برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجسمه

/mojassame/

مترادف مجسمه: پیکره، تندیس، پیکر، نماد، الگو، اسوه، نمونه

برابر پارسی: تندیس، پیکره
مجسمه
تندیس
مجسمه ساز نامدار آلمانی
شادو
مجسمه سازی
پیکرتراشی
مجسمه لباس
مانکن
مجسمه مصریان قدیم
ابوالهول
بازیگر مرد فیلم های« مجسمه » | « سارا » و« دلشدگان »
تارخ
جایگاه مخصوص مجسمه خدایان در یونان باستان
پانتیون
جزیره ای در دریای اژه واقع در جنوب غربی ترکیه که مجسمه آپولون که از عجایب هفتگانه بود براثر زلزله در این جزیره واژگون شد
رودس
زن اخناتون و ملکه مصر که مجسمه نیم تنه او از شاهکارهای هنری دنیای قدیم و یکی از آنها در موزه برلن و دیگری در موزه قاهره است
نفرتیتی
شهر مجسمه شیر سنگی
همدان
فلز مجسمه سازی
مفرغ
نقاش | مجسمه ساز | معمار و شاعر ایتالیایی | صاحب مجسمه عیسی و موسی در موزه لوور
میکلانژ
تندیس و مجسمه
پیکره
از بازیگران مرد سینمای ایران با فیلمهایی چون سارا و مجسمه
تارخ
محمدرحیم ریگی
پیکرنما


نام نویسی   |   ورود