برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مقرر

/moqarrar/

مترادف مقرر: معلوم، تعیین شده، قرار گذاشته شده، برقرارشده | واخوان، تقریرگر، تقریرکننده، بیان کننده، واگو

برابر پارسی: فرمان داده، دستوری، فرموده
هیچکس را نمی توان از محل اقامت خود تبعید کرد مگر در مواردی که••• مقرر می دارد
قانون
بصورت جدی و برابر با مقررات
رسمی
به صورت جدی و برابر با مقررات و تشریفات
رسمی
تاریخ مقرر
موعد
تشریفات و مقررات اداری
بوروکراسی
جیره مقرر
سهمیه
جیره و مقرری
مستمری
روزی مقرر
رزق
مستمری و مقرری
راتب
مقرری و حقوق
راتب
هومن دبیر
هم گزار
حسام
معلوم شده ،از قبل تعیین شده


نام نویسی   |   ورود