برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

قوام

/qavAm/

مترادف قوام: صلابت، غلظت، اصل، مایه

برابر پارسی: استواری، پایداری
تقویت کننده و قوام دهنده
مقوم
سیاســتمدار ایرانی پایان دوران قاجار ملقب به ِ قوام السلطنه
احمد قوام
ازاقوام مارپرست هند
ناگا
این شهر استان سیستان و بلوچستان دارای گذشته تاریخی بسیار دوری بوده و در ادوار مختلف تاریخ ایران مورد تاخت و تاز اقوام مختلف و محل عبور حکام و فرماندهان وقت بوده است
زابل
شهر نارنجستان قوام
شیراز
یکی از اقوام ایرانی تبار
ماد
از اقوام ایران باستان
پارت
از اقوام ایرانی
کرد
از اقوام ایرانی ساکن غرب ایران
کرد
از اقوام باستانی
سارد
از اقوام باستانی مکزیک
مایا
از اقوام باستانی در ترکیه
هی تی ها
از اقوام پدری
عمو
از اقوام ساکن لبنان
مارونی
از اقوام فارسی زبان
تاجیک
از اقوام لبنان
مارونی
از اقوام کشورمان
ترک, لر
سجاد مصلحی
بسیار قیام کننده


نام نویسی   |   ورود