برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مدعی

/modda'i/

مترادف مدعی: ادعاکننده، دعوی کننده، شکایت کننده، خواهان، حریف، رقیب، مخالف، ناموسگر، حقه باز، شارلاتان، درخواست کننده

متضاد مدعی: مدعی علیه، خوانده

برابر پارسی: خواهان، خواستار، دادخواه، داومند، داونده
مدعی العموم
دادستان
فلسفه و آیینی که پیروان آن مدعی بودند معرفت عالی به طبیعت و صفات الهی دارند
گیوسی
نقاش مدعی رسالت
مانی, ادرس
نوشته یا گفتاری که برای حمایت از ادعا یا رد ادعای مدعی بکار می رود
دفاعیه
تیم فوتبال پرطرفدار تبریزی که این روزها با خریدهای بزرگ از مدعیان کسب عنوان قهرمانی در فصل بعد به شمار میرود
تراکتورسازی
کیانا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پِژیمال (پهلوی: پِشیمال)
سِویکَرار (سویک از سنسکریت: سْویکَرَنَ = ادعا + پسوند فاعلی ار)
بانگیشاک (بانگیش کردی: بانگه شه= ادعا + پسوند فاعلی اک)
اشکان
لاف
بلوف
جمشید احمدی
فراخواه
رضا نیکخواه
تعریف کلی مدعی اینه: شخصی چیزی رو ادعا کرده اما هنوز درست یا غلط بودنش اثبات نشده.


نام نویسی   |   ورود