برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

اصطلاح

/'estelAh/

مترادف اصطلاح: تعبیر، زبان، کلمه، واژه، سازش، صلح

برابر پارسی: زبانزد، واژاک
اصطلاح مخابراتی
پالس
اصطلاح موسیقی
اکتاو
این اصطلاح به دولتی گفته می شود که بخش قابل توجهی از درآمدش را از یک منبع برونزای اقتصادی | منبعی که حاصل فعالیت اقتصادی آن کشور نباشد | به دست می آورد
رانتیر
به سلول هایی از جانوران پرسلولی گفته می شود که دارای دو سری کروموزوم یا به اصطلاح دیپلوئید می باشند
سوماتیک
پنهان شدن در اصطلاح نظامی
استتار
تدوین نهایی در اصطلاح سینمایی ها
فاینکات
در اصطلاح پزشکی به معنی وبا
کلرا
در اصطلاح حساب به توان سوم هر عدد اطلاق می شود
کعب
در اصطلاح ساختمان به محلی گفته می شود که محل رفت و آمد کلیه ساکنان است
مشا
در اصطلاح علم اقتصاد | مکانی است که کار قیمت گذاری و خرید و فروش کالا و اوراق بهادار در آن انجام میگیرد
بورس
در اصطلاح فقه مقابل جایز است
لازم
سال مرغ در اصطلاح ترکی
تخاقویییل
شکاف یا گودی د رکوه در اصطلاح کوهنوردی
گراک
معادل فارسی اصطلاح کشتی کانتر
لای
اصطلاحی برای به اشتراک گذاشتن در فضای مجازی
تگ
اصطلاحی در موسیقی که به آن نت هشتم هم گویند
اکتاو
اصطلاحی در بسکتبال
ریباند, پیک
اصطلاحی در بوکس
ناکوت
اصطلاحی در تنیس روی میز
لوب
اصطلاحی در روانشناسی
اینما
اصطلاحی در ریاضی
ماکزیمم
اصطلاحی در شطرنج
اچمز
اصطلاحی در شیمی
والانس
اصطلاحی در علم اقتصاد که به عنوان یک متغیر برون زا مطرح است و به وسیله بانک مرکزی مشخص می شود
عرضه پول
اصطلاحی در علم اقتصاد که به کالاهایی که مستقیما مصرف نمی شوند اطلاق می شود
سرمایه ای
اصطلاحی در علم اقتصاد که به کالاهایی که مستقیما مصرف نمی شوند | اطلاق می گرد د
سرمایه ای
اصطلاحی در علم اقتصاد که به کالاهایی که مستقیما مصرف نمی شوند | اطلاق می گردد•
سرمایه ای
اصطلاحی در علم روانشناسی
انیما
اصطلاحی در علوم رایانه ای
وب
اصطلاحی در عکاسی
زوم
اصطلاحی در فوتبال
سانتر
اصطلاحی در فیلمبرداری
فیداوت
اصطلاحی در گیاه شناسی
گرانوم
اصطلاحی در مثلثات
سینوس
اصطلاحی در ورزش بسکتبال
دریبلینگ
اصطلاحی در ورزش زورخانه ای
کباده کشیدن
اصطلاحی در ورزش کشتی
سرشاخ
اصطلاحی در کشتی
رو
اصطلاحی متداول در فوتبال
افساید
دراصطلاح به چیزی می گویند که موجب آزار دایم باشد
ریگ کفش
دراصطلاح عرفان و تصوف انسان کامل را گویند
پیر خرابات
از اصطلاحات بسکتبالی
ریباند
از اصطلاحات راه سازی
بلوار
از اصطلاحات ریاضی
برادر
محمدعلی
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ایدیوم idyom (کردی)
ساژان (کردی: سازان)
زاراپ (کردی: زاراوه)
لاکشَن (سنسکریت: لاکشَنَ)
یاکشَن (سنسکریت: لاکشَنا)
اشکان
ریشه این واژه صلح است و صلح خود واژه ای ایرانی است ، ولی واژه اصطلاح بی معنی است .
(لغت آریایی سول (در پشتو د سولې) که عرب آنرا صلح مینویسد در فهرست ریشگان آریایی به شکل solw- و به معنای بی خطر سالم امن safe healthy ثبت شده که salw- و slōw- شکلهای دیگر آن باشند. salu و solme در تخارستان و haurva در اوستایی و sárva در هندی کهن وцелый tselyy در روسیه شکلهای دیگر لغت سول هستند. لغت سول←صلح همریشه است با seul در فرانسه و sole در انگلیس و solus در لاتین که آنرا در معنای تنها (کنایه از کامل تمام دست نخورده سالم) به کار میبرند. بدینسان روشن میشود واژگان عربی مصالحه و متصالح جعلی هستند)




اشکان
اگر واژه های عربی را کنار بگذاریم ، زبان خود ، راهش را پیدا می کند ، می توانیم به جای این واژه بی معنی" در پرده سخن گویی" را بکار ببریم
جمشید احمدی
اصطلاح = درواژه
احمد شمّاع زاده
من چند سالی است که واژه "برواژه" را در نوشته ها و مقاله های پژوهشی خود به کار میبرم. "برواژه" کوتاه شده "ابرواژه" است. ابرواژه معنای "واژه بزرگ" یا بیش از یک واژه معمولی را به ذهن میآورد. برواژه هم با معنی است و هم زیبا و هم ساده است و از هرکس که خود را پاسدار زبان فارسی میداند که باید همگان بدانند، خواهش میکنم تا در جا اندازی این واژه در میان اهل ادب و دانش بکوشند.
وریا صادقی
( اصطلاح )به معنای تعریف چیزی در علم مربوط به آن علم یا فن این کلمه از ریشه صُلح و به معنای صلح و آرامش است و دلیل نام گذاری آن به کلمه اصطلاح به این دلیل است که مثلا وقتی می گویم تعریف فلان چیز در اصطلاح چیست می گوییم چون دانشمندان آن علم در آن بخش از تعریف به صلح کردن و به یک تعریف مشترک و واحد رسیدن .مثلا تعریف علم نحو می گوییم دانشمندان علم نحو فلان اصطلاح و تعریف را برای علم نحو کرده اند.
عذرا
اصطلاح(ایس ته لاه)اگر اصطلاح یک کلمه ی عربی بود.از ریشه ی صلح....باید اصطلاح به صورت اصتلاح(افتعال)نوشته می شد.چون ط افتعال ت است.........اضطراب(ایز تی راب)،مضطرب..اگر اضطراب عربی بود از ریشه(افتعال) باید ط بصورت ت افتعال نوشته می شد...............اصطلاح تورکی است .و اضطراب(بر وزن سا راب،دا راب،سوه راب،مه راب،جو راب،خ راب، ش راب خانا(شرفخانا))تورکی است.


نام نویسی   |   ورود