مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Morteza Aghalar

Morteza Aghalar

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Cutting edge - مدرن ترین مرحله از توسعه در یک نوع خاص از کار و یا فعالیت
- جدید ترین و پیشرفته ترین حد توسعه
١٣٩٦/٠٦/٢٧

2 Fascinating اغوا کننده - وسوسه بر انگیز - بدیع - دل انگیز - مطلوب - دلپذیر ١٣٩٦/٠٦/١٠

3 Perfect ایده آل - جامع - کامل - متمایز ١٣٩٦/٠٦/١٠

4 Side splitting کمیک - سرگرم کننده - طنز آمیز - مضحک - بازیگوشانه - تفریحی - پر جنب و جوش - فکاهی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

5 Editorial سرمقاله - مقاله - نقد و بررسی - نظر - گزارش - تفسیر - گفتمان - رساله - ارزیابی - شرح کتبی - تجزیه و تحلیل - حاشیه نویسی - انتقاد - پایان نامه - بیانی ... ١٣٩٦/٠٦/٠٩

6 Vital اساسی - پایه - حیاتی - ضروری - مهم - موردنیاز - پیش نیاز - بسیار مهم - ناگهانی - فوری ١٣٩٦/٠٦/٠٨

7 Annotator حاشیه نگار - یادداشت نویس - زیرنویس - نویسنده توضیح و تفسیر ١٣٩٦/٠٦/٠٦

8 As well as علاوه بر ١٣٩٦/٠٦/٠٢

9 Awesome شگفت آور - شگفت انگیز - هیجان انگیز - زیبا - نفس گیر - دلهره آور - چشمگیر - مجلل - با شکوه - تکان دهنده - قابل توجه - خیره کننده - وحشتناک - فوق العا ... ١٣٩٦/٠٦/٠٢

10 Ordinary شایع - معمول - رایج - روزمره - عادی - عمومی - طبیعی - غالب - سنتی - استاندارد - متوسط - ساده - کلیشه ای - بی تکلف - متعارف ١٣٩٦/٠٦/٠٢

11 Deal توافق - معامله - سازش - قرارداد - تعهد - مذاکره - پیمان ١٣٩٦/٠٥/٣١

12 Trendsetting رواج دادن - باب کردن - بدعت گذاشتن - پیشگام بودن - خلاقیت - ابتکار - نوآوری ١٣٩٦/٠٥/٣٠

13 Asap در اولین فرصت - در اسرع وقت - هر چه زودتر
(= As Soon As Possible)
١٣٩٦/٠٥/٣٠

14 In line with مطابق با - در تطابق با - پیرو - همانطور که گفته شد - توافق - در هماهنگی با - در تایید - با توجه به - بر حسب - بنابر - متعاقب - در تعقیب - به میزان ١٣٩٦/٠٥/٢٥

15 Ground breaking پیشگامانه - نوآورانه و خلاقانه - معرفی ایده ها و روش های جدید ١٣٩٦/٠٥/٢٥

16 Hefty بزرگ - با عظمت - سترگ - درشت - گنده - ستبر - لنبه - گت - تنومند - حجیم - پرجسم - کلان - کت و کلفت - گسترده - جاگیر - دست و پاگیر - در مقیاس بزرگ - قا ... ١٣٩٦/٠٥/١٨

17 Tradeoff تهاتر - معاوضه - داد و ستد کالا - مبادله پایاپای - تسویه - توافق - معامله - مصالحه - سازش - قرارداد - پیمان ١٣٩٦/٠٥/١٨

18 Dedicated واگذاری شده - پیشکش شده - اهدایی ١٣٩٦/٠٥/١٧

19 Varies تغییرات - نوسانات - دگرگونی ها ١٣٩٦/٠٥/١٧

20 Get hold - یافتن کسی و صحبت کردن با وی
- در تماس بودن با کسی
- کسب کردن / بدست آوردن / حاصل کردن / گرفتن
١٣٩٦/٠٥/١٤

21 Ticker زمان سنج - وقت نگهدار (در مسابقات) ١٣٩٦/٠٥/١٣

22 Cold hard fact حقیقت انکار ناپذیر - واقعیت غیرقابل کتمان ١٣٩٦/٠٥/١٣

23 Cet وقت مرکزی اروپا
(= Central European Time)
١٣٩٦/٠٥/١٣

24 Authentication اعتبار بخشی - تایید هویت ١٣٩٦/٠٥/١٣

25 Immersive چشم گیر - جالب توجه ١٣٩٦/٠٥/١٢

26 FYI جهت اطلاع شما
(= For Your Information)
١٣٩٦/٠٥/١٢

27 Press conference نشست خبری - گفتگوی رسانه ای ١٣٩٦/٠٥/١١

28 Fixture جدول زمانبندی بازیها ١٣٩٦/٠٥/٠٩

29 Curated دستیاری - معاونت - اجرا و سرپرستی ١٣٩٦/٠٣/٣١

30 Must have چیزی که در اختیار داشتن یا گرفتن آن لازم یا مورد نیاز باشد. ١٣٩٦/٠٣/٢٥

31 RPG نوعی از بازی در سبک ایفای نقش
(= Role Playing Game)
١٣٩٦/٠٣/٢٤

32 Wich - wich در انگلیسی کهن به معنای "سرشار" و در انگلیسی میانه بعنوان پسوند مکان بکار می رود :(Northwich , Middlewich , Bromwich)
- مناطق تولید نمک ( ...
١٣٩٦/٠٣/٢٤

33 Apocalyptic وابسته به آخر الزمان - آخر الزمانی ١٣٩٦/٠٣/٢٣

34 Cut tie قطع رابطه ١٣٩٦/٠٣/٢٠

35 Take conclusion قضاوت کردن - نتیجه گیری کردن ١٣٩٦/٠٣/٢٠

36 Hack ورود غیر مجاز (به سیستم های کامپیوتری و غیره) ١٣٩٦/٠٣/١٥

37 Slot جای خالی - جایگاه قرار دادن چیزی ١٣٩٦/٠٣/١٥

38 In short کوتاه - مختصر ١٣٩٦/٠٣/١٤

39 Procedure دستورالعمل - شیوه انجام کار ١٣٩٦/٠٣/١٠

40 Sharpen تشدید کردن - آشکار کردن - واضح و مشخص کردن ١٣٩٦/٠٣/٠٧

41 Keep an eye out منتظر بودن برای رسیدن یا پیدایش کسی یا چیزی ١٣٩٦/٠٣/٠٣

42 On the go مخفف OTG (کابل رابط بین گوشی هوشمند و وسایل دارای پورت USB مانند فلش مموری ) -
نوعی برنامه نقشه و جهت یابی
١٣٩٦/٠٣/٠٢

43 On the go همیشه در حال حرکت - (شخص) بسیار شلوغ و فعال - حرکت یا فعالیت غیر ثابت - روند تولید ١٣٩٦/٠٣/٠٢

44 Dibs حق مالکیت یک چیز یا حق استفاده از آن ١٣٩٦/٠٣/٠١

45 Including شامل - همچون - عبارتند از ١٣٩٦/٠٢/٣١

46 Checkout پرداخت بدهی - تخلیه اتاق (در هتل و غیره) - تسویه حساب - تهاتر ١٣٩٦/٠٢/٣٠

47 By بر اساسِ ١٣٩٦/٠٢/٣٠

48 Spam پیام الکترونیکی ناخواسته - هرزنامه ١٣٩٦/٠٢/٣٠

49 Premium ویژه - خاص - نادر و کمیاب ١٣٩٦/٠٢/٢٧

50 Quest کاوش - کاوشگری ١٣٩٦/٠٢/٢٣

51 redefine باز تعریف ١٣٩٦/٠٢/٢٢

52 Engaged درگیر کاری شده ١٣٩٦/٠٢/٢٢

53 Omni directional دریافت کننده و انتقال دهنده سیگنال در تمامی جهت ها - 360 درجه ١٣٩٦/٠٢/٢١

54 Augmented دو چندان شده ١٣٩٦/٠٢/٢٠

55 Alongside شانه به شانه ١٣٩٦/٠٢/٢٠

56 SDK بسته توسعه نرم افزار
(= Software Development Kit)
١٣٩٦/٠٢/١٨

57 DLNA ارتباط شبکه ای دیجیتال زنده
(= Digital Living Network Alliance)
١٣٩٦/٠٢/١٨

58 Digital Living Network Alliance ارتباط شبکه ای دیجیتال زنده (= DLNA ) ١٣٩٦/٠٢/١٨

59 where possible در صورت امکان ١٣٩٦/٠٢/١٨

60 Continuous پشت سر هم - ادامه دار ١٣٩٦/٠٢/١٨

61 Book review نقد و بررسی کتاب ١٣٩٦/٠٢/١٧

62 Trap and device تله و حقه ١٣٩٦/٠٢/١٤

63 متجانس مشابه - از یک جنس ١٣٩٦/٠٢/١٤

64 Eye Popping چیز شوک آور یا غافلگیر کننده - بیرون زدن چشم از حدقه ١٣٩٦/٠٢/١٤

65 Pop out بیرون زدن (چشم از حدقه) ١٣٩٦/٠٢/١٤

66 Adverse lane لاین مخالف ١٣٩٦/٠٢/١٤

67 Instant velocity شتاب فوری ١٣٩٦/٠٢/١٤

68 Millimetrical میلیمتری ١٣٩٦/٠٢/١٤

69 Get rid of رهایی یافتن ( از چیزی ) ١٣٩٦/٠٢/١٤

70 Hit the gas گازشو بگیر ١٣٩٦/٠٢/١٣

71 Hit (بنزین) زدن - سوخت گیری کردن ١٣٩٦/٠٢/١٣

72 Real time زمان یکسان - همزمان - در یک زمان ١٣٩٦/٠٢/١٣

73 Unlockable قابل بازگشایی ١٣٩٦/٠٢/٠٧