مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

پیشنهاد واژه جدید


آخرین پیشنهادات کاربران

احمد لطفی-مدرس دانشگاه پیام نور بدره ٠٧:٥٠ - ١٣٩٦/٠٣/٠٢
معنی ایل سوره میری: دین و مذهب سوره میری ها : آنچه از تاریخ بر می آید ساسان جد بزرگ ساسانیان رئیس تمام آتشکده ها و مغها و حامی و متولی دین زردشت بوده است واز قدیم الایام دارای فرهمائی بوده اند ، از جمله اردشیر بابکان و انوشیروان عادل و یزدگرد سوم ، این فرهمایئ را به عینه داشته اند بعد از شکست ایرانیان از اعراب سوره میری ها جزو اولین گروه هایی هستند که به دین اسلام ومذهب تشیع ایمان می آورند تا آنجا که سوره میری ها در قالب دراویش علوی و مریدان بابا بزرگ در سطح جامعه وارد می شوند آنها نشر دهندگان مذهب تشیع بوده وبا وارثان و سادات و علما همکاری داشته اند وخودشان نیز عالم و ملا داشته اند وگاه به منزلتی فرهنگی و دینی رسیده اند ودربین روستاها و مقبره امامزادگان نقش متولی و مستوفی و عالم داشته اند شیخ شمس الدین جد سوره میری ها و متولی های امامزاده شاه محمد هلیلان نشین از بغداد وبصره به این منطقه امده وبه مردم راه ورسم دینداری و سواد وقاعده و رفتار واخلاق اسلامی آموزش دهد. به اعتراف کتب تاریخی ومقالات عربی وفارسی همه بر شیعه بودن سوره میری در هرکجا که هستد ، اذعان دارند نگارنده به شیعه بودن سوره میری های عراق و ایران علم و اطلاع کافی دارد.

میر ٠١:٥٧ - ١٣٩٦/٠٣/٠٢

جهان ٠١:١٠ - ١٣٩٦/٠٣/٠٢
معنی sweet dreams: رویا دیدن

محسن اميني ٠٠:٥٧ - ١٣٩٦/٠٣/٠٢
معنی گردآفرید: گرد يعني پهلوان و آفريد دراين كلمه به معناى بوجودآوردن پس گرد آفريد يعني زني كه پهلوان به دنيا مياورد

مجتبی عیوض صحرا ٠٠:٠٨ - ١٣٩٦/٠٣/٠٢
معنی گوگولی مگولی: با گوگوری مگوری (مرکب اتباعی)دواملایی است-در زبان کودکانه:
دوست داشتنی،عزیز،نازنین،نورچشمی-کوچولو،فنچ،جقل!-
بامزه،شیرین،بانمک،تودل برو-خوشمزه،جیگر،خوشمل!-آتیشپاره،ورپریده،وز!

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٥٨ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی وز: جقل،گوگولی مگولی(گوگوری مگوری)!

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٥٧ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی ورپریده: جقل،گوگولی مگولی(گوگوری مگوری)!

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٥٦ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی آتیشپاره: جقل،گوگولی مگولی(گوگوری مگوری)!

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٥١ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی خوشمل: ترکیبی از دو واژه: خوش و مل(شراب)-جقل،گوگولی مگولی(گوگوری مگوری)!

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٤٢ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی احراز: جمع حرز-فراهم کردن،جمع کردن،بدست آوردن-اثبات،ثابت کردن-
فهمیدن،تشخیص دادن،شناختن،تعیین کردن-پذیرش،تایید،تصدیق

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٣٧ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی نجوا: سخن یواشکی

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٣٤ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی بار کردن: ریچارد!

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٣٤ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی ریچارد: بار کردن!

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٣١ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی ریچارد: چاروادار!

مجتبی عیوض صحرا ٢٣:٣٠ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی قزل قورتکی: در گویش بازاری و تهرانی-الکی،یکایک،یکاره،ارت،هن و تلپ،هارت و هورت!

محمد امین در خواه ٢٣:٢٨ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی بخش رویدر: بعضی از مردم رویدر می گویند که اسم شهر رویدر بخواطر این که دو رودخانه پر آب در شهر رویدر وجود دارد و این رود خانه ها رویدر رو به سه قسمت تقسیم کرده است به همین دلیل نام رویدر از(روئیدر)یعنی رود گرفته شده است.

کامران ٢٣:٠٨ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی توتیان: جمع گیاه توتیا چشم

ابراهیم ٢٣:٠٨ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی پژمان: خشمگین، برآشفته (هم میتوان معنی کرد)

زهرا صالحی ٢٢:٠٣ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی full name: به معنی اسمی که راحت تلفظ میشود مثل جانسون که جان صدا میشود

مـرتـضـی آقــالــر ٢٢:٠٣ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Dibs: حق مالکیت یک چیز یا حق استفاده از آن

عباس شیبانی ٢١:٢٣ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی elastication: کش دار.

قادردیوبند ٢١:٠٢ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی پدگان گلزار: پدگ نوعی درخت بزرگ است وبه دلیل این درختان در روستای پدگان گلزار این نام نهاده شده واضافه کردن گلزار به پسوند پدگان قناتی است که گلزار دیوبند ( سهرابزهی ) آن را آباد کرده است

مرسا ٢٠:٢٥ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی مرسا: معنی اسم من از یک کتاب پاک و بی الایش نوشته شده

نيما ٢٠:٠٦ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی يُريدُ: خواستن

مهرداد سایه بان ١٩:٥١ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Fixed price: قیمت مقطوع

مجتبی عیوض​ صحرا ١٩:٠٠ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی تسویه: آراستن!

مجتبی عیوض صحرا ١٨:٥٦ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی پایش: آبدیده!

مجتبی عیوض صحرا ١٨:٥٦ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی آبدیده: این واژه از شیمی به ادبیات راه پیدا کرده: در سری الکتروشیمیایی وقتی بخواهند پوششی به فلزی بدهند تا زنگ نزند با لایه ای فلزی بالاتر(کاهنده،اکسایش تر) از خودش آن را آبدیده یا آبکاری می کنند.
مثل: فلز آهن که با لایه نازکی از روی پوشیده می شود:
مثل ضرب المثل: فلانی دو سه تا پیرهن بیشتر پاره کرده!
جلاداده،پوشنده-با جنم،جوهردار-کافی،کاردان،باتجربه،آزموده!-محافظتی،پایش!

مجتبی عیوض صحرا ١٨:٢٦ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی پویش: بازم اشتباه کوچکی رخ داد.
پویش واژه ای مشتق است،چون ردپای واژه ی تجزیه شده در آن دیده می شود.

ستاره ١٨:٢٣ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی گرگ و میش: توایلایت . گرگ و میش . نیمه روشنایی . نیمه تاریکی . طلوع آفتاب .

مجتبی عیوض صحرا ١٨:٢٣ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی پایش: بازم اشتباه لپی شد!
پایش واژه ای مشتق است: چون ردپای واژه تجزیه شده در آن دیده می شود.
شرمنده حواسم نبود!

AlireazS ١٨:١١ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Drawn: مساوی (در مسابقه)، یر به یر ، مثال
How many games the team have played/won/lost/drawn

Hamideh ١٧:١٠ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Drink a Toast: به سلامتی نوشیدن(باده نوشی به سلامتی)

پیمان ١٦:٥٥ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی slanted: در زیست شناسی معانی شیب دار یا کج را نیز می دهد

محمدرضاجلالت ١٥:٣٤ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی جلالت: بیکران و بزرگ دارای بزرگواری بی حد و جمیل بودن

مهدی ١٥:٣٢ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی تیام: من خودم بختیاری ام و این اسم فقط مختص به دختراست

ريحانه ١٥:١٤ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Movie star: بهترين بازيگر در يك فيلم

FariBa ١٤:٣٩ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Middle east: خاورمیانه

پارميدا ١٤:١٦ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی پارمیدا: كليد بهشت

کامبیز خندابی ١٣:٥٩ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی impairment: کاهش ارزش (حسابداری)

ملیندا ١٣:٤٥ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Flour: آرد
یکی از مواد اولیه ی پخت کیک و پن کیک و پاپ کیک و ...

بهار ١٣:٢٥ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Zoned out: خیره شدن. محو شدن به چیزی

مهرداد سایه بان ١٣:١٧ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی debit: قرض

صفورا ١٣:١٢ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Vladimir ashkenazy: نوازنده پیانو، رهبر ارکستر و آهنگساز روس .

الهام ١٢:٣٨ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی high five: بزن قدش

زهره ١٢:٠٢ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی هارای: لطفا. لغتنامه كشور تركيه را ملاحظه فرماييد ادبيات تركيه با واژه هاراي بيگانه اند اين واژه اذري است همچنين هاراي تنها به معني فرياد نيست. معاني مختلفي دارد

احمدلطفی-مدرس دانشگاه پیام نوربدره ١١:٤١ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی حاج مقصودعلی ( حاج مقصیالی ) سوره میری: کدخداحاج مقصود علی سرخه میری ، با بزرگان هوزمانند و لروند وبالاوند حشر ونشر داشت خصوصا با لطفعلی خان بالاوند همواره با حسینقلی خان والی همکاری داشتند . حسینقلی خان والی پشتکوه خیلی برای حاج مقصودعلی احترام قائل بود ؛ تا آنجا کهوقتی پسران کدخدای عرب رود بار براثر ضربه زدن به گاو میشهای والی زندانی می شوند وحتی والی میخواست آنها را اعدام نما ید شیخ وکدخدای عرب رود بار به کدخدا حاج مقصودعلی منوسل می شود که وساطت نماید و وبچه ها را از مرگ نجات دهد ، کدخدا خورجین خود را پر از لیره و پول چرخ و نقره ای آن روزگارمیکند البته سکه ها را در کیسه های کوچک جای حنا پر می کند ومی بندد ودر خورجین قرار می دهد و سواربر اسب می شود وراهی مقر حکومتی والی می شود ، وقتی به خدمت والی می رسد و خواسته اش را ابراز می کند، والی دوجوان زندانی را به حاج مقصودعلی میبخشد ، واجرت نمیخواهد اما بر اثر پافشاری واصرار حاجی هفت تا از کیسه های جای حنا که درونش پراز سکه بود ، را والی بر میدار د . حاجی باشادمانی آنها را به نزد خانواده اشان در منطقه رودبار می برد ، با استقبال گرم عربهای رودباروکدخدا ی آنها مواجه شد کدخدای عرب رودبار دختر خود گل عنبر را به عقد حاجی مقصودعلی سوره میری درمی آورد.

رضایی. ایذه خوزستان ١١:٢٤ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی مالمیر: مالمیر نام قدیمی ایذه واقع در خوزستان بود

علیرضا ١١:٢٠ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی Saving nature: زخیره ی طبیعت

m ١٠:٢٨ - ١٣٩٦/٠٣/٠١
معنی withdrawal of the funds: برداشت از منابع مالی