انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

لج
عناد
بازیگر لج و لجبازی
سیاوش خیرابی
از مارهای عظیم الجثه آفریقا
بوا
الجزیره
الجزیره
برنامه غذایی خاص برای افزایش یا کاهش وزن یا معالجه بعضی بیمار یها
رژیم
بزرگترین گنبد آجری جهان و مقبره الجایتو که از آثار مهم معماری پارسی و اسلامی به شمار می رود
گنبد سلطانیه
بیمار ی است که در آن عصب چهر های | فلج میشود
لقوه
بیماری فلج اطفال
پو لیو میلیت
پایتخت الجزایر
الجزیره
پسوند شباهت لجن ته آب
سا
جسور | لجوج
جری
جلجلان
تخم گشنیز
جنگ سلجوقیان با سپاهیان روم
ملازگرد
حیوان آبزی عظیم الجثه
نهنگ
حیوان عظیم الجثه
فیل
حیوان عظیم الجثه دریا
نهنگ
درمان معالجه
مداوا
دلجویی
استمالت
دلجویی و استمالت
نوازش
سریالی ساخته بهروز خلجی در سال 85 با بازی حسن پور شیرازی | لاله صبوری | نیما فلاح و •••
من نه منم
سوق الجیشی
استراتژیک
شاعر ایرانی دوره سلجوقی که کتاب سندبابدنامه را به او نسبت می دهند
ازرقس
شهر الجزایر
وهران
عظیم الجثه
یقر
علج
خر، گورخر
فلج
لمس
فلج اطفال
پولیومیلیت
فلج ناشی از بیماری پارکینسون
لقوه
فیلمیا ز آنگ لی با بازی هیث لجر | آن هاتاوی و جک جیلنهال
کوهستان بروکبک
گل و لجن
لای
لجاجت
یکدندگی
لجاجت | نافرمانی
سرکشی
لجباز
یکدنده
لجنزار
مرداب
لجوج
یکدنده
لجوج | گستاخ
خیره سر
مار عظیم ا لجثه
بوا
مجمع الجزایری در اقیانوس آرام
هاوایی
مجمع الجزایری در جنوب شرقی آفریقا
کومور
معالجات روحی انجام دادن
روان درمانی
معالجه
مداوا
معالجه با آفتاب
هلیوپراپی
معالجه روحی
روان درمانی
معالجه مرض با انواع تشعشع
پرتو درمانی
معالجه کردن
مداوا
مفسر شیعی صاحب روح الجنان
ملجاء
پناهگاه
نافرمانی و لجاجت
سرکشی
نام شاه سلجوقی
ارسلان
همسایه الجزایر و نیجر
مالی
نفس ٠٢:٢٣ - ١٣٩٦/٠٦/١١
لج اسم شمشیر مالک اشتر هست
|

علی هنرزاده شیراز ٠٣:٢٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٠
لَجّ = به زبان عرب خمسه شیراز علاوه بر یکدندگی و لجاجت معنی تکان دادن مشک برای تبدیل به دوغ و خارج کردن کره از آن هم هست.
سِقِه لِجّی یعنی مشک را بجنبان ( خطاب به مونث)
|

بیژن ١٢:٥١ - ١٣٩٧/١٠/١٨
I think he has a spite at you
فکر میکنم اون با تو لجه
|

شهریار آریابد ١١:٠٦ - ١٣٩٨/٠١/٢٥
در پارسی " وستاری ، ستیهش "
لجباز = وستار
|


نام نویسی   |   ورود