برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

خستگی

/xastegi/

مترادف خستگی: جراحت، ریش، زخم، کوفتگی، درماندگی، فرسودگی، ملالت
خستگی
تعب
خستگی | خسته
ستوه
خستگی ناپذیر
نستوه
خستگی | درماندگی
نزار
در تابستان خستگی در کن است
یخ در بهشت
آزار و خستگی و بیماری
رنج
از انواع دسرهای ایرانی که در تابستان خستگی در کن است
یخ در بهشت
بهادر
تعب
مژگان
ماندگی
رضاآپادانا
کوفتگی
مقدس
بجان امدن


نام نویسی   |   ورود