برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فر

/farr/

مترادف فر: تاب، چین، شکن، کرس، تازگی، طراوت، نوی، دلال، غنج، کرشمه، ناز، تنور، تنوره | جلال، شان، شکوه، شوکت، فروغ ایزدی، لمعه، حسن، زیبایی
فر و شکوه
جاه
انجمن عالی فر هیختگان
فرهنگستان
ساخته رحمان رضایی با بازی حسام نواب صفوی | علیرضا ثانی فر و سولماز غنی
اتانازی
ساخته روی پرده هومن سیدی با بازی امیر جعفری | ریما رامین فر | آزاده صمدی | نوید محمدزاده | امیر جدیدی و ویشکا آسایش
سیزده
ساخته علی غفاری با بازی حمید فر خنژاد
استرداد
ساخته وحید وکیلی فر با بازی محمد ربانی که اخیراً در گروه هنر و تجربه اکران شد
تابور
سریال اخیرشبکه دو ساخته جلال دهقانی اشکذری با بازی عباس غزالی | جعفر دهقان | هستی مهدوی فر و سیماخضرآبادی
حانیه
سریال جدید شبکه دو ساخته سید جلال دهقانی اشکذری با بازی عباس غزالی | محمد کاسبی | هستی مهدوی فر | سیما خضر آبادی و••• که قسمت اول آن دیشب روی آنتن رفت
حانیه
سریالی ساخته جلال دهقانی اشکذری با بازی جعفر دهقان | عباس غزالی | هستی مهدوی فر و سیما خضر آبادی که پارسال پخش شد
حانیه
فیلم در نوبت اکران هومن سیدی با بازی امیر جعفری | ریما رامین فر و آزاده صمدی
سیزده
فیلمی از رضا کریمی با بازی حمید فر خنژاد و امین حیایی
تب
فیلمی از رضا کریمی با بازی حمید فر خنژاد | حیایی و لعیا زنگنه
تب
فیلمی جنجالی از سعید سهیلی با بازی حمید فر خنژاد
گشت ارشاد
کتاب فر هاد فخرالدینی
شرح بینهایت
آب اسفرزه
لعاب
آب صفر درجه
یخ
آب فروش
سقا
آبله فرنگی
اتشک
آتش افروختن
فتنه انگیختن
آتش افروخته
نایره
آتش برافروخته
نایره, نائره
آتمسفر
هواکره, جو
آثار آلفرد دوموسه
یک مرغ سفید
آخر فرنگی
اند
آخر و فرجام
ابد
آخرین آلبوم استاد «شهرام ناظری» که از پرفروش های موسیقی سنتی است
شور رومی
آخرین ساخته روبر برسون فیلمساز فقید و سرشناس فرانسوی
پول
آخرین فرمانروای سلسله اتابکان فارس
آبش خاتون
آخرین ماه فرنگی
دسامبر
آرامگاه فردوسی
طوس
آرشیتک فرانسوی کانال سوئز
دیلیسپس
آرمگاه فردوسی
طوس
آسودگی و فراغ
رامش
آش فرنگی
سوپ
آشپزخانه فرنگی
کیچن
آفریدگار
باری
آفریدن و خلق کردن
سرشتن
آفریدن و هستی بخشیدن
تکوین
آفریدن و هستی دادن
تکوین
آفریده شدگان
انام
آفریده شده
مخلوق
آفریقا
قاره سیاه
آفریقای جنوبی
پرتوریاوکیپ تاون
آفریقای مرکزی
بانگی
آفرین فرنگی
براوو
آفرین و احسنت
براوو
آفرینش
ایجاد
آفرینش | پدید آوردن
ایجاد
آفریننده
صانع, خالق
آقا در لفظ فرانسه
موسیو
آقای فرانسوی
موسیو
آقای فرنگی
مستر
آلبوم موسیقی فرزاد فرزین
شلیک
آماده و فراهم
مهیا
آمار متوسط به ازای هر نفر
سرانه
از فرآورده های شیری
خامه
از فرآورده های گوشتی
کالباس
از فرآورده های لبنی
کره
از فراعنه مصر
کفرن
از فراعنه مصری
خیوپس
از فرزندان آدم (ع)
هابیل
از فرزندان چنگیز
جوجی
از فرزندان چنگیز خان
تولوی
از فرزندان حضرت آدم
هابیل
سینا
بالا سویی ، اوج ، و شکوه... به معنی ارزش والا از سوی ملکوت نیز آمده است که با دین زرتشت و آیین مهر به خاک پارس (ایرانزمین) وارد شد.
النا
فر. اسم. مأخوز از four فرانسه برابر با forno در ایتالیائی و oven انگلیسی. هم به معنای آهن است (در فرانسه) هم وسیله جعد و پیچش موی بانوان هم تنور و کوره.
آریا بهداروند
در زبان لری به پرواز،،فر
Fer می گویند
سنا
برتری
کهرزاد
شکوه و جلال
لولا
شکوه
هنرزاده شیراز
فر ( فار) = (فتح ف، سکون ر) در زبان ایل بزرگ عرب خمسه استان فارس، به معنی به جوش آمدن آب قوری و یا کتری و یا آب دیگ روی آتش هست.
مویه گدر فر یعنی آب دیگ به جوش آمد.
S
Fer=شکوه
ح.م.
فَر : بَر، بالا، والا، تاج
بیتا
فروغ ایزدیست که به دل هرکه بتابد از همگنان برتری می یابد و از پرتو همین فروغ است که شخص به پادشاهی می رسد و در کمالات نفسانی و روحانی کامل می شود.
علی سیریزی
فَرّه یا فر درخشش و بخشش ایزدی است که یک شخص به درجه‌ کمال می رسد.
Z y e
Oven ..بخاری . کوره .فر . اجاق . تنور.
فریدون ارجلو

فر علاوه برمعنایی اساطیری نظیر فرایزدی وغیره که به آنها اشاره شده است .می تواند نوعی پشوند ونشانگر افزایش وافزوده گر ی وپُری ویزادبودن باشد مانند معنی واژه هایی همانند فرناز ، فرشاد ، فرشید ،فردوست و....که به معنی دارندگی شادی روبه افزایش یا فراوان ویا درفرشید تمایل روبه فزونی به درخشش یا همانند شید یا خورشید یا روشنایی یا نوراست .واین وآژه ازنظر وصفی به این شکل می تواند با همان فرایزدی دررابطه قرار گیرد .
فَرَاَfara،فَراfarau[(درهخامنشی واوستا زیادآمده ودرسر دسته ای ازواژگان مانند فرمان ،فرزان،فرارفتان،فراخواندن بجامانده)بمعنی �پیش� است .درسانسکریت �پَرpar�درلاتین �پرُوpro�ودرزبانهای کنئنی اروپا به هیئت های مختلف موجود است.](فرهنگ ایران باستان،استادپ.رداودص 54
پیری pey rieدرگویش سورانی زبان کردی برابراست با پَری pareدرگویش اورامی زبان کردی وبمعنی پیش درزبان فارسی دری وهم ریشه است با preدرزبان انگلیسی ] که بصورت پیشوند ی بانام ها واسامی جای ها همراه است .همانند پری زنگنه که نام یکی ازروستاهای ملایر است .و�فر� نیزکارکردی مشابه آن دارد مانند فر ایجان درشهرستان محلات ونمونه های فراوان دیگر سطح کشور وعلی الخصوص درقلمرو جغرافیای طبیعی وفرهنگی قره چای واز جمله درمنطفه فراهان دراستان مرکزی .
په رین parinدرکردی سوارنی برابراست باپرِآیprayدرکردی اورامانی ودرفارسی راندن به جلو معنی می دهد.وواژه propel درانگلیسی ازاین ریشه وبهمین معنی است
�فر�مترادف�پر�می باشدو [در زبان سنسکریت این واژه به گونۀ واژة Parsuو در زبان اوستایی Parasuمفاهیم �مرز، دنده، پهلو، کنار، و بر� را به ذهن متبادرمیکند )دیاکونف، 155 ،68-67 :1378؛ قرشی، .(229 :1380ابن بلخی نیز پارس را منسوب به پهلو میداند )ابن بلخی، .(4 :138 ] pariyپَری درپارسی باستان پيرامون ، اطراف (واژه نامه پارسی باستان)معنی می دهد و para : فرا می باشد.نام روستاها دارنده این یشونددرنوشتهای رسمی با آوای �فر�ودرگویش های محلی همانند �فرک�یا�پرک�یا �فرده قان�یا �پرده قان�با آوای �پر�خوانده می شوند .

و بصورت یشوند یا پسوند در نامگذاری اماکن وفرهنگ اصطلاحات جغرافیایی بسیار دیده می شودکه می توان ازآن بعنوان حد،حریم ،محدوده ، ومرزودارندگی یا نشان معنی کرد .مانند فرایجان ،فراهان ، فر،فرحصار،فرزین ،فرمهین و-دراستان مرکزی و....که دراین نامگذاری ها با درنظر گرفتن فرهنگ باستانی وبرخاسته ازطبیع که تمام هسیتی را نااشی از فرایزدی وآنرا دارای حیات می دانستند .بخشی ازگستره زیاد معنی �فر،فره� یعنی شناخت وبه رسمیت شناختن واحترام به آن ویا حرمت آن بطورضمنی دخیل می باشد ولی چنان ارتباط تنگاتنگی که بعضی افراد درتعبیر اسامی جای ها برداشت می نمایند ندارد بلکه معمولا بصورت ترکیب با نشانه دیگر وقابل شناسایی(به ارزش معنایی شناخت ودرک که با تکریم همراه است درفرهنگ باستان توجه شود) وبطور اولی با علایم جغرافی وبطور خاص جغرافیایی طبیعی وپس ازآن جغرافیای انسانی و...همراه است .فی المثل واژه� فرمهین �که درگویش های فارسی محلی بشکل �پَرمئین یا پرمیین � می خوانند و امروزه مرکزشهرستان فراهان دراستان مرکزی ایست درحاشیه کویر میقان قرارگرفته است .میقان عربی شده واژه مه گان درفارسی است . این کویر سبب ایجاد مه در زمانهای سرد واکثر روزهای زمستان می شود .ونیز نام چندروستا دراین ناحیه با �میقان� همراه است ازجمله �میقان،مشهد میقان� ضمن اینکه شاید این ناحیه را ازنظر جغرافیای سیاسی بتوان ازتوابع ناحیه �میقان� محسوب کرد وفرمهین را مرز محدوده جغرافیای سیاسی میقان تعریف کرد .ولی ازآنجا که علت نامگذاری روستاویا نحیه ی میقان همان دارندگی صفت مه آلودی بوده بنظر می رسد یکی ازدلایل نام گذاری نام فرمهین توصیف آن با قرار گیری درمنطقه مه آلود صحیحتر باشد .زیرااین روستا درمرزمنطقه مه آلود قراردارد .ونیز �مه�درآن زیاداست ومی تواند ازنظر شکل توصیف معنایی با توصیف واژه �فرزین� یعنی کس یا جایی که �زین� بمعنی شکوه وجلال ودرخشندگی وزینت وبرجستگی زیاد با حالت رو به تزاید وفروانی است دررابطه قرارگیرد .یا �فرایجان� که مرکب ازفر ایجان و�ایجان� یک علامت جغرافیای شهری است .
البته جادارد اشاره شود که درمواردمتعدی دراین منطقه درگویش های محلی علاوه بر�پرمیین� درفرمهین که اشاره شد درخواندن نام جای ها همراه با واژه �فر�بجای حرف �ف� از حرف �پ� استفاده می شود مثل �پردقان� که نام روستاییدیگر دراین منطقه است .یا �پری زنگنه� که زادبوم کریمخان زنذبوده است.


نام نویسی   |   ورود