انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

اصطلاحی در علم اقتصاد که به عنوان یک متغیر برون زا مطرح است و به وسیله بانک مرکزی مشخص می شود
عرضه پول
پول ایران قدیم با ارزش متغیر در هر دوره
درم
سکه طلا رایج در دنیای قدیم که وزن ها و عیارهایی متفاوت و قیمت هایی متغیر داشت
دینار
سامیار ٠٩:٥٠ - ١٣٩٥/٠٧/١٣
برابرِ پارسی آن واژه ی دگرساز (اسم فاعل) می باشد که از فرآوردگانِ "دگرگونگی" ست.
|

بهرام س ٠٠:١٤ - ١٣٩٧/٠٢/٢٨
وردا
|

ندا ٠٧:٥٨ - ١٣٩٧/١١/٢١
خشمگین- دگرگون
|

مینا علمداری ٢١:٥٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٨
دگرپذیر، دگر جو ، دگریاب،دگر وار ، دگرخواه،
|

شهریار آریابد ٠٨:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
در پارسی " ورتناک " از بن ورتیدن ، در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

جمشید احمدی ٠٣:٥٢ - ١٣٩٨/٠٥/٠٧
ثابت = پایا/پایدار
متغیر = ناپایا/ناپایدار
|

جمشید احمدی ٠٢:٠١ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨
دگرگونه
|

جمشید احمدی ٠٥:٣٧ - ١٣٩٨/٠٥/٢٨
دگرشپذیر
|


نام نویسی   |   ورود