انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

امیرمهدی ١٤:٣٤ - ١٣٩٥/٠٦/٢٤
این واژه عربی است و پارسی آن، واژه ی پهلوی آتور می باشد
|

محسن مرادنوری ٢٣:١٥ - ١٣٩٧/١٢/٠٣
لهیب
|

شهریار آریابد ٠٨:١٦ - ١٣٩٨/٠١/٠٣
در پهلوی " وخش " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
وخشان = شعله ور
شعله ورشدن = وخشیدن
|

جوانشاهی ١٩:٥٨ - ١٣٩٨/٠١/٠٣
وخش::در زبان پارسی به معنی عطسه
|


نام نویسی   |   ورود