ولی از کشکول های مشهور است. در میان صوفیان ایران کشکول به حدی رواج پیدا کرد که ازلوازم یا به اصطلاح درویشان از وصله های مهم فقر شد و جنبه روحانی و معنوی به خود گرفت و برجسته ترین نشانی شناسائی درویشان بود. کشکول بویژه در زمان صفویه و قاجار آرم و نشان صوفیان بوده است و مردم از طریق نگهداری آن درمنازل علاقه خود را به تصوف نشان می دادند.
کشکول (ابهام زدایی)
کشکول ظرفی کوچک است که دراویش و صوفیان به دست می گیرند.
کشکول (کتاب)، کتابی جُنگ مانند شامل شعرها و نثرهای مورد علاقه شخص
کشکول ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
کشکول شیخ بهایی، کتابی جُنگ مانند از شیخ بهایی شامل شعرها و نثرهای مورد علاقه او
کشکول (شیرینی)، یکی از انواع شیرینی یا دسر ایرانی و ترکی
کشکول (شیرینی)
کشکول یکی از انواع شیرینی یا دسر ایرانی و ترکی است که از نظر ظاهری به فرنی شباهت دارد. مواد تشکیل دهنده این شیرینی را بادام خلال یا پرک، شیر ، آرد برنج، شکر، پودر پسته تشکیل می دهند.
کشکول (کتاب)
کشکول کتابی جُنگ مانند شامل شعرها و نثرهای مورد علاقه شخص، که معمولا توسط علمای قدیمی جمع آوری می شد. معمولا این شعرها و نثرها از دیوان ها و کتاب های دیگران جمع آوری می شد. مطالب این کتابها، مضامینِ دینی، تاریخی، ادبی، ریاضی و نجومی تا فقه و اصول، معانی و بیان، صرف و نحو و لطیفه دارند. این مطالب اغلب بی هیچ نظم خاصی به دنبال هم آمده اند. چون در کشکول مخصوص دراویش چیزهای مختلفی مانند نقل، آجیل، نان و پول وجود داشت، این کتابها را نیز که مطالب متنوعی داشت، کشکول می نامیدند.
کشکول آباد
کشکول آباد (ساوه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ساوه در استان مرکزی ایران است.
کشکول شیخ بهایی
کشکول شیخ بهایی کتابی جُنگ مانند از شیخ بهایی شامل شعرها و نثرهای مورد علاقه او است. برخی از این شعرها و نثرها از خود وی و برخی نیز گردآوری او از دیوان ها و کتاب های مورد علاقه اش هستند. مطالب این کتاب، مضامینِ دینی، تاریخی، ادبی، ریاضی و نجومی دارند. این مطالب اغلب بی هیچ نظم خاصی به دنبال هم آمده اند. با این حال این اثر بیش از سایر تالیفات وی خواننده را به ضمیر فکری شیخ بهایی نزدیک می کند.
پیره کشکول


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پیشنهاد کاربران درباره معنی کشکول

زهرا خانوم ٠٠:٢٣ - ١٣٩٦/٠٥/٢٢
ظرفی که گدایان یا درویشان آنرا روی دوش خود قرار میدادند و در آن محتویاتی بود که از مردم میگرفتند .

پیشنهاد شما درباره معنی کشکول



نام نویسی   |   ورود
معنی کشکول
کلمه : کشکول
اشتباه تایپی : ;a;,g
آوا : kaSkul
نقش : اسم
عکس کشکول : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با کشکول در گوگل



آیا معنی کشکول مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 94% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
افزونه دیکشنری و مترجم کروم
نرم افزاری مریم
فروشگاه آنالی