برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

برهان

/borhAn/

مترادف برهان: بینه، حجت، دلیل، فرنود

برابر پارسی: فرنود، آوند، پَروَهان، نخش
برهان
دلیل, حجت
لغت نامه محمد برهان تبریزی
برهان قاطع
با دلیل و برهان
مستدل, مبرهن
دلایل و برهانها
ادله
دلیل | برهان
برایا
دلیل و برهان
فرنود
علت و برهان
دلیل
علت | برهان
دلیل
امیررضا
برهان، نوعی استدلال است که صورت آن از شکل های معتبر قیاس خصوصا شکل یکم و مادهٔ آن هم باید از قضیه هایی تشکیل شود که درستیشان قطعی باشد.[۱]
انواع برهان
برهان لمّی
اگر در برهان از علت به معلول پی برده شود به آن لمّی می گویند. مثلا یک پزشک در یک روستا به پشه مالاریا بر می خورد و در می یابد که بیماری اهالی آن روستا از پشه مالاریا است.
برهان انّی
اگر از معلول به علت پی برده شود به آن برهان انّی می گویند. مثلا یک پزشک از سرفه های خشک بیمارش پی می برد که او بیماری او سل است. بر هان شبیه ان یا شبیه لم برهانی است که در آن از احداالمتلازمیتن به دیگری پی می برند مانند برهان صدیقین[۲]
پانویس
↑ روح الله عالمی. منطق. چاپ دوم. تهران: شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی، ۱۳۸۹.
↑ نهایه الحکمه علامه طباطبایی
از ویکی پدیا
کیان
پروهان، آنچه که روشنگر است. آمده از زبان پهلوی
رقیه امیرعاجلو
دلیل
خانوم قرایی
من این اسمو خیلی دوست دارم و معنیش دلیل محکم هستش .... با سپاس
ناشناس
رها کن
برهان
علاوه بر تمام معنی که در لغت نامه ها امده به معنی صادق معنی میکنم
فاطمه
دلیل منطقی، ازالقاب حضرت مهدی
اشکان
این واژه ریشه ایرانی دارد و بیش از هفتاد درصد عربی ایرانی است و آنچه را که ما عربی می پنداریم ، بیشترشان ایرانی هستند مانند قاضی قوه خدمت و ...
علی دوستی نوگورانی
حجت


نام نویسی   |   ورود