برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آیین

/'Ayin/

مترادف آیین: رسم، روال، روش، شیوه، عادت، منوال، دین، شرع، شریعت، طریقت، کیش، مذهب، طریقه، مسلک، مشرب، نحله، سنت، قاعده، قانون، مراسم، مقررات، نظم، هنجار، آذین بندی، جشن، زیب، زینت، شهرآرایی، آداب دانی، اتیکت، ادب، تشریفات، نزاکت، سر
آیین
دستور, روش, رسم, عادت, شریعت, سنت, کیش, نسق, سنن
آیین شب پیش از عروسی
حنابندان
آیین مردم ژاپن
شینتو
آیین مهر پرستی
میترائیسم
آیین ها
مراسم, مکاتب
آیین ها و آداب
رسوم
آیین ها و مذاهب
ادیان
آیین و سنت
رسم
آیین و شریعت
دین
آیین و قاعده
رسم
آیین کشیدنی
رسم
از مظاهر قدرت در آیین ویشنو
راما
از یزدان آیین زرتشت
زروان
پیشوای دینی در آیین زرتشتی
هیربد
فرشته ای در آیین زردشت
اراد
فرشته مهر در آیین زرتشتی
میترا
فنای مطلق در آیین بودائیان
نیروانا
مراسم و آیین ها
سنن
نوشتن است و آیین هم دارد
نگارش
نویسنده آیین دوست یابی
دیل کارنگی
ا زا یزدان آیین زرتشت
زروان
از آیین اقلیت در کشور تونس
یهودیت
از آیین های پایان سال
خانه تکانی
از آیین های تاریخی مردم ژاپن
شینتو
از درجات آیین مسیح بالاتراز کشیش
اسقف
بدکردار و بی آیین
نابکار
فلسفه و آیینی که پیروان آن مدعی بودند معرفت عالی به طبیعت و صفات الهی دارند
گیوسی
مخترع آیینه
ماروی
نوعی آیینه
قدی
هر مذهب و آیینی که قائل به دو ا صل و مبدأ باشد
دوالیسم
هر مذهب و آیینی که قائل به دو اصل و مبدآ باشد
دوالیسم
واحد شمارش شیشه پنجره | آیینه
جام
کیش و آیین
دین
آیینه
مرات
آیینه دار
آرایشگر, سلمانی, مشاطه
آیینه مقعر
کاو
آیینه ها
مرایا
آیینی پیش از آغاز نوروز
خانه تکانی, خرید لباس
آیینی در حقوق
دادرسی
آیینی در نوروز
دید و بازدید
آیینی که خداوند برای بندگان خود روشن ساخته است
شریعت
مسعود امرایی
مراسمات
فراز پارسی
"آیین" در پارسی پهلوی "آدوین" گفته میشد که از دو بخش آد (=راه و روش) و وین (=بین، دیدن) ساخته شده است و در کل یعنی "روش دیدن". واژه آیینه نیز در آغاز "آدوینک" گفته میشد که آن هم از همین ریشه وین (بین و دیدن) است.
عباس احمدی
بزرگواران! مراسم و مراسمات عربی است.
علی باقری
= آييْن و اوْيوُن = جشن ، مراسم جشن باستاني و ساليانه ی تركهاي چين


نام نویسی   |   ورود