برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

عملیات

/'amaliyyAt/

مترادف عملیات: اعمال، کنش ها، مانور

برابر پارسی: کار، کار بزرگ
عملیات این رشته مربوط به معاملات واحدهای سیاسی از قبیل سازمان های دولتی استان ها | شهرها | دهکده ها و شهرداری ها است و فعالیت آن در زمینه تهیه و تنظیم اطلاعات حسابداری برای دستگاه های دولتی است•
حسابداری دولتی
عملیات بانکی
تراکنش
عملیات تولیدی
فرآوری
عملیات جنگی آزمایشی
مانور
این عملیات زمانی اتفاق می افتد که بانک مرکزی پایه پولی را با خرید و فروش اوراق بهادار (قرضه و خزانه) تغییر دهد
بازارباز
این عنوان مربوط به کالاها یا خدماتی است که در حال حاضر جزو اقلام دارایی موسسه می باشد و در آینده ضمن جریان عملیات موسسه به حساب هزینه منظور خواهد شد
پیش پرداخت
بنگاهی انتفاعی (دولتی یا خصوصی) که عملیات تجاری | مالی و اقتصادی انجام می دهند و مردمان پول های خود را به آن می سپرند
بانک
بنگاهی انتفاعی که عملیات تجاری | مالی و اقتصادی انجام می دهد
بانک
تنظیم و پیشنهاد اجرای طرح های مالی برای عملیات آینده موسسه بازرگانی
بودجه بندی
ستاره فیلم عملیات غیرممکن
تام کروز
شامل اقلامی است که مدت دوام آنها از نظر موسسه تقریبا دائمی و ثابت است و در جریان عملیات عادی موسسه به فروش نمی رسد
دارایی ثابت
عبارت است از تنظیم و پیشنهاد اجرایی طرح های مالی برای عملیات آینده موسسه بازرگانی
بودجه بندی
قطع عملیات جنگی
اتش بس, آتش بس
مبالغی که پس از کسی هزینه عملیات از سود ناویژه بنگاه اقتصادی باقی می ماند
سود ویژه
مجموعه عملیات طی مراحل لازم برای رسیدن به مرحله نهایی
فرایند
محل عملیات بند بازی
سیرک
از عملیات رایج بانکی
واریز
از عملیات کشاورزی
برداشت
ازمناطق عملیاتی جنوب دردوران جنگ
فاو
به مجموعه عملیاتی که منجر به ساخت و اندازه گیری دقیق دهانه درونی لوله توپ و اسلحه های گرم می شود | می گویند
کالیبراسیون
رشته ای از دستورها برای انجام عملیاتی بصورت سلسله مراتب در ریاضی
الگوریتم
عملیاتی که هم در دریا و هم در خشکی انجام شود
ابخاکی
رضا فتحی پور
کنشین
دینا
فعالیت ها ، کارها
مینا علمداری
کارکرد، کارکردها
اشکان
از واژه های اضافی و زشت عربی است و نیازی به کاربرد آن نداریم که برابر سازی کنیم
عملیات گاز رسانی : گاز رسانی
عملیات ( در جنگ) : حمله
جمشید احمدی
کنشوری/ کنش وری
مطهرنیا
کنشمند با ضمه ک و کسره ن و به پیروی از آن� عملیاتی�، می شود کنشمندانه در جمله ای مانند تعریف عملیاتی ( کنشمندانه) از این واژه آن است که ....
شیزوکو
نقشه ریختن برای کاری


نام نویسی   |   ورود