برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علامت

/'alAmat/

مترادف علامت: آیت، آیه، نشان، نشانه، نمود، نمودار، انگ، داغ، شاخص، شاخصه، رایت، علم، اشاره

برابر پارسی: نشانه، آرنگ، نشانی
علامت
نت, سیگنال, نشان ,انگ
علامت اختصاری پتاسیم
کا
علامت استمرار
می
علامت بیماری
تب
علامت بینالمللی تعیین کننده مشخصات و قیمت کالا
بارکد
علامت پرانتز
کمانک
علامت پیروزی
وی
علامت پیکان
فلش
علامت تجاری
ارم
علامت تجاری روی کالا
مارک
علامت تردید
یا
علامت تفریق
منها
علامت جذر
رادیکال
علامت جمع
ها
علامت جمع در فارسی
ها
علامت جمع فارسی
ها
علامت دادن به دشمن برای حمله به خود یها در جنگ
گرا
علامت روی حرف
فتحه
علامت زیر حرف
کسره
علامت شک و تردید
یا
علامت صفت تفضیلی
تر
علامت عدل های تجاری
انگ
علامت فاصله
تا
علامت قرآنی
مد
علامت قرانی
مد
علامت ماضی استمراری
همی
علامت مخصوص
مارک
علامت مخصوص دولت ها و تجارت خانه ها
ارم
علامت مخصوص کارخانه
ارم
علامت مرغوبیت کالا
استاندارد
علامت مصدر جعلی
یت
علامت مصدری
یت
علامت معفول بی واسطه
را
علامت مفعول به واسطه
را
علامت مفعول بی واسطه
را
علامت مفعولی
را
علامت مقدس مسیحیان
صلیب
علامت منفی
بی
علامت میگرن
سردرد
علامت ندا
ای
علامت و آرم
نشان
علامت و برچسب
انگ
علامت کارخانه
ارم
علامت کاما
ویرگول
علامت | ایما
اشاره
پسوند علامت نسبت
گان
حرکت زیر حرف و علامت آن
کسره
حرکت زیر حرف و علامت ان
کسره
هر یک از علامت های نقطه خط یا بوق بلند و کوتاه
مرس
برچسب و علامت
انگ
علامتی بر روی عدل های تجاری
انگ
شهریار آریابد
در پارسی " دخشک" dakhshak ، دخشک ها = علایم .
سالوکی
آیت
نغمه راد
شیوه


نام نویسی   |   ورود