برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

تجزیه

/tajziye/

مترادف تجزیه: افراز، تفکیک، جداسازی، مجزاسازی، انتزاع، انفصال، تحلیل، تفریق، تقسیم، تفکیک کردن، جزء جزء کردن، جزء جزء شدن، آنالیز کردن

متضاد تجزیه: ترکیب

برابر پارسی: جداکردن، بند بند کردن، پاره، پاره پاره کردن، موشکافی، پارگی، پاره پاره شدن
تجزیه
انالیز
تجزیه شیمیایی با آب
هیدرولیز
جسمی که نور را تجزیه می کند
منشور
عمل تجزیه شیمیایی به وسیله برق
الکترولیز
پوریا13
تکه تکه شدن، از هم پاشیدن
پوسیده شدن جسد را تجزیه شدن میگویند
پوریا13
تکه تکه شدن ، از هم پاشیدن
مینا علمداری
پارَستار، پارانه ( پاره پاره کردن ، تکه تکه کردن)،
محمد رحیمی
آنالیز
مازیار ایرانی
ما در زبان سیستانی ک هنوز هم واژگان پهلوی دران هست به تجزیه کردن چندپاره و یا چمپاره و چماره میگوییم ک ب نگرش من بسیار بهتر و شایسته و بجا میباشد


نام نویسی   |   ورود