برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

بشقاب

/boSqAb/

مترادف بشقاب: ظرف، غذاخوری، دیس کوچک

برابر پارسی: دوری، پیشدستی
بشقاب بزرگ و معمولا بیضی
دیس
بشقاب کوچک استکان
نعلبکی
کاسه و بشقاب سرسفره
سکره
قرص نانی به بزرگی یک بشقاب
نشکنک
نوعی بشقاب
دوری
شهریار آریابد
در پهلوی " پدیشخوار" برابر نسک فرهنگ کوچک پهلوی از مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
سعید
این واژه به ظاهر ترکی برخاسته از واژگان پارسی می باشد بشقاب از دو کلمه بش و قاب به دست امده است بش از کلمه پوش که همان واژه پوچ پارسی است و قاب از واژه سغدی کاپ به دست امده است هر دو واژه پارسی و ایرانی می باشند
نامور
در پاسخ به آقای سعید:
بش در ترکی قدیم به معنی آزاد بوده و ریشه کلماتی مثل بُشانماق (طلاق گرفتن)، بُشلاماق (رها کردن)نیز است اگر فرض شما درست باشد می توان احتمال داد که ریشه کلمه پوچ از کلمه بُش است.
واژه قاب در ترکی قدیم به معنی ظرف اندازه گیری، مشک است. در سغدی نیزی کلمه کاپ وجود دارد ولی زبانشناسان ارتباطی میان این دو نیافته اند. ضمن اینکه زبان سغدی پارسی نیست.
مجید دلبندم
بشقاب یکی از ظروف آشپزخانه است که در غذاخوری بدرد می خورد. حالا من نمیخوام مانند دوستان به معنی واژه کاری داشته باشم ولی من می خواهم که انواع بشقاب هارا معرفی کنم:پیش دستی-بشقاب پلو خوری-بشقاب خورشت خوری-بشقاب سوپ خوری-بشقاب میوه خوری- بشقاب پرنده و....
سعید
در پاسخ به آقای نامور
سغدی و فارسی هر دو متعلق به دو هزار و پانصد سال قبل هستند در حالیکه ما از ترکی فقط نوشته هایی مربوط به هزار و سیصد سال قبل داریم خوب به راحتی میشه فهمید چه زبانی از چه زبانی تاثیر گرفته است تعداد کلمات ترکی در فارسی حتی به صد هم نمیرسد بش در ترکی تاکید می کنم فقط و فقط به معنی تهی و پوچ است بشانماق و بشلاماق هر دو به معنی رها کردن هستند و رساندن تعهد به صفر و تهی کردن تعهد ولی با پسوندهای مختلف که در محل های مختلف استفاده می شود ترکی به دلیل داشتن واژگان بسیار پائین نسبت به فارسی و دیگر زبانها ناچار است با یک ریشه صدها کلمه بسازد این الکنی ترکی بسیاری مواقع باعث دردسر برای این زبان شده و تقریبا ترکی اسلامبولی با سابقه صد ساله سعی در حذف این عیب کرده است اگر توجه کرده باشید حتی یک کتاب به زبان ترکی که دارای ادبیات غنی باشد وجود خارجی ندارد به همین دلیل ترکها ناچار به دست اندازی به عرصه فرهنگی ایران شده اند خود سایت فرهنگستان ترکیه تاکید کرده است قاب را از کلمه سغدی کاپ گرفته اند در ضمن دوستی که به دلیل بی سوادی سغدی را فارسی نمی دانست باید عرض کنم زبانهای پارسیگ عبارتند از دری سغدی
و پهلوی و زبانهای مادی کردی و لری تالشی پارسیگ پارتی ختنی سکایی مازرونی سغدی اگر در توهمات خودشان سکایی را ترکی می دانند به راحتی بایک سرچ در اینترنت و یوتیوب لازم است از خواب بیدار شوند همه یک ریشه دارند و ما امروزه به زبان رسمی ایران فارسی می گوئیم در حالیکه خود ترکان قرقیزی قزاقی آذری ترکمنی اویغوری و بقیه را ترکی می دانند و در جعلیات خود هیچ ابایی به استفاده از کلمات آنها در معنای واژه های ایرانی ندارند اماکتاب شش هزار ساله و سومری دده قوردقورد در این کتاب نام استانبول آمده است خوب دیگه تاریخش به راحتی قابل حدس زدن می شود در خصوص اشعار ترکی منتسب به نظامی گنجوی که هیچ جا او را گنجه لی نه نامیده اند در این اشعار سخن از سعدی و حافظ دیده می شود خوب به این نتیجه میرسیم که نظامی علاوه بر شاعر بودن پیشگو هم بوده نظامی قرن ششم چگونه حرف از حافظ قرن هفتم زده است کمدی وقتی بیشتر می شود که آن ترک و گرگ را هم می بینیم که در هیچ مصحف قدیمی اشعار نظامی این بیت وجود ندارد البته دقیقا یادشان نمی آید که کجا این بیت را دیده اند
sportwoman
plate
علی
این کلمه ریشه ترکی دارد و بش به معنی خالی و قاب به معنی ظرف است
بهمن عنایتی کاریجانی
هو
این کلمه ترکی تلفیقی از بش به معنی خالی و قاب به معنی ظرف هست .در کل ظرف خالی.
محمد دانیال بیگی
واژه قاب ریشه ایرانی سغدی دارد و به معنی ظرف است.در مورد واژه بُش، هنوز هیچ منبع آکادمیکی دربارهٔ ریشه این واژه اظهار نظر نکرده‌است. نظر عامه براین است که این واژه ترکی است. نظر دیگر است که با توجه به ریخت‌های رایج دیگر این واژه مانند پشقاب (در فارسی افغانستان)، پیشقاب (در گویش شوشتری)، پشخاو/pešx�v(در گویش ابیانه،انارک) و … و همچنین نظرداشت واژگان مشابهش مانند پیش-دستی و …، این واژه فارسی است. پیش قاب، ظرفی بوده که در پیش و جلوی هر فرد گذاشته می‌شده و با ظرفی که در وسط سفره گذاشته می‌شده فرق داشته‌است. در گذشته در پارسی به بشقاب، دوری (dowri) می‌گفتند.امروزه نیز همچنان در برخی زبان‌های محلی، برای نمونه مازندرانی، بشقاب بزرگ را دوری می‌گویند. از دیگر واژه‌های پارسی معادل بشقاب، شیلان یا شیلانه، بَزمِه و لب‌تخت می‌باشد.

در قدیم به‌ویژه بشقاب‌های بزرگ لبه‌دار را دوری، پردل، و رکابی می‌گفتند.در پارسی، بشقاب سفالی و سوپ‌خوری، سُکُر (یا سُکوره، سُکُرجه، اُسکُر، اُسکُرچه)، بشقاب بزرگ زکنج، بشقاب کوچک بَزمَک،بشقاب کشیده دیس، بشقاب ژرف گِردَنَه، بشقاب چوبی چپین، و بشقاب پهن تبرک یا گرباک نامیده می‌شده‌است.

در ترکی استانبولی نیز به بشقاب تابک گفته می‌شود که همان تابه در فارسی میانه است.


نام نویسی   |   ورود