برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

رزرو

/rezerv/

مترادف رزرو: پس انداز، ذخیره، یدکی

برابر پارسی: اندوخته
رزرو
ذخیره
مژده
جایی یا مکانی که از قبل برای استفاده شخصی تعیین شده باشد.
آروین
گُلگِرفت
سیدحسین اخوان بهابادی
رزرو وقت:نوبت گرفتن، رزرو مکان مثل رزرو هتل :توافق بین دو نفر برای استفاده از مکانی در آینده ی عموما نزدیک از قبل
ایرزاد
رزرو
از پیش گرفتن ، کنار گذاشتن، بازاندازی ،
از پیش نگهداشتن، گُذرانگهداشتن


نام نویسی   |   ورود