برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

اولی

/'avvali/

مترادف اولی: ارجح، برتر، سزاوارتر، مقدم
اولی الالباب
صاحب عقل
اولی جهان و دومی همسایه است
دنیادار
اولی نمایشنامه و دومی نام دیگر غلامحسین ساعدی است
پیسگوهرمراد
اولی و ابتدایی
اغازین
سرمربی تیم دسته اولی مس کرمان
اکبر میثاقیان
از محتویات جعبه کمک های اولیه
چسب زخم
از مراحل اولیه ساخت ساختمان
بتن ریزی
التهاب و وجود لخته های خون در یک سیاهرگ سطحی که بطور اولیه ناشی از عفونت یا آسیب است
ترومبوفلبیت
اولین
نخست
اولین امپراتوری هندوستان
موریا
اولین انجام دهنده پیوند قلب
کریستین بانارد
اولین انسان ماه نشین
نیل آرمسترانگ آمریکایی
اولین بانوی شهید اسلام
سمیه
اولین بانک خصوصی ایران
اقتصاد نوین
اولین پادشاه مادها
دیاکو
اولین پایتخت استرالیا
ملبورن
اولین پرستار تاریخ
نایت ینگل
اولین پزشکی که موفق به پیوند قلب شد
بارنارد
اولین تارزان سینما
جان ویس مولر
اولین ترانه قاسم افشار
وقف پرنده ها
اولین تمدن بزرگ قاره آمریکا
اولمک
اولین تمدن بزرگ قاره آمریکا در مکزیک
قوم اولمک
اولین تولیدکننده گاز در جهان
روسیه
اولین خلبان ایران
پسیان
اولین خلیفه عباسی
سفاح
اولین دریافتی کاسب در روز
دشت
اولین دو رقمی
ده
اولین رئیس جمهور ترکیه
آتا ترک
اولین روز هفته
شنبه
اولین رییس جمهور امریکا
جرج واشگتن
اولین رییس فدراسیون فوتبال ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال (1358)
نواموز
اولین زنی که پا به قطب جنوب گذاشت
ایرین شیوایی
اولین سبک ادبی
کلاسیک
اولین سلسله ایرانی
مکدر
اولین سلسله پادشاهی ایران
ماد
اولین شاعر
بهرام گور
اولین شاعر پارسی گوی
ابو حفص سغدی
اولین صدراعظم آلمان
بیسمارک
اولین عدد
یک
اولین عدد سه رقمی
صد
اولین فصل سال
بهار
اولین فیلم ناطق سینمای ایران
دختر لر
اولین قبله گاه مسلمین
قدس
اولین قوم
ماد
اولین قوم ایرانی
ماد
اولین گوشی موبایل را ساخت
موتورلا
اولین ماه از سال خورشیدی
فروردین
اولین ماه پاییز
مهر
اولین ماه تابستان
تیر
اولین ماه سال میلادی
ژانویه
اولین مخترعین خط
سومریان

-- شما نخستین باشید --



نام نویسی   |   ورود