برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
 
بخشی از دوربین عکاسی است که قابلیت اضافه کردن فلاش خارجی را به دوربین میدهد
کفشک
مخترع دوربین عکاسی دستی
ایستمن و واگر آمریکایی
دریچه تنظیم نور در دوربین عکاسی
دیافراگم
مارکی بر دوربین عکاسی
کانن
امیرعباس
نگار افکن ؛ نگر افکن
Ali.H
دوربین عکاسی=foto camera
ایرزاد
دوربین عکاسی
نگارانه ، نگارانداز ، نورگاره ، نورنگاره،اَفتوگاره ، اَفتونگاره
اُمید
فرتوبردار؟ فرتو از همان واژه ی پرتو می‌آید، اما فرتو به معنی عکس استفاده شده در ادبیات. می توان به دوربین عکاسی گفت دوربین فرتوبرداری، ولی این نوع تغییرات در زبان می بایست در فرهنگستان زبان رسماً ثبت شود. نمی باید هر کس برای خودش به هر شیوه ای که می خواهد بنویسد. و نیازی هم نیست همه ی واژگان عربی را از زبان زدود، زیرا بسیاری از این واژگان فرآورده ی کوشش و نوآفرینی نویسندگان و دانشمندان ایرانی اند که نقش بسیار برجسته ای داشته اند در پیشرفت زبان عربی. از پیدایش اسلام تا به امروز.


نام نویسی   |   ورود