برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مسموم

/masmum/

مترادف مسموم: زهرآلود، زهردار، زهرآگین، زهری، سم آلود، سمی، زهرخورده، سم خورده، چیزخور، مشوب، زیان بار

برابر پارسی: زهر، زهرآلوده، زهرخورده
چهارمین امام شیعیان که درسال 94 قمری به تحریک ولید ابن عبدالملک مسموم گردید و به شهادت رسید
امام سجاد
رییس کمیته حزب ناسیونال سوسیالیست و وزیر اطلاعات و تبلیغات آلمان | که در هنگام حمله متفقین | خود و با افراد خانواده اش را مسموم کرد
گوبلز
از خلفای ظالم عباسی که علی بن موسی الرضا(ع) را در توس مسموم نمود
مامون
شهریار آریابد
در پارسی " زهرناک ، مستوک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.


نام نویسی   |   ورود