برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

رسوم

/rosum/

مترادف رسوم: آداب، آیین ها، قواعد، روحیات، شعایر، مراسم، باج، باژ، خراج، عوارض

برابر پارسی: هنجارها، روشها، آیینها، آساها
رسوم
اداب
رسوم و سنن
اداب
رسوم و شرایط
اداب
ایجاد زمینه تربیت اجتماعی و علم و آداب و رسوم در جامعه
فرهنگسازی
از رسوم ازدواج است که در آن در صبح بعد از شب ازدواج داما با مادر عروس ملاقات کرده و از وی بخاطر عقد دخترش تشکر می کند
مادر زن سلام
آداب و رسوم
سنن
غیر مرسوم
نامتعارف
متداول و مرسوم
رایج
متداول | مرسوم
رایج
مرسوم
رایج
مرسوم نیست
ناباب
مرسوم و متداول
رایج
یکی از آئین های نوروز که در آسیای مرکزی و کشور تاجیکستان مرسوم است
بلبل خوانی
آنگه رسم و رسومی را از بین ببرد
سنت شکن
آن که رسم و رسومی را از بین ببرد
سنتشکن
آیئن ها و رسوم
مراسم
محمد
رسوم ...ادایت...اصول..
بیتا
رسم . قوانین .عقاید


نام نویسی   |   ورود