برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محوطه

/mohavvate/

مترادف محوطه: حیطه، فضا، میدان، ساحت، حیاط، صحن، زمین نامحصور

برابر پارسی: پهنه، جایگاه، گردونه، میدانگاه
محوطه ای تاریخی در نیشابور
شادیاخ
محوطه پارک و تخلیه بار
رمپ
محوطه جریمه زمین فوتبال
پنالتی
محوطه دادگاه
پارکه
در محیط های صنعتی به محوطه ای گفته می شود که در آن مواد خام انبار انباشته می شوند تا بعداً در فرآیند تولید به کار روند
دپو
موزه تاریخی عصر ناصرالدین شاه در داخل محوطه کاخ گلستان
تالار عاج
نام محوطه تاریخی بزرگی در نزدیکی تکاب که مهمترین آثار به جا مانده آن آتشکده وتالارهای دوره ساسانی است
تخت سلیمان
شهریار آریابد
در پارسی " پرکان " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
ب. الف. بزرگمهر
چاردیواری

نمونه:
دانشجویان در چاردیواری (بجای محوطه) دانشگاه گرد هم آمدند.


نام نویسی   |   ورود