برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

ایمن

/'imen/

مترادف ایمن: امان، بزینهار، بی ترس، درامان، سالم، مامون، مصون، مطمئن

برابر پارسی: آسوده
ایمن
درامان
از نام های پروردگار به معنی نگهبان و ایمن کننده
مهیمن
بخشی از سیستم ایمنی بدن به شمار می رود و در برابر بیماری های عفونی از بدن محافظت می کند
گلبولهای سفید
بیماری پوستی مزمن خود ایمنی
پسور یازیس
دارویی برای کاهش التهاب و تضعیف سیستم ایمنی
دگزامتازون
محل ایمن
نشانگان نقص ایمنی اکتسابی
ره, ایدز
نوعی اختلال التهابی مزمن و وابسته به دستگاه ایمنی
سندرم شوگرن
جمشید احمدی
ایمن = امن = رام/رامند [رام = آرام/ آرامش--رامند = رام مند = رام مند = رامند]
غفار
خوشدل،آرام
سیدمحمودشجاع الدین
در ایه 30 سوره قصص سه کلمه شطی الواد الایمن مطرح شده است که معنای ان از حاشیه یا جانب راست دره یا همان سیل گاه می باشد و جایی که ندای وحی بر موسی نازل شد
سیدحسین اخوان بهابادی
ﻛﻠﻤﻪ �ﺍَﻳﻤَﻦ� ﻳﺎ ﺍﺯ �ﻳُﻤﻦ� ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺍﺳﺖ ﻭﻳﺎ ﺍﺯ �ﻳَﻤﻴﻦ� ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺟﺎﻧﺐ ﺭﺍﺳﺖ.(برگرفته از تفسیر نور استاد قرائتی)
نیازعلی شمس
با سپاس از پارسی دوستان گرانسنگ:
واژه ایمن از واژگانیست که فردوسی بزرگ نیز آن را به کار برده است:
بدو گفت گستهم کای شهریار
چرایی چنین ایمن از کارزار.
که در اینجا همان آسودگی باشد که به چمش دور از زیان است.
واژه دیگر همان بی‌زیان است. که می‌توان به کار بست.
چمش دیگر ایمن همان نیکو و مبارک است که جناب بهابادی بدان پرداخته‌اند.
بادرود


نام نویسی   |   ورود