برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

خاتون

/xAtun/

مترادف خاتون: بانو، کدبانو، بی بی، بیگم، خانم، مخدره، همسر، زن اصیل، شریفه، کنیز، کلفت، خادمه

متضاد خاتون: آقا

برابر پارسی: بانو، کدبانو، بی بی
خاتون
بیگم, بانو, بی بی, کد بانو
خاتون و بانو
بیگم
خاتون و بی بی
بانو
خاتون | زن نیکو
بیبی
خانم و خاتون است و نام سریالی با حضور داریوش ارجمند
بانو
مریم قاسمی
بی بی
اشکان
فروتن باگذشت صب
ورارامش دهنده مظلوم دلسوزشیک پوش خوش تیپ
شهبانو
نامی دخترانه و کاملا پارسی

***
سرزمین سغد چین جزیی از خاک ایران بود
امروزه زبان پارسی در آنجا رواج دارد

سغد(سگد،سکا )::سیستانی
فاطمه
بانو ،خانم
مرضیه
خاتون : درزن ،عيال،زوجه وهمسر
كدخداي
بيشتر كشورهاى مسلمانان اسيايي خاتون به معني كدبانو
علی باقری
خاتون :دکتر کزازی در خصوص خاتون می نویسد :"مِهسَتی : بانوی نژاده ی بلند پایه . این واژه را ترکی دانسته اند ؛ اما گمان به ایرانی بودن آن نیز برده شده
《لفظ خاتون در قدیمترین کتاب فارسی، ترجمه ی تاریخ طبری، هم مکرر آمده؛ پس باید فارسی باشد، اگر چه فرهنگ های ترکی آن را ترکی ظبط کرده اند. در سنسکریت، بانوی خانه را " کتم بینی" هم گویند که ممکن است از ریشه ی خاتون باشد》فرهنگ نظام
وی در ادامه می نویسد : "بر این پایه شاید بتوان در میانه ی خاتون با خوَتای پهلوی و خدای پارسی،در معنی سرور و پادشاه ، پیوندی یافت. این واژه در شاهنامه بارها بکار برده شده است. "
بدو گفت کز مام خاتونیم
ز سویِ پدر آفریدونیم
نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴،ص ۱۸۵.
قنبر
بیگم
خاتون
فقط میتونم بگم عاشق اسمم هستم وممنونم ازمادروپدرم بخاطرهمچین اسم زیبایی وافتخارمیکنم به اسم بااصالتم....❤😍😘


نام نویسی   |   ورود