برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سپهبد

/sepahbod/

مترادف سپهبد: امیرالجیش، ژنرال، سپهسالار، سالار سپاه، سردار سپاه، فرمانده سپاه
سپهبد
مارشال
سپهبد فرنگی
ژنرال
آرسام آرامیس
سِپَهبَد�(تلفظ مئمول: سپهبُد) نام یکی از درجات�ارتشی�است.
ریشه واژه در پارسی باستان متشکل از سپه پاد بوده و پاد نیز خود به معنی پائیدن و پاسبانی است.
سپهبد فرمانده یک�سپاه�از ارتش است.
حسنا
سِپَهبَد (تلفظ معمول: سِپَهبُد؛ (به پارسی میانه: �spāhpat� یا �spāhbed�) <(به پارسی باستان: �-spāda-pati�) <به نیاایرانی: �-spāda-pati*�> (به پارتی: �spāδpat� یا �spāδbad�)؛ (به سغدی: �spāδpaδ�)؛ (به باختری: �σπαλοβιδο یا ασπαλοβιδο�)) نام یکی از درجه‌های ارتشی است که بالاتر از سرلشکر و پایین‌تر از ارتشبد است.

سپهبد فرمانده یک سپاه از ارتش است که آن یگانی راه کنشی است که دارای تجهیزات و تسلیحات لازم برای اجرای عملیات رزمی بوده و از دو یا سه لشکر تشکیل می‌شود.[۱]

سپهبد معادل Lieutenant General (ژنرال سه‌ستاره) در نیروهای نظامی آمریکا و معادل دریاسالار در نیروی دریایی است
حسنا
سپهبد
لغت‌نامه دهخدا
سپهبد. [ س ِ پ َ ب َ / ب ُ ] (اِ مرکب ) مخفف �سپاهبد� = �اسپهبد� = اسپاهبد. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). سپه سالار و خداوند و صاحب لشکر را گویند چه سپه به معنی لشکر و بدین معنی صاحب و خداوند باشد و بعربی اصفهبد خوانند. (برهان ). سپه سالار.
مرضیه
مارشال
مرضیه
مارشال


نام نویسی   |   ورود