برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سپاس

/sepAs/

مترادف سپاس: ثنا، حمد، ستایش، درود، امتنان، تشکر، حق شناسی، شکر، قدردانی، منت، شکرگزاری

متضاد سپاس: کفران، ناشکری
سپاس
شکر
سپاس شیرین
شکر
سپاس گذار
نمک شناس
سپاس گزار
شاکر
به فرموده حضرت امیرالمؤمنین (ع) سپاس و شکر خدا را مغتنم شمارید که کمترین سودش فزونی••••••است
نعمت
سپاسگزار و شاکر
متشکر, ممنون
سپاسگزار و متشکر
ممنون
سپاسگزاری
تشکر
شکرگزار و سپاسگزار
شاکر
ممنون و سپاسگزار
متشکر
نا سپاس
کنود, حق ناشناس
ناسپاس و بی دین
کافر
ناسپاسی
کفر
کنایه از کسی که به هرکه خوبی یا کمک کند اما سرانجام به وی ناسپاسی میشود
دستش نمک ندارد
حسین
الحمد
مرتضی
الحمد
آتنا
در زمان هخامنشیان مردمان سه چیز را پاس می گذاشتند:
گفتار نیک
پندار نیک
کردار نیک
مردمان این سه تا را پاس می دانستند یعنی سه پاس داشتند
فرزند ایران
سه پاس تو چشم است و گوش و زبان
کزین سه رسد نیک و بد بی گمان

فردوسی
مصیب مهرآشیان مسکنی
سپاس =دعاخیر اوستایی است
مصیب مهرآشیان مسکنی
سپاس=معادل اهدنا صراط المستقیم است یعنی برو که گمراه نگردی و همیشه پندار و رفتار و کردار تو نیکو باشد پس دعای زیبایی در اوستا میباشد که تقریبا برابر عاقبت به خیر شوی است ولی خود جمله عاقبت بخیر ی نیست و سپاس دعای منحصر بفردی است که نظیرش را من ندیده ام


نام نویسی   |   ورود